درباره وبلاگ






مدیر وبلاگ : Hossein sj
نظرسنجی
آیا جامعه اسلامی همانند ایران به ولایت فقیه احتیاج دارد؟





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
به تو تنها می گویم که تنهایم.....
تو ای صفای ضمیرم چرا نمیایی؟ چرا بهانه نگیرم چرا نمیایی؟
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM

تلاش جریان‌های منتسب به شیرازی‌ها برای تطهیر مجتبی شیرازی

به گزارش فتن، بررسی‌های اویس نشان می‌دهد بعد از فیلتر کردن سایت آیت الله سید صادق شیرازی و بستن دفاتر شبکه‌های مربوط به این روحانی شیعه. برخی رسانه‌های منتسب به جریان شیرازی تلاش دارند این شخص و برادرش “مجتبی شیرازی” را افرادی معرفی کنند که مخالف افراط و افراط‌گرایی هستند

به عنوان نمونه در یکی از رسانه‌های چنین آمده است:

«شنیده‌شده که اخیراً “یاسر الحبیب” و “مجتبی شیرازی” اختلاف پیداکرده و از همدیگر جداشده‌اند. اطلاعات دقیقی در مورد علت این موضوع در دست نیست اما بررسی‌های انجام‌شده توسط خبرنگار شیعه آنلاین حاکی از آن است که “مجتبی شیرازی” چندی پیش “یاسر الحبیب” را به خاطر اظهارات افراط‌گرایانه اش به شدت مورد انتقاد قرار داده و به او پیغام داده بود که دیگر حق آمدن به منزل و دفترش را ندارد.

گفته می‌شود گویا “یاسر الحبیب” نیز از این موضوع به شدت ناراحت شده و تصمیم گرفته که دیگر به منزل و دفتر “مجتبی شیرازی” نرود. او حتی از هوادارانش خواسته که به هیچ‌وجه به دفتر “مجتبی شیرازی” نروند. از سوی دیگر شنیده‌های خبرنگار شیعه آنلاین حاکی از آن است که در روزهای پایانی ماه مبارک رمضان یکی از اعضای دفتر حضرت آیت‌الله سید صادق شیرازیدر قم، با “یاسر الحبیب” تماس گرفته و بخاطر بسیاری از اظهارات و موضع گیری های افراط گرایانه اش او را به شدت مورد انتقاد قرار داده است.»

شیعه آنلاین - تطهیر مجتبی شیرازی

شیعه آنلاین – تطهیر مجتبی شیرازی

 

اما سؤالی که باید از مسئولین سایت مذکور پرسید

آیا مجتبی شیرازی خط قرمزی با باقی گذاشته که امروز یاسر الحبیب را متهم به افراط گرایی می کند؟

فحاشی و لعن کردن مقام معظم رهبری، توهین و کافر اعلام کردن مرحوم آیت‌الله بهجت. فحاشی به اهل سنت و… تنها گوشه‌ای از اعمال این اشخاص است

به راستی چه حرکت افراط‌ گرایانه ای “یاسر الحبیب” انجام داده است که شیرازی‌ها انجامش ندادند؟

حرکتی که این روزها آغاز شده است، حرکتی است که تمام تلاشش معرفی کردن شیرازی‌ها به عنوان دوست داران وحدت و مخالفین افراط‌گرایی هست

البته جالب اینجاست بارها برای تطهیر چهره سید صادق شیرازی و عدم ارتباط او با یاسر الحبیب شایعاتی مبنی بر طرد کردن یاسر الحبیب توسط ایشان پخش شده است که خود یاسر الحبیب در مورد این شایعات و اخبار چنین گفته است

هذا خبر مکذوب کغیره من الأکاذیب والشائعات المعتاده

ناگفته نماند شخص آیت‌الله سید صادق شیرازی کسی که بارها خودش و وابسته‌ها به بیتش با وحدت مخالف کردند، این روزها با یک تغییر رویه مردم عراق (شیعه و سنی) را به وحدت با یکدیگر دعوت می‌کند

کسی که تا دیروز سب بزرگان اهل سنت را جایز می‌شمرد، امروز دعوت به وحدت می‌کند!

به نظر شما آیا مبنای آیت‌الله سید صادق شیرازی در سب و لعن علنی و اظهار برائت از مقدسات اهل تسنن عوض شده است و به این دلیل مجموعه شیرازی‌ها  قصد عبور از یاسر الحبیب و افراط‌ گراها را دارند؟

یا اینکه مبنایشان بر سر جایش باقی است و این دعوت به وحدت نیز تغییر تاکتیکی است و می‌خواهند افراط‌گرایی هایی که سبب ریختن خون بسیاری از شیعیان جهان شد را به گردن یاسر الحبیب بیندازند شاید مسلمانان نیز باور کنند.تا به این صورت چهره خودشان را تطهیر کنند.

سؤال دیگری که برای مخاطبین پیش می‌آید این است که این تغییر رویه شیرازی‌ها در ماجرای هتاکی آن‌ها به مقام معظم رهبری و آیت‌الله بهجت هم وجود دارد؟ آیا آن‌ها عذرخواهی و اظهار پیشمانی نسبت به این هتاکی‌ها انجام داده‌اند؟





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 24 شهریور 1393 :: نویسنده : Hossein sj
ضدفرهنگ

هنگامى‌که یک فرد در یک محیط فرهنگى بیگانه و در میان مردمى قرار مى‌گیرد که در باورهاى بنیادى آنها سهیم نیست، دچار ضربهٔ فرهنگى (Cultural Shock) مى‌شود. مثلاً اگر یک ایرانى را به جزیره دورافتاده‌اى در اقیانوس آرام در میان قبیله‌اى ببرند، جائى‌که شکار انسان براى آنها امرى معمولى است، به‌درستى دچار ضربهٔ فرهنگى مى‌شود؛ زیرا زندگى این قبایل با شیوه زندگى او بسیار متفاوت است.
   خرده‌فرهنگ (Subculture)
به گروهى کوچکتر از یک جامعه تعلق دارد که به فرهنگ بزرگتر وابستگى دارد و داراى ارزش‌ها و هنجارها و شیوه‌هاى زندگى خاص خود مى‌باشد و مثلاً در ارتش، زندان‌ها، محیط‌هاى دانشگاهی، در بین بزهکاران، معتادان و گروه‌هاى جنایتکار، خرده‌فرهنگ‌هائى وجود دارد که آنان را از فرهنگ بزرگتر جامعه متمایز مى‌سازد. اعضاء هر یک از این خرده‌فرهنگ‌ها تمایل دارند 'قوم‌مدار' باشند، زیرا عضویت در هر یک از آنها دید شخص را نسبت به واقعیت تغییر مى‌دهد.
(Ethnocenterism) به رفتار، قضاوت و تمایلى گفته مى‌شود که براساس آن فرد و گروه، فرهنگ و قومیت خود را بهتر و بالاتر از دیگران مى‌داند، و به هنگام ارزیابى یکى از جنبه‌هاى جامعهٔ دیگر، فرهنگ و خود را معیار قرار مى‌دهد. این ویژگى کم و بیش در همه جامعه‌ها وجود دارد.
   ضدفرهنگ
ضدفرهنگ (Counterculture) خرده‌فرهنگى است که ارزش‌ها، هنجارها و شیوهٔ زندگى آن اساساً با فرهنگ حاکم در تضاد مى‌باشد. چنین گروهى آگاهانه برخى از مهم‌ترین هنجارهاى جامعه بزرگتر را رد مى‌نماید و به این امر نیز مباهات مى‌کند.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


شنبه 22 شهریور 1393 :: نویسنده : Hossein sj

گفت‌و‌گو با كشیشی كه شیعه شد

باید مذهب تشیع را به مردم گینه معرفی كرد . برای مذهب تشیع تنها یك مدرسه دینی در پایتخت داریم كه درمقابل مدارس وهابیون خیلی كم است باید فضای آموزش و پرورش دینی را در گینه بیشتر كرد تا مردم با مبانی تشیع و اهل بیت آشنا شوند .

گفت‌و‌گو از:جمال طاهری

 محمد بویه از كشور گینه استاد تاریخ از دانشگاه دولتی است كه در كشورش دارای جایگاه خوب اجتماعی و اقتصادی است به خاطراین‌كه فن بیان خوبی دارد كشیشی موفق بوده است و در جلسات وعظ و سخنرانی‌هایش همیشه جمعیت زیادی تجمع می‌كردند تا از آموزه‌های دینی او بهره ببرندمحمد بسیاراهل مناظره و مباحثه بود و به عنوان یك مسیحی متعصب همواره آرزو داشت تا به ایتالیا برودو به واتیكان راه پیدا كند و بتواند روزی اسقف بزرگی برای كشورش شود اما او حالا به جای ایتالیا و واتیكان به ایران آمده و در مشهد الرضا مشغول درس خواندن است تا مبلغ شیعه شود. گفت‌وگوی" پایگاه بصیرت"  را با وی بخوانید:

شما كه جایگاه خوبی در دین مسیحیت داشتید چطور شد سراغ دین اسلام  و آشنایی با آن رفتید؟

راستش را بخواهید من نسبت به مسیحیت بسیارتعصب وتقید داشتم به‌صورتی كه كشیش بودم ومی‌خواستم تااطلاعات دینی داشته باشم برای همین بیشتر درس می‌خواندم تا  به واتیكان راه پیدا كنم و اسقف بزرگی در كشورم بشوم اما چون با مسلمانان بحث ومناظره داشتیم هر دو گروه مجبور بودیم تا نسبت به عقاید هم اشراف داشته باشیم و بهتر بتوانیم درمناظرات از دین خود دفاع كنیم برای همین مسلمانان كتاب انجیل ما را می‌خواندند و ما هم كتاب قرآن آنها را می‌خواندیم تا نسبت به هم شناخت پیدا كنیم. به این ترتیب بود كه با  دین اسلام آشنا شدیم .گینه

چطور شد كه مسلمان شدید؟

من شخصیتی دارم كه خیلی اهل بحث وگفت‌وگو هستم همیشه می‌خواستم از دین اسلام  و مسلمانان ایرادی بگیرم و آن را در مباحثم بگویم برای همین درباره اسلام خیلی تحقیق ومط��لعه می‌كردم تا بتوانم یكجایی نقطه ضعف وكاستی پیدا كنم و درمناظرات كم نیاورم غافل ازاین‌كه هرچه بیشتر مطالعه می‌كردم به اسلام علاقه‌مند شدم و نسبت به آن كنجكاوتر شدم به نوعی منطق اسلام من  را به خود جذب كرد

چه چیزی دراسلام بود كه باعث گرایش وعلاقه شما شد؟

قرآن. حقیقتا قرآن كتابی است كه حقیقتا جامع است وبه تمام سوالات در همه زمان‌ها پاسخ می‌دهد من درباره هر مسئله‌ای تردید داشتم ومی‌خواستم آن را ضعف اسلام بدانم در قرآن جوابش راپیدا می‌كردم درحالی‌كه انجیل این مشخصه را ندارد مهمترین چیزی كه در قرآن من را جذب كرد ماجرای حضرت عیسی علیه السلام بود. در قرآن حضرت عیسی یكی از پیامبران خدا معرفی شده است كه از سوی خدا برای هدایت مردم مبعوث گردیده است او هم انسانی مثل همه انسان‌هاست و بنده خوب خداست ولی می‌دیدیم دركتاب انجیل ایشان را فرزند خدا معرفی كرده  یعنی همان پدر وپسر كه خود تناقض بزرگی درمسیحیت است

مسئله نبوت حضرت عیسی شما را به اسلام جذب كرد؟

بله مطالبی كه درباره حضرت عیسی در قرآن آمده بود واقعی‌ترو كامل‌تر بودند بهتر با عقل ومنطق مطابقت داشت این‌كه درمسیحیت گفته می‌شود عیسی فرزند خداست خیلی ابهام درذهن ایجاد می‌كند البته وقتی هم علت را می‌پرسیم جواب درستی نمی‌دهند من به دلیل این‌كه كشیش بودم به انجیل اشراف داشتم دراین مدت خیلی قرآن را خواندم و مطالب هردو را مقایسه كردم برای همین بیشتر به محتوایات قرآن علاقه پیدا كردم 

شما قرآن را می‌خواندید تا مسلمانان را شكست بدهید ولی خودتان شكست خوردید درست است؟

بله بی‌اغراق باید همین را گفت منطق قوی وجامع قرآن من را شكست داد وهرچه تلاش كردم نتوانستم ایرادی از دین اسلام بگیرم تا درمناظرات علیه مسلمانان استفاده كنم ولی خدا چیز دیگری ر��م زده بود.

چطور شد به ایران آمدید؟

من دوستی در دانشگاه داشتم ك�� خیلی با هم درباره دین بحث داشتیم او گفت برو به جایی كه اسلام است و از نزدیك بیشتر با اسلام آشنا شو این بود كه می‌خواستم  اطلاعاتم درباره اسلام بیشتر شود .همزمان دو نفر من را راهنمایی كردند؛ یكی دكتری وهابی بود به من گفت برو عربستان آنجا با اسلام آشنا می‌شوی و هرگونه امكاناتی هم خواستی با پول مناسب دراختیارت می‌گذارند  از یك طرف هم یك مبلغ شیعه من را به ایران راهنمایی كرد تا بهتر اسلام را بشناسم اوگفت برو ایران  ببین در اسلام مشكلی و یا ایرادی هست یا نه

از قرار دعوت عالم وهابی كه وسوسه كننده‌تر بود؟

بله خیلی هم اصرار می‌كرد به عربستان بروم تا وهابی شوم ولی نمی‌دانم چرا راهنمایی مبلغ شیعه بیشتر به دلم نشست ...

مستقیما به شهرمشهد آمدید؟

بله به همراه یكی از دوستان دانشگاهیم كه اوهم درمباحثات با مسلمانان، ‌درباره اسلام كنجكاو شده بود راهی ایران شدیم در وهله اول نمی‌خواستم مسلمان شوم فقط هدفم شناخت و تحقیق بود وبه مدرسه جامعه‌المصطفی در مشهد رفتم

چطورشد نمك‌گیر امام رضا علیه السلام شدید؟

من تمام هدفم رفتن به واتیكان برای اسقف شدن بود به همین خاطر می‌خواستم اسلام را بشناسم تا بهتر نقدش كنم ولی سرنوشت چیز دیگری برایم رقم زد و بودن كنار امام رضا خیلی به من كمك كرد تا حقیقت اسلام شیعی رابشناسم ودرك كنم حالا مشغول درس طلبگی هستم تا یك مبلغ شیعه در كشورم بشوم هیچ كس باورش نمی‌شود من با آن همه تعصب در مدرسه اسلامی باشم.

وقتی اولین بار به حرم حضرت امام رضا علیه السلام رفتید چه حس وحالی داشتید؟

بار اول كه به حرم امام رضا علیه السلام رفتم دیدم همه گریه می‌كنند خیلی برایم جالب  وعجیب بود زیرا در كشورما و بسیاری از كشورهای دیگر گریه مربوط به بچه‌هاست و بزرگترها گریه نمی‌كنند  آن رانشان غم وافسردگی می‌دانند قبلا شنیده بودم كه مسلمانان برای كشته‌های هزارسال پیش خودشان هم گریه‌زاری می‌كنند ومدام درغم واشك هستند وقتی به حرم امام رضا علیه السلام رفتم و دیدم هركس آنجا می‌رود با دیدن بارگاه و ضریح امام اشك می‌ریزد برایم عجیب بود اما بعد كه خودم متحول شدم و گریه‌ام گرفت احساس خوبی پیدا كردم یك حس آرامش و سبكی تازه فهمیدم این گریه چقدر خوب است. خوشحالم كه خدا توفیق داد تا در كنار امام رضا باشم و درس بخوانم.

به شهرهای مذهبی دیگرهم رفته‌اید؟

بله به نجف و كربلا سفر داشته‌ام خیلی خوب بود.

با توجه به این سفرها و تحقیقاتی كه درباره اسلام داشته‌اید چه چیز اسلام برایتان جالب توجه بوده است؟

یكی همان گریه برای اهل بیت (علیهم‌اسلام) كه ضمن گرامی داشتن فرزندان واهل بیت پیامبر باعث آرامش روح وروان انسان می‌شود و دیگری بحث جانشینی و ولایت فقیه در تشیع است این خیلی اهمیت دارد كه پیامبر اسلام بعد از رحلتشان دین اسلام را نیمه كاره رها نكردند، بلكه یك به یك فرزندانشان جانشین پیامبر بودند تا اسلام  تحریف نشود و مسلمانان بازنمانند؛ درحالی‌كه درمسیحیت بعد ازحضرت عیسی هیچ جانشین نداشت برای همین عده‌ای سودجو وفرصت طلب درانجیل تحریفات ایجاد كردند كه تا به امروز باعث گمراهی مسیحیان شده است و خیلی حقایق درمسیحیت تغییر �





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


افراطیون شیعه بزرگترین خدمت را به وهابیت می کنند

گزیده سخنرانی استاد حسن رحیم پور ازغدی در همایش بررسی ریشه های فکری جریانهای افراطی درجهان تشیع

همایش بررسی ریشه های فکری جریانهای افراطی درجهان تشیع با سخنرانی استاد رحیم پورازغدی

همایش بررسی ریشه های فکری جریانهای افراطی درجهان تشیع با سخنرانی استاد رحیم پورازغدی

به گزارش فتن ٬ استاد حسن رحیم پور ازغدی روز یکشنبه 11 اسفند 92 در تالار اهل بیت علیهم السلام اصفهان در همایش بزرگ بررسی ریشه های فکری جریان های افراطی در جهان تشیع حضور به هم رسانید.

دراین مراسم که به همت دفتر تبلیغات اسلامی اصفهان برپا شده بود دکتر رحیم پور ازغدی به عنوان سخنران اصلی همایش به بررسی ریشه ها و علل تاریخی افراطی گری در جهان اسلام به صورت عام و مذهب تشیع به صورت خاص پرداختند، قابل ذکر است که قبل از سخنرانی دکتر ازغدی حجت الاسلام ارزانی رئیس دفترتبلیغات اسلامی ضمن خوشامدگویی به حضار، مدعوین و سخنران جلسه، به تلاش های دو ساله دفتر تبلیغات برای برگزاری این همایش اشاره کرده و ضمن بیان مقدماتی در خصوص موضوع مورد بحث در همایش به ذکر حدیثی از امام رضا(ع) پرداختند که حضرت می فرمایند: سه گروه هستند که درباره ی فضایل ما این گونه برخورد میکنند.

این سه گروه بعضی ها در حق ماغلو می کنند و به خاطر غلو دچار افراط می شوند یعنی مقام و شان ما که شان مشخصی است و حدی است که خداوند مشخص کرده این ها درباره فضایل و شان ما غلو می کنند. گروه دوم کسانی هستند که در حق ما تقصی می کنند، آن ها هم کسانی هستند که در حق ما تفریط می کند و گروه سوم کسانی هستنند که می آیند و عیوب دشمنان ما را برجسته می کنند و عیوب دشمنان ما را بازگو می کنند. حضرت در ادامه این سخن فرمودند کسانی که در حق ما غلو می کنند باعث می شوند که مردم شیعیان را تکفیر کنند.

دکترپورازغدی سخنان خود را با قدردانی از  ذکر حدیث مرتبط با موضوع همایش در ابتدای برنامه آغاز کرد وگفت: اگر همین سه بلایی که حضرت رضا فرمودند بر سر دین خدا و اهل بیت نیاوریم دین راه خودش را به راحتی و به سرعت در تمام جهان طی می کند.

وی با اشاره به این که موضع بحث جریان های افراطی شیعه است متذکر شد: حتما این نیست که افراطیون یا افراطی گری یک نسبت خاصی با تشیع دارد.

پورازغدی ضمن تاکید بر نقش ائمه در مبارزه با افراطی گری در جهان اسلام و تشیع یاد آوری کرد: با اینکه همواره این مذهب تحت فشار حکومت ها و تحت تعقیب بوده و به اصطلاح امروزی تشیع همیشه اپوزیسیون حاکمیت ها بوده و همواره منتقد ، معترض و تحت تعقیب و درگیر مبارزه زیر زمینی و تقیه و شهدات و شکنجه بوده، علی رقم همه این فشارهای سیاسی مراقبت ویژه از خط صحیح معرفت کرده اند.

عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی با بیان اینکه اولین کسانی که افراطیون را تکفیر کرده اند خود اهل بیت بوده اند گفت: تنها موردی که در تاریخ اسلام مشاهده کرده ام که حضرت علی مرتدی را اعدام کرده اند عده ای بوده اند که به حضرت علی همان نسبت هایی را می داده اند که مسیحیان به حضرت عیسی می دادند. وقتی عده ای این برخورد حضرت را دیدند اعتراض کردند و گفتند: اینها عاشقان شما بودند، آدم با عاشقان خود اینگونه رفتار نمی کند. حضرت در پاسخ به آنها فرمودند: اگر من در زمان خود با اینها این برخورد را نمی کردم بعد از من همان بلایی که بر سر مسیحیت آمد بر سر اسلام و بر سر تشیع هم می آمد.

وی در ادامه از اینکه علی رغم همه این مبارزات باز هم جریان افراطی گری ادامه پیدا کرد اظهار تاسف کرد و متذکر شد: به دنبال این رفتارهای جاهلانه عده ای دست به عوام فریبی زدند و با سوء استفاده از جهالت عوام برای خود دکان درست کردند.

پورازغدی با یادآوری این که عوام فریبی و رفتارهای غلو امیز از زمان حضرت رسول اکرم (ص) در دنیای اسلام وجود داشته به ذکر این روایت تاریخی پرداخت که بعد از جنگ خیبر و آشکار شدن دلاوری و شجاعت حضرت علی (ع)، عده ای نسبت های غلو آمیز به حضرت دادند و به تملق از حضرت پرداختند؛ امام علی (ع) در برابر آنان ایستاد و فرمود: از انچه بر زبان آوردید مقام من بسیار پایین تر و از آنچه که بر دل دارید مقام من بسیار بالاتر است  یعنی اینکه تو در باطن بینی و بصیرت من حسابی باز نمی کنی که در مقابل من این چنین غلو می کنی، پس من را در ذهنت خیلی پایین حساب کرده ای .

وی در ادامه با اشاره به جریان افراطی گری در عصر معاصر به بیان این نکته پرداخت که  درمورد افراطیون گفته می شود که این ها همچون خوارج بی پروا حرف می زنند و سخن می رانند در حالی که این صادق نیست. همچنانکه افراطیون مانند وهابی ها و تکفیری های شیعه درزمان شاه با شاه سازش می کردند اما در زمان امام خمینی سازش نکردند.

رحیم پور ازغدی با طرح این سوال که چرا افراطیون و تکفیری های شیعه در دوران ستم شاهی هیچ اقدامی در مبارزه با ظلم و فساد نکرده اند و بر عکس در زمان حکومت یک نظام اسلامی دست به فعالیت علیه این نظام زدند گفت: اینها رفتار خود در دوران پهلوی را تقیه می نامند حال آنکه این تقیه نیست. تقیه تاکتیک مبارزه و جهاد است؛ نه ترک مبارزه . کسانی که ترک مبارزه می کنند تقیه نمی خواهند ، تقیه یعنی جهاد مخفی، اینها گفتند تقیه یعنی ترک جهاد و سازش و همین تقیه متحجران با شاه در حوزه مشهد، اصفهان، قم و نجف و سازش با صدام خود را نشان داد.

وی با تاکید بر اینکه عدم آگاهی و جهالت، عوام فریبی، احساسات غلو آمیز و تحرکات جاعلان و سخن سازان عالم اصلی افراطی گری به صورت عام است یاد آور شد که فرقه منحوس بابیت و بهائیت با استفاده از همین فضا و با استفاده از طلاب و درس آموختگان جاهل مشهورترین و عالی ترین حوزه ها در زمان خود یعنی حوزه علمیه نجف شکل گرفت و هوادار و پیرو پیدا کرد.

عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی با تمایز دادن بین علت افراطی گری در مذهب شیعه با سایر مذاهب و فرق اسلامی تاکید کرد: افراطی گری در تشیع حاصل جهالت نیست جاهلان قربانیان این جریانند این افراطیون هستند که با ساختن بت از خود اقدام به عوام فریب و جمع کردن مردم به دور خود می کنند.

پورازغدی در ادامه با بیان تفاوت های بین پیامبران و رهبران دینی با رهبران افراطیون پرداخت و گفت: افراطیون خودشان را بت می کنند درحالی که عالمان دینی خودشان را در دین محو می کنند. افراطیون از مکتب و خدا سوء استفاده می کنند و مکتب را قربانی خود می کنند در حالیکه عالمان دینی خودشان را فدای دین می کنند.

وی بزرگترین انحراف جریان افراطی گری را برخورد گزینشی با دین عنوان کرد و گفت: این جریان با مذهب گزینشی برخورد می کند و هر جا از مذهب را که دلشان بخواهد به عنوان مسئله درجه یک مطرح می کنند و لو مسئله ای از نوع درجه پایین تر باشد یا اصلا در مذهب نباشد. این جریان ها در مواردی نقل را کلا کنار می گذارند و در مواردی دیگر حدیث های مشکوک و نقل های ضعیف را بیان می کنند. این ها گاهی عقل گرا می شوند، همین مقدس ماب ها در جای دیگر عقل را کنار می گذارند و سوفی می شوند. این گروه می کویند همه احادیث قطعی و صحیح است در حالیکه خود گردآورندگان این احادیث از جمله علامه مجلسی بر صحت و سلامت همه احادیث اعتماد کامل ندارند.

رحیم پو ازغدی بهترین پاسخ به این جریانات را خطابه حضرت سیدالشهدا در منا می نامد که حضرت در آن خطاب به روحانیون آن جا فرمود: شما هر جا منافعتان به خطر افتاد داد زدید و هر جا پیمان و میثاق رسوال الله زیر پا رفت رد شدید. ایشان می فرمایند: مردم به خاطر خدا به شما احترام می گذارند در حالیکه شما همانند ملوک و شاهان راه می روید. شما حتی یک سیلی هم برای دین نخورده اید و هزینه ای نکرده اید.

وی ضمن اشاره به نگرانی امام خمینی درباره پر شدن فضای حوزه از روحانیون و طلابی از دست افرادی که مورد عتاب امام حسین قرار گرفته اند گفت: امام خمینی از ما و از همه نیروهای انقلابی می خواهد که همدیگر را تقویت کنیم و هشدار می هد که اگر دست به تخریب همدیگر بزنیم نتیجه اش تقویت جناح رفاه طلب در حوزه خواهد شد.

وی در ادامه تصریح کرد: علامه مجلسی در کتاب بحارالانوار ذکر می‌کنند که اغلب احادیث، صحیح نیستند و باید از منظر عقلی گزینش و اصلاح شوند و متأسفانه برخی افراد سودجو و فرصت‌طلب به دنبال این هستند که رد یک حدیث را به منزله توهین نسبت به ائمه(علیهم السلام) جلوه دهند، در صورتی که اگر قرار بود تمام احادیث صحیح باشند و تمام کتب روایی کامل و دقیق باشند، شاهد مشکلات متعدد در دین و زندگی نبودیم.

وی در پایان با اشاره به برخی تحرکات جریان های افراطی از قبیل نام نهادن هفته وحدت به هفته برائت و حرام اعلام کردن شرکت در راهپیمایی روز قدس هشدار داد: این جریان های افراطی شیعه که با ناسزاگفتن به تبلیغ تشیع می پردازد بزرگترین خدمت را به جریان وهابیت می کنند. اینها وهابیت را تقویت می کنند. هر شیعه ای در هر نقطه ای از دنیا کشته شود خونش بر گردن این افراد است زیر اینها به وهابی ها بهانه ای برای کشتن فرزندان شیعه می دهند.

وی ضمن تصریح بر این که افراد افراطی هفته وحدت را هفته برائت عنوان می‌کنند، ابراز داشت: اهل‌بیت(علیهم السلام) ما تأکید کرده‌اند که اهل تسنن از محبان ما هستند، و باید از افراطی‌ها پرسید که تشیع به دست چه کسانی عزت یافته و این امام خمینی بود که بر مبنای عقل و تعقل، تشیع را در جهان عزت بخشیده است و هرچه به سمت تکفیر برویم، به علت بنای برهان و منطق در تشیع موجب مظلومیت شیعه می‌شویم.

دکترپورازغدی تحریف نقل، حذف عقل و قران و بدعت های مقدس مابانه را از جمله تاکتیک های جریان افراطی گری بر شمرد و یاد آور شد: استفاده از نقاط ضعف مردم در حوزه دین راه دیگر نفوذ جریان های افراطی است.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


مثلث داعش، یاسر حبیب و غرب ؛ اسلام را ذبح می‌کند

به گزارش فتن ٬ حجت الاسلام والمسلمین حسن غفاری فر، عضو هیئت علمی دانشگاه باقرالعلوم(ع) و مدیرگروه اصول و کلام مدرسه معصومیه قم و استاد جامعه شناسی، در گفتگوی مشروح با خبرنگار بین الملل شبکه اطلاع رسانی دانا، در خصوص گروهک تروریستی داعش و تحولات عراق اظهار داشت: داعش و طالبان و دیگر گروه‌هایی که در دو دهه اخیر بوجود آمده‌اند، دارای سابقه تاریخی در منطقه هستند و همچنین سازندگان و خلاقان این گروه‌های تروریستی نیز در گذشته اینچنین گروه‌هایی را ایجاد کرده بودند.

حجت الاسلام حسن غفاری فر

حجت الاسلام حسن غفاری فر

وهابیت و بهائیت، منحرف‌ترین گروه‌های منطقه‌

وی افزود: اگر ما به صد سال قبل برگردیم متوجه می‌شویم که 2 گروه منحرفی که توسط غرب به ویزه انگلیس در منطقه ایجاد شد وهابیت و بهائیت است که بهاییت را با یک زمینه های اجتماعی در جهان تشیع و ایران خلق و همچنین وهابیت را در یک زمینه اجتماعی و فرهنگی دیگری در اهل سنت به وجود آوررند.

نقش برجسته بهائیت در فتنه 88

این استاد جامعه شناسی یادآور شد: در برخی کشورهای عربی به دلیل اینکه زمینه‌ نگاه‌های اخباری‌گری، سخت‌کیشی و تحجر، فراهم بود از بستر تاریخی فرهنگی‌شان استفاده کردند و وهابیت لجوج را بوجود آوردند که از آن روز تا به حال مداوما از آن فرزند متولد می‌شود که تازه ترین و آخرین آنها داعش است و 10، 20 سال پیش از این هم طالبان بود؛ همچنان که جریان بهاییت را نیز در جهان تشیع و به‌خصوص ایران، بوجود آوردند، برای اینکه بتوانند نظام مرجعیت و ولایت را زمین گیر کنند و مرتب هم با ادبیات‌های مختلف و به بهانه‌های مختلف که نمونه اخیرش فتنه 88 بود، درپی رسیدن به اهدافشان هستند.

غفاری فر با بیان این که زمانی که دشمن وارد جهان شرق شد از هر ابزاری برای تسلط بر منابع استفاده کرد تصریح کرد: در حال حاضر نیز اوج جنگ نرم است؛ اگرچه همراه جنگ نرم، جنگ سخت را از اوایل قرن نوزدهم به سمت آسیا سوق دادند؛ اما این جنگ نرم به تعبیر کشاورزی بذر و تخمش را در اواخر قرن نوزدهم، آن موقع که وهابیت و بهاییت را خلق کردند، ایجاد کردند.

وی افزود: اتفاقات اجتماعی روی داده در این کشورها نیز زمینه اوج گیری این بدعت‌ها را بیشتر کرد و دشمن را نیز تحریک کرد تا این دست اقدامات را جدی تر بگیرد و نتیجه هم این شد که جوامع آسیب پذیر را برای اختلافات مذهبی، مستعد تر کرد.

تصور غلط برخی برای تسلط بر یمن و مصر

عضو هیئت علمی دانشگاه باقرالعلوم(ع) ضمن بر شمردن برخی از انقلاب ها در منطقه، اظهار داشت: اتفاقی که در حدکلان افتاده را می توان به بیداری اسلامی تعبیر کرد؛ من نمی خواهم که ورود کامل به بحث صنعا داشته باشم؛ اما فقط در این حد بگویم که همه بر خیال خامشان گفتند که بر یمن مسلط شدیم، همه تصور خام داشتند که بر مصر مسلط شدند.

این استاد حوزه و دانشگاه افزود: در عرض یک ماه ناکارآمدی این تئوری، هم در مصر و هم در یمن آشکار شد. مصر در جریان حماس و مقاومت در غزه به خاطر تغییر حکومتش، تن به صلح ذلت بار با اسرائیل نداد؛ در جریان یمن هم این حرکت عظیم را مشاهده می‌کنیم.

همه اتفاقات منطقه در راستای بیداری اسلامی نیست

غفاری فر خاطرنشان شد: به تعبیر مقام معظم رهبری دشمن بیدار می داند که چه اتفاقی در حال رخ‌دادن است و می‌داند که این هیاهو واقعیت ندارد و بیداری اسلامی جدی است و بنابراین او وادار می‌شود که جدی‌تر وارد جنگ نرم شود؛ برخلاف یک عده از خواب‌رفتگان درون نظام ما که هر روز در جراید و رسانه‌ها، تحلیل‌های نادرستی از اوضاع منطقه ارائه می‌کنند و آب در آسیاب دشمن می‌ریزند؛ غرب و مستکبرین نیز از طرف دیگر به یک سری اتفاقات اجتماعی دامن زده‌اند تا بتوانند عوام را فریب دهند و جریان را منحرف کنند و به سمت و سوی موردنظر خودشان هدایت کنند.

با ادامه روند بیداری اسلامی، آخوندهای درباری اهل سنت حذف می شوند

وی بیان داشت: در اینکه در ظاهر سیاسی شیعه و غیر شیعه دو جریان فکری‌اند بحثی نیست؛ اما از زمان مرحوم سید جمال‌الدین اسد آبادی، هیچ حرکت منسجم شیعی بوجود نیامده است که خدای ناکرده موجبات تضعیف عالم اهل سنت را فراهم آورد.

مدیرگروه اصول و کلام مدرسه معصومیه قم با اشاره به این موضوع که در حال حاضر نیز نظام جمهوری اسلامی ایران از مبارزین مصر حمایت می‌کند خاطرنشان کرد: اگرچه آنها سنی هستند و آقای مرسی نادان‌ترین شخصیت سیاسی مصر بود و انقلاب مصر را به نابودی کشاند؛ اما ما هنوز هم دست از حمایت مردم مصر نکشیدیم؛ در بحث ترکیه نیز، اردوغان و رهبرانشان همه از اهل سنت‌اند اما ما از روز اول کلیت حرکت ترکیه را حمایت کردیم؛ حتی در بحث فلسطین نیز ما با تمام ضررهای ظاهری مادی و معنوی‌اش، تا آخر پای حمایت از مردم مظلومش ایستاده‌ایم.

غفاری فر ضمن بیان این موضوع که همچنان که حرکت مرجعیت صالح در درون جامعه شیعی، آخوندهای درباری را حذف کرد، ادامه روند بیداری اسلامی در منطقه، آخوندهای دربای اهل سنت را هم حذف می‌کند، خاطر نشان کرد: این آخوندهای درباری اهل سنت از شیوع فرهنگ شیعی که درواقع عامل حذف آنها است احساس خطر کردند و ظرفیت اجتماعی منفی علیه شیعه را شناسایی و تقویت کردند، کشورهای غربی نیز دریافتند که نقطه مشترک شیعه و سنی، حذف غرب استعمارگر از منطقه است، بنابراین آخوندهای درباری اهل سنت دست به دست غرب دادند تا از این ظرفیت‌ها و بسترهای فرهنگی-اجتماعی و سیاسی نهایت سوءاستفاده را بکنند و به نام دفاع از سنی و مبارزه با شیعه، گروهک تروریستی داعش را بوجود آوردند و تا این جریان بخواهد مثل جریان طالبان چهره کریهش را به مردم نشان بدهد، غرب و آخوندهای درباری 10سال مطامعشان را به جلو خواهند برد.

وی عنوان کرد: غرب و ایادی آن، از طالبان به مدت 10 سال استفاده کردند و درست بعد از نابود کردن جریان طالبان، حرکت سلفی گری در برخی کشورها نظیر سوریه آغاز می‌شود و گروهک داعش به مرور زمان شکل می گیرند؛ بنابراین اینها دارند به صورت پلکانی از ظرفیت های سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی استفاده می‌کنند تا بتوانند هم کینه سنی را علیه شیعه تحریک کنند و با این قتل هایی که ایجاد می‌کنند نیز، کینه شیعه را علیه سنی تحریک کنند.

جریان یاسر حبیب و صادق شیرازی داعش های شیعه هستند

عضو هیئت علمی دانشگاه باقرالعلوم(ع) اذعان داشت: ما داعش‌گونه‌های شیعه هم در داخل داریم، اما به جنس دیگر؛ جریان هایی مانند یاسر حبیب و شیرازی‌هایی که حامی یاسر حبیب هستند، در واقع داعشی های شیعی هستند.

این استاد حوزه و دانشگاه یادآور شد: غربی‌ها با شمشیر شیعیان را علیه اهل سنت تحریک می‌کنند و اینها نیز با توهین به بزرگان اهل سنت، سنی‌ها را تحریک می‌کنند علیه شیعه مثلث داعشی ها، جریان یاسر حبیب ها و غرب، به دنبال ذبح جهان اسلام هستند؛ شیعه به دست شیعه و سنی به دست سنی.

مثلث داعش یاسر حبیب و غرب به دنبال ذبح اسلام هستند

غفاری فر ضمن مخالفت با نظر برخی مبنی بر رشد جمعیت گروه تروریستی داعش گفت: داعشی‌ها اصلا اضافه نمی‌شوند بلکه مداوما در حال ریزش هستند و این مطالب که داعش را یک قدرت اجتماعی روبه افزایش نشان می‌دهند کار رسانه‌های غربی و غرب‌زده است.

وی یادآور شد: ما اگر به تاریخ بشر نگاه کنیم، مشاهده می‌کنیم که شیطان حضرت آدم را صرفا با دروغ محض فریب نداد بلکه دروغ و راست را درهم آمیخت تا آدم را فریب دهد؛ او آدم را با آرزوی «خلد» که در حقیقت نیز وجود دارد و راست است، فریب داد ولی قسمی که خورد دروغ بود؛ (البته قسم نیز خود یک امر مقدس است) بنابراین شیطان از یک حربه دینی مقدس و یک آرزوی حقیقی استفاده کرد تا آدم را گمراه کند.

این استاد دانشگاه افزود: داعش نیز همین کار را می‌کند، به طوری که از حقیقت گسترش شیعه وحشت ایجاد می‌کنند و از آن طرف برای اینکه این وحشت را واقعی جلوه دهند از امثال یاسر الحبیب‌ها استفاده می‌کنند و شیعه را دشمن قسم خورده اهل سنت جلوه می‌دهند و پیاز داغ وحشت را برای جامعه اهل سنت بیشتر می کنند و زمانی که این مبالغه‌گری‌های دروغ بیشتر شد، نفرت سنی از شیعه بیشتر می‌شود و وقتی هم که نفرت سنی از شیعه بیشتر شد، از آن جوان متنفرشده از شیعه استفاده می‌کند و تعداد زیادی شیعه را می‌کشد. بعد از این اتفاق نیز نفرت شیعه علیه شیعه گرم می‌شود و بعد از سنی نوبت به شیعه می‌رسد و شیعه اقدام به عمل تند می‌کند.

عضو هیئت علمی دانشگاه باقرالعلوم(ع) با بیان این موضوع که هر حکومتی حتی حکومت امام زمان (عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف) معترض دارد و حتی پیامبر اکرم هم معترض داشت، چه برسد به حکومت های غیرمعصومی که می‌توانند مجموعه‌ای از خطاها را داشته باشند، خاطر نشان کرد: مگر حکومت آقای حافظ اسد بدنه شیعی داشت؟ در حکومت آقای اسد سنی هست، مسیحی هست و یهودی هم هست پس حکومت شیعی نداشت؛ در دولت لبنان نیز همین گونه است، به طوری که از همه فرقه‌ها در رأس حکومت حضور دارند؛ در عراق نیز مگر رئیس جمهور سنی نیست؟ مگر رئیس مجلس سنی نیست؟ مگر قوانین در دست اهل سنت نیست؟ مگر چها استان در اختیار اهل سنت نیست؟

جابه جایی مالکی ضربه سنگینی به دشمن زد

غفاری فر افزود: در واقع آنها همان کاری را که در فتنه 88 ایران انجام دادند و از برخی راست ها کوه ساختند و برخی دروغ ها را راست جلوه دادند در عراق هم دارند انجام می‌دهند؛ لیکن با این اتفاقی که اخیرا افتاد و با جابجایی آقای مالکی، دشمن ضربه سنگینی خورد؛ ما نمی‌گوییم که رفتن آقای مالکی به نفع ما شد، اما این جابجایی، به بدنه جامعه اهل سنت عراق اطمینان داد که شیعه، مرجعیت شیعه و ایران به دنبال لجبازی سر منافع حزبی نیست.

وی در پاسخ به سوالی در خصوص حمایت های اولیه و دشمنی های بعدی آمریکا با داعش گفت: داعش برای آمریکا اصلا ارزش ذاتی ندارد و صرفا ابزاری است در دست آنها. بنابراین از نبود داعش اصلا ضرر نمی‌کند، او برنامه‌ریزی کرده است که به موقع به عراق برگردد تا هم ایران و هم سوریه را کنترل کند.

عضو هیئت علمی دانشگاه باقرالعلوم(ع) خاطرنشان کرد: در حال حاضر ما مشاهده می‌کنیم که هواپیماهای آمریکایی بدون اطلاع دولت عراق در مناطق سنی‌نشین فرود می‌آیند و نیروهای خود را به بهانه مبارزه با داعش در خاک عراق پیاده می‌کند. پس آمریکا رسما درپی حضور مجدد در خاک عراق است.

تلاش آمریکا برای حضور مجدد در عراق

این استاد حوزه و دانشگاه تصریح کرد: آمریکاییان زمانی که داشتند خاک عراق را ترک می‌کردند به این تصور بودند که توانسته‌اند توسط تکفیری‌ها، بعثی‌ها و افراطی‌های اهل سنت و شیعه، جایگاه خود را در عراق حفظ کنند؛ اما بعد از اینکه مشاهده کردند نظام عراق درحال قدرت گرفتن است و نیروهای گماشته‌شان نیز توان و قدرت مقالبه با ساختار نظامی عراق را ندارند، به جای جنگ نیابتی خودش وارد عمل شده است.

غفاری فر با اشاره به سخنرانی هیلاری کلینتون مبنی بر اینکه رسما اعلام می‌کند که ما خودمان داعش را بوجود آوردیم و قرار بوده است که در صحرای سینا بوجود بیاید، دقیقا همان طور که طالبان را خودشان بوجود آوردند؛ یادآور شد: نباید ایران را با کشورهای غربی مقایسه کنیم در ایران اخبار در اختیار مردم قرار می‌گیرد اما در کشورهای غربی هیچ‌گاه صحبت های امثال کلینتون که افشاگری محسوب می‌شود پخش نمی‌گردد، و هیچ‌گاه نمی‌خواهند زمینه پیدایش داعش و طالبان را مردم بفهمند؛ درمقابل آنها مسائل کوچک و پیش پاافتاده در کشورهایی نظیر ایران و عراق را در کل جهان فاجعه نشان می‌دهند.

وی افزود: ما معتقد نیستیم که آمریکا با حضور مجدد در عراق سود خواهد برد، بلکه ما به عنوان کسانی که سالیان سال، بعد از انقلاب اسلامی وضعیت آمریکا و هم پیمانانش را مشاهده می‌کنیم به طور شفاف افول قدرت آمریکا را ملاحضه می‌کنیم.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


شیرین عبادی یک شخصیت برجسته اجتماعی شیعی! به روایت سایت آیت الله شیرازی

در سال ۲۰۰۴ در واشنگتن همایشی به نام “امت” برگزار شد و بگونه ای بود که هنگام برگزاری این همایش آیت الله سید صادق شیرازی به برگزار کنندگان این همایش نامه ای نوشت:(متن نامه در لینک زیر از سایت رسمی صادق شیرازی موجود است.)

سروران گران قدر، شرکت کنندگان گرامی در همایش «امت»

این همایش خجسته در حالی برگزار می شود که امت اسلامی به طور عام و به ویژه شیعیان با شرایط حساسی روبه رو هستند. به این امید که همایش «امت» بتواند از عهده چالش ها و مسئولیت هایی که در این راستا بر عهده گرفته برآید، ان شاءالله.

(در متن بالا از کلمه “امت اسلامی” استفاده شده یعنی شیعه و سنی)

آیت الله صادق شیرازی خواسته هایی داشت تا اینکه به جایی رسید که گفت:
وقت آن رسیده است تا در راه به کارگیری تمام امکاناتی که در تحقق بخشیدن به «نظریه شورای فقیهان» کمک می کند، همکاری کرد، برای شناسایی راه کارها باید در سراسر جهان، از جمله ایالات متحده امریکا مجلس شورای نمایندگی تشکیل داد. پر واضح است که مجلس شورای فقیهان وحدت در موضع گیری، اقتدار در حسن انجام کار و کار آمدی کامل را تحقق می بخشد؛

(اشاره به مسئله “شورای فقیهان” و کمک خواستن به صورت غیر مستقیم از ایالات متحده آمریکا)

 

همایش امت اسلامی با حضور شیرین عبادی

دوباره قسمت هایی از نامه:
تهیه و ارائه طرحی کامل برای ایجاد خیزش علمی و فرهنگی، به ویژه در زمینه علوم انسانی و محور قرار دادن پرورش نسلی جدید که امید امت و پشتوانه و تکیه گاه آینده هستند. توجه فوق العاده به خانواده ها و پرورش و هدایت معنوی، علمی، فرهنگی و فکری آن ها از دیگر بایسته ها است تا از این رهگذر، شایستگی بر دوش کشیدن رسالت مکتب اهل بیت علیهم السلام و گستراندن آن را در جهان بیابند.

و ادامه ی نامه را در لینک زیر با دقت بخوانید:
http://persian.shirazi.ir/shownews.php?Code=668

 

در ادامه نوبت به مرتضی شیرازی میرسد فرزند محمد شیرازی که در مصاحبه اش با شبکه ماهواره ای الحره نکاتی را ذکر میکند.

در قسمتی از این مصاحبه ها از صلح و امت واحده نام میبرد که منظور وحدت شیعه و سنی است
اما در مورد آزادی میگوید:«لا إکراه فی الدین…؛ در دین اجباری نیست»

و این شبهه قدیمی روشنفکران غرب زده برای نهادینه کردن اصل تساهل و تسامح در دین.

این مصاحبه هم در سایت رسمی صادق شیرازی موجود است به دقت بخوانید تا ببینید روزی طرفدار وحدت و شورای فقهی بودند اما امروز نان اینها در اختلاف است:
http://persian.shirazi.ir/shownews.php?Code=680

و اما داستان چیست؟

همایش «امت» با حضور جمعی از عالمان، اندیشمندان و شخصیت های اجتماعی در واشنگتن برگزار شد.(تیتر سایت صادق شیرازی)

دومین همایش شخصیت های شیعه! ساکن واشنگتن در روزهای 8-10 خرداد ماه در هتل «میریوث» با حضور جمعی از عالمان، اندیشمندان و شخصیت های اجتماعی برگزار شد. در این همایش، مسائل تأثیرگذار در جامعه شیعی مورد بررسی و کندوکاو همه جانبه قرار گرفت. همایش «امت» به عنوان دومین همایش شیعیان آمریکا و کانادا به منظور پرداختن به مسائل فکری و اجتماعی و فرصت های شغلی نسل نو و نیز موضوع ازدواج و جذب شدن در جامعه آمریکایی برگزار شد.

نکته جالب و قابل توجه اینجاست که اسم “شیرین عبادی” و “حسین نصر” در جمع عالمان ، اندیشمندان و شخصیت های اجتماعی شیعه! به چشم می خورد.

متن سایت آیت الله صادق شیرازی:
برجسته ترین سخنرانان این همایش عبارت بودند از:

ـ آقای دکتر حسین نصر! (استاد در چند دانشگاه آمریکا)؛

ـ خانم شیرین عبادی! (برنده جایزه صلح نوبل)؛

ـ خانم دکتر عزیزه الهبری ( استاد دانشگاه حقوق در ویرجینیا)؛

ـ آقای دکتر پرویز شاه (فعال اسلامی)؛

ـ علامه سید حسن قزوینی؛

ـ آقای دکتر حسنین وال جی (رئیس جامعه خوجه ها در آمریکا)؛

ـ آقای دکتر ربرت کرین (مسلمان و فعال آمریکایی)؛

ـ علامه سید مصطفی قزوینی.

شیرین عبادی

شیرین عبادی

لینک برگزاری مراسم:

http://persian.shirazi.ir/shownews.php?Code=683

بله تعجب نکنید “شیرین عبادی” و “حسین نصر” در مراسمی حضور داشته اند که بنیاد ایت الله! شیرازی به آن نامه نوشته و مرتضی شیرازی در آن همایش امام جماعت بوده است.

عبادی کسی است که در اظهارات خود بارها ایران را به خاطر دارا بودن انرژی خورشیدی بی‌نیاز از فعالیت‌های هسته‌ای دانسته‌ و همچنین تعطیل‌شدن شاخه برون‌مرزی صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران را به خاطر رعایت نکردن حقوق بهائیان و صهیونیست‌ها امری قابل دفاع دانسته است.

قابل توجه است صادق شیرازی از این افراد در رابطه با پرورش و هدایت معنوی، علمی، فرهنگی و فکری جوانان کمک خواسته اند.

حال جای سوال است که چه نقاط مشترکی بین “سید صادق شیرازی” ، “شیرین عبادی” و “حسین نصر” وجود دارد؟
-
منبع :‌عماریون




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


خانواده شیرازی، مشی آنان و فعالیت هایشان2


4.       شبکه های ماهواره ای: در این زمینه بسیار فعال هستند. این شبکه ها بیشتر در زمینه ی «پاسخ به شبهات اهل سنت» و «ترویج شعائر حسینی» فعالیت می کنند.

 

 

 

 

 

برخی از افراد مرتبط و مبلّغ ایشان

۱٫       محمد هدایتی:ایشان مدیر مسئول شبکه سلام بوده. در مسائل سیاسی ضد نظام جمهوری اسلامی هستند. تا به حال با شبکه صدای آمریکا مصاحبه کرده و از قمه زنی دفاع و جمهوری اسلامی را متهم کرده است.

از جمله فعالیت های وی، مدیریت سایت رسام ( روحانیون سنتی ایران معاصر ) است که به دفاع از افرادی همچون ( آیت الله منتظری، صانعی، شریعتمداری، علی محمد دستغیب، سید محمد شیرازی، سید صادق شیرازی و … می پردازد.

جدیدا گروهی را به نام «ستاد بین المللی تعظیم شعائر حسینی» اداره می کند و اکثر کلیپ های که می سازند، صحنه هایی از قمه یا لطمه زنی است. ( یکی از مستند هایی که توسط آنان ساخته شده است، «مصیبت خون» است که خودش درباره «قمه زنی» سخنرانی می کند و نظام جمهوری اسلامی را –البته نه با آوردن اسم –به دیکتاتوری نسبت می دهد. )

یکی از علمایی که به دلیل رفتار های غلط ایشان، از آنان جدا شد، «آیت الله حسینی قزوینی» است. ایشان ابتدا با دادن بیانیه ای به شبکه «سلام» هشدار داد که در صورت دفاع از قمه زنی و توهین به مسئولین نظام، با آنان همکاری نخواهد کرد. سپس در سال ۱۳۸۸ و با اوج فتنه ۸۸ و تحرّکات این شبکه، ایشان از همکاری با شبکه «سلام» خودداری و شبکه «ولایت» را تاسیس نمودند.

 

 

 

 

 

2.      یاسر الحبیب:درباره این شخص به طور مفصل نوشته ایم. ( اینجا را کلیلک کنید. ) وی در جا های مختلف از خاندان شیرازی ( به ویژه «آیت الله سید صادق شیرازی» دفاع می کند و جمهوری اسلامی و مسئولین آن را متهم می نماید. در سایت وی نوشته ای از «آیت الله سید صادق شیرازی» است که وی را«صاحب فضیلت» و «علّامه» خطاب کرده است، موجود است.

 

 

Picture14(1)

 

 

 

 

در پایان به ۲ نکته اشاره می کنم:

۱٫        در صورتی که به متن بالا اشکال یا پیشنهاد دارید در قسمت نظرات ذکر بفرمایید.

۲٫        در صورتی مشی و عملکرد این بزرگواران را نمی پسندید، از توهین ( نعوذ بالله ) جدا خودداری نمایید و تقوای الهی داشته باشید. بلکه با بحث های علمی و طلبگی، نقد و بررسی نمایید.

 


[1]البته برادران دیگری نیز دارند، از جمله «شهید سید حسین شیرازی» که توسط حزب بعث ( هنگامی که به مجلس یادبود «شهید محمد باقر صدر» می رفت ) به شهادت رسید. جنازه ی ایشان پس از انتقال به قم و نماز«آیت الله العظمی مرعشی نجفی» بر آن، در حرم حضرت معصومه (س) به خاک سپرده شد. ر.ک: سایت تبیان، سایت آیت الله سید صادق حسینی شیرازی.

[۲]که در یکی از شبکه های ماهواره ای متعلق به ایشان ( المهدی )، این استفتاء پخش شد.



http://www.fetan.ir




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


خانواده شیرازی، مشی آنان و فعالیت هایشان 

 

 

 

سه برادر که ( به ترتیب سن ) «سیَد محمد»، «سید مجتبی» و «سید صادق» نام دارند.[۱]

 

  

 

آیت الله سید محمد شیرازی

امام جماعت حرم امام حسین (ع) بود. هنگامی که امام خمینی به نجف تبعید شد، به استقبال ایشان رفت و در زمان یک هفته ای که امام (ره) در کربلا بود، امامت جماعت حرم را به ایشان سپرد و خودش پشت سر ایشان نماز خواند.

 

اما در پایان عمر به دلیل موضع هایی که علیه ایران و ولایت فقیه گرفتند، در خانه حصر شدند که تا پایان عمر ایشان ( حدود ۲۰ سال ) ادامه داشت.

بنده حقیر از یک منبع آگاه پرسیدم که دلیل حصر شدنشان چه بود؟ وی جواب داد: این اواخر ( که درسشان شلوغ بود ) با شیعیان عراق رابطه برقرار می کردند و کار به جایی می رسید که آن عراقی ها، بعد از اتصال به ایشان به گونه ای در مقابل نظام اسلامی ایران قرار می گرفتند. لذا حزب «الدعوة» ( در عراق ) شدیدا به ایشان متمایل شد.

این مسئله موجب شد که طلاب انقلابی به درس ایشان نروند و به دیگران نیز بگویند. بعد از این که درس ایشان خلوت شد و از قضیَه با خبر شدند، علیه نظام صحبت هایی کردند که باعث حصرشان شد.

سرانجام در سال ۱۳۸۰ از دنیا رفته و در حرم حضرت معصومه (س) دفن شدند  

 

 

 

نکته:فرزند ایشان «آیت الله سید محمد رضا شیرازی» نیز در جوانی از دنیا رفتند. «آیت الله سید صادق شیرازی»درباره ایشان فرموده بود: امید من برای آینده ی اسلام بود.

  

 

 

آیت الله سید مجتبی شیرازی

هم اکنون در لندن به سر می برد و به بسیاری از بزرگان توهین کرده است! از جمله «آیت الله بهجت»، «آیت الله فضل الله»، «امام خمینی»، «امام خامنه ای» و … و همچنین علنا به مقدسات اهل سنت اهانت می کند.

 


 

آیت الله سید صادق شیرازی

اکنون در قم هستند. شبکه های ماهواره ای زیادی از ایشان خط می گیرند. از جمله «امام حسین»، «سلام»،«بقیع»، «الانوار»،«مرجعیت»، «ابالفضل العباس» و … .

  

 

خوب است به گوشه ای اعتقادات و مشی ایشان اشاره کنیم:

۱٫       مدافع قمه زنی:ایشان به شدت از «شعائر حسینی» ( کار های که متعلّق به امام حسین (ع) ) است دفاع می کنند ) و از کشور هایی ( مانند جمهوری اسلامی ایران ) که جلوی برخی از عزاداری را گرفته اند، انتقاد می کند.

در جواب استفاتائی فرمودند: «قمه زنی ( چه آشکار و چه پنهان ) موجب رضای خدا و امام زمان (عج) است![۲] و در جای دیگر گفته اند که «هیچ چیزی جای قمه زنی را نمی گیرد!»

حتّی در بیت خود مراسم قمه زنی برگزار کرده و شخصا در آن حضور پیدا کردند.

 

 

 

 

                    

 

اما با این که ایشان از مراسمات و شعائر حسینی بسیار دفاع می کنند، اما در عاشورای سال ۱۳۸۸ که عده ای فتنه گر به نماد ها و شعائر حسنی توهین کردند، واکنشی نشان نداند.

لازم به ذکر است که ایشان – در پاسخ استفتائی – از به کار بردن الفاظی همچون «سگ»، «هو» و … منع کردند.

 

 

 

 

 

2.       بی میل نسبت به وحدت: ایشان در ایام ۹ ربیع الاول ( که به اشتباه روز مرگ خلیفه ی دوم خوانده می شود ) اعلام تبریک می کنند! و در سایت ایشان نیز این روز تبریک گفته می شود.

ایشان «وحدت» را تنها امری سیاسی می دانند! لذا شبکه های ماهواره ای نزدیک به ایشان رعایت وحدت بین شیعه و سنّی نمی کنند و به مقدّسات اهل سنّت اهانت می کنند. ( که در ادامه به آن اشاره می کنیم. ) مانند شبکه امام حسین (ع) که یک هفته قبل از «هفته ی وحدت»، ( به جهت ۹ ربیع الاول ) هفته ی جدیدی را به نام«هفته ی برائت» اعلام کرد که با مخالفت و عکس العمل گروه های مختلفی ( از جمله تشکل «امت واحده» ) روبرو شد. اما باز هم در یک سخنرانی به مناسبت ولادت حضرت رسول اکرم (ص) ( در ۹ بهمن ۱۳۹۱ ) گفتند: «بیش از پنجاه سال است که از اتحاد اسلامی صحبت می شود و میلیاردها هزینه برده است. با همه ی این تبلیغات، اما می بینیم که وضع مسلمانان آشفته تر و رو به بدتر شدن است ! »

 

 

 

 

 

3.       رابطه ی ایشان به نظام اسلامی ایران:یکی از دوستان بنده در رابطه با ولایت فقیه از ایشان پرسید، ایشان جواب دادند که وارد این مسائل نشوید. تاکنون بنده ی حقیر صحبتی از ایشان که ضدیّت با جمهوری اسلامی را نشان بدهد، ندیده ام. اما در لا به لای صحبت های ایشان انتقاداتی را نشان می دهد. مانند سخنرانی ایشان در شهادت پیامبر اکرم (ص) –13 بهمن ۱۳۸۹ –که به نامه ی برادرشان –آیت الله سید محمد شیرازی –به «امام خمینی (ره)» در رابطه با انتقاد از اعدام های مجرمان و قاتلان سیاسی اشاره می کنند و بین صحبت هایشان این جمله ها را بیان می کنند: «متاسفانه کشورهایی که به اسم کشور های اسلامی است، عکسش ( یعنی عکس سیره ی پیامبر (ص) ) نشان داده می شود» و «جوون ها گول نخورید! مثل پدر هایتان که بعضی هاشون گول خوردند نشوید … هر چیزی می گویند، نگویید راست می گویند … ».





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


شنبه 22 شهریور 1393 :: نویسنده : Hossein sj

شناختی مختصر از پیشوای فرقه ی شیرازی

به گزارش فتن ٬ سید صادق حسینی شیرازی، مشهور به سید صادق شیرازی عنوان یکی از آقازادگان حوزه ی کربلا می باشد که در ۲۰ ذی‌الحجه ۱۳۶۰ قمری (۱۸ دیماه۱۳۲۰ هجری شمسی) در عراق به دنیا آمد و به سبب شان و رسومات خانوادگی، در سن ۱۰ سالگی بدون داشتن بهره ی کافی از معالم دینی، ملبس به لباس روحانیت گردید و پس از وفات پدر مجتهد خود آیت الله سید مهدی حسینی شیرازی در ۲۸ شعبان ۱۳۸۰ هجری قمری (بهمن ماه ۱۳۳۹ هجری شمسی)، به سرعت خود را مجتهد خوانده و به همراه دیگر اعضای بیت پدر، برادر ارشد خود سید محمد را مرجع تقلید نامیدند.

اگر چه بنا بر نظر بسیاری حتی آیت الله سید مهدی شیرازی نیز در عصر خود هیچ گاه به عنوان یک نیروی علمی قوی در حد اجتهاد عامه مطرح نبوده و تنها از اصحاب و حواریین مهم و شناخته شده ی مرحوم حاج آقاحسین قمی به شمار می‌آمده که شاخصه ی اصلی ایشان تقوا بود؛ یعنی جنبه تقوای ایشان بیش از جنبه عِلمیت‌ و اجتهاد در ایشان برجسته و متذکر می بود که به همراه موضوع نوادگی مرحوم میرزای شیرازی موجب احترام فوق العاده ی ساکنان کربلا به بیت شیرازی و برگزیدن ریاست منطقه ای سید مهدی شیرازی پس از وفات حاج آقاحسین قمی در سال ۱۳۶۶ هجری قمری (۱۳۲۵ هجری شمسی) گردید؛ با این وجود شاید مسامح تا وجاهت سید محمد شیرازی می پذیرفت تا وی به عنوان جوانی متولد ۱۳۴۷ هجری قمری (۱۳۰۵ هجری شمسی)، پس از وفات پدر، در سن حدودا سی سالگی بر مقام اجتهاد دست یافته باشد؛ اما به هیچ عنوان چنین تصوری از برای سه پسر دیگر آیت الله سید مهدی متصور نبود؛ چه آنکه ایشان را پس از پدر بتوان مرجع و جایز التقلید قلمداد نمود. 

بر این اساس قطع به یقین سید صادق در زمان فوت پدر در سال ۱۳۳۹ هجری شمسی، نوجوانی تازه بلوغ یافته محسوب می گردید که کسوت لباس روحانیت از برای وی تنها به عنوان پوشش و لباسی بیرونی موضوعیت داشت و لاغیر؛ زیرا لباس و پوشش بیرونی مردان در خاندان شیرازی از قدیم الایام عبا و عمامه بوده و این رسم تا به امروز نیز در میان خاندان ایشان رواج دارد که فرزندان ذکورشان را از ۱۰ سالگی چنین لباسی بر تن می نمایند. 

با این همه تفکر و سیره ی موروثیت مرجعیت در بیت شیرازی، موجب گردید تا ایشان سید محمد سی و چند ساله را پس از وفات پدر به عنوان مرجع اعلم به مرجعیت رسانده و سید صادق و سید حسن و سید مجتبی نیز در کنار ایشان، به عنوان مجتهد معرفی و اصحاب استفتاء وی را تشکیل دهند؛ البته در این میان سید حسن شیرازی پس از چندی عازم شامات گردید و به فعالیت‌های خود توسعه داد و علاوه بر سوریه در لبنان و مصر نیز به فعالیت پرداخت و در این زمینه با امام موسی صدر نیز روابط حسنه‌ای برقرار نمود؛ روابطی که در نهایت به سبب تفکرات قشری و متعصبانه ی سید حسن پس از چندی به تیرگی انجامید و کار اختلاف وی با امام موسی صدر تا به جایی رسید که امام خمینی، پرداخت سهم امام به طلاب و شاگردان سید حسن شیرازی را حرام اعلام کرد و در مقابل سازمان امنیت رژیم پهلوی (ساواک) نیز برای قدرت‌گیری سید حسن تلاشهای بسیاری نمود؛ تلاشهایی که شهید چمران در جایی به آن اشاره و رسما اعلام می کند که طرفداران سید حسن با جنگ تبلیغاتی اعصاب ما را ناراحت می‌نمایند و شهدای ما را مسخره کرده، می‌گویند شهید نیستند زیرا فتوایی برای قتال از مرجع که لابد همان سید حسن شیرازی است وجود ندارد…

و از دیگر سو نیز سید مجتبی که در دوران پهلوی به ایران آمده بود نیز با پیروزی انقلاب اسلامی، به سرعت به دامان انگلیس رفته، مقیم لندن شد و در آنجا فعالیتهای به اصلاح اسلامی و تبلیغی خود را پیگیری نموده و در این میان تنها سید صادق دوشادوش سید محمد در سال ۱۳۴۹ هجری شمسی به کویت عظیمت نموده و پس از پیروزی انقلاب اسلامی در سال ۱۳۵۷ هجری شمسی به قم آمده و کربلاییها را تحت لوای حزب شیرازیها و مرجعیت نوادگان میرزای شیرازی سازماندهی نمودند. 



در مجموع باید دانست که اعلام مرجعیت سید محمد شیرازی اگر چه در ابتدا با مخالفتهای شدید و موضع گیری وسیع علمای تراز اول آن دوران از جمله آیت الله سید ابوالقاسم خویی و مرحوم آیت الله سید محمود حسینی شاهرودی همراه و حتی مورد انکار استاد وی آقای شیخ یوسف حایری قرار گرفت، اما به مرور زمان و به سبب توانمندی ایشان بر ایجاد استحکام سازمانی قوی از کربلاییها، حول خود و متحزب نمودن جمعی از روحانیون که اگر چه وزنه علمی بالایی نداشتند و چندان مشهور و سرشناس نبودند، اما با انتشار اعلامیه‌ای به اعلمیت و جایزالتقلید بودن ایشان گواهی و با تلاش بسیار این اعلامیه را به سرعت در سراسر عراق و همچنین کویت پخش نموده؛ در نهایت همه ی این اقدامات موجب شد تا سید محمد بتواند بر اوضاع مسلط و مرجعیت خود را قوت بخشیده و سازمانی حزبی از کربلاییها را تحت مرجعیت خود، به گونه ای هماهنگ و یک‌نواخت سامان دهد که با حرکتی برنامه ریزی شده مرجعیت را به عنوان امری وراثتی در بیت شیرازی مبدل و تفکر وراثتی بودن مرجعیت از برای نسل میرزای شیرازی را به عنوان تصوری غیر قابل انکار در ایشان نهادینه سازد.

مرحوم آیت‌الله خاتم یزدی در خاطرات (لینک) خود درباره چگونگی اعلام مرجعیت و فعالیت‏‌های مرحوم آیت‌الله سیدمحمد شیرازی و موضع‌گیری‌اش درباره انقلاب، امام خمینی(ره) و نظام اسلامی می‌گویند. این مطالب به نقل از کتاب خاطرات ایشان نقل می‌گردد:

منبع: خاطرات آیت‌الله خاتم یزدی، چاپ اول، بهار ۱۳۸۱، تهران: مرکز اسناد انقلاب اسلامی

آیت الله سید محمد شیرازی

[چگونگی اعلام مرجعیت آیت‌‏الله شیرازی]

آقای سیدمحمد شیرازی چند سال بعد از رحلت پدرش و تقریباً در عنفوان جوانی، ادعای مرجعیت کرد و جمعی از روحانیون نیز که وزنه علمی بالایی نداشتند و چندان مشهور و سرشناس نبودند، با انتشار اعلامیه‌ای به اعلمیت و جایزالتقلید بودن ایشان گواهی دادند و این اعلامیه به سرعت در سراسر عراق و همچنین کویت پخش گردید.

گفتنی است که این عده حدود پانزده نفری چنان در دفاع و طرف‌داری از آقای شیرازی مصمم و داغ بودند که مرحوم آقای خویی گفته بود اگر من چنین طرف‌دارانی داشتم دنیا را می‌گرفتم! … بنده با شناختی که از اوضاع نجف و بیوت علما و بزرگان داشتم می‌دانستم که اگر آقای شیرازی به همین ترتیب و بدون یک حامی و پشتیبان قوی به کارش ادامه بدهد، دیگران عرصه را بر او به کلی تنگ خواهند کرد و حتی نمی‌گذارند که ایشان در عراق بماند و به زندگی معمولی خویش بپردازد؛ تا چه رسد به ادعای مرجعیت، حضرت امام را به عنوان مرجع اعلم معرفی نماید تا اولاً از خطراتی که ایشان را تهدید می‌کند در امان بماند و پانیاً از پشتیبانی و حمایت امام در آینده برخوردار شود. روی این حساب، من دغدغه فکری‌ام را با آقای سیدمنیرالدین شیرازی[2] که از دوستان بود در ضمن با آقای شیرازی هم دوست و رفیق و هم‌شهری بود، در میان گذاشتم و از ایشان خواستم که در این زمینه با آقای شیرازی گفت‌وگو کند و به ایشان گوش‌زد نماید که اگر ایشان خواسته باشد در وضعیت کنونی بر ادعای مرجعیت خود پافشاری کند، افراد صاحب نفوذی هستند که می‌توانند اجتهاد وی را نیز زیر سئوال ببرند و انکار کنند و در این صورت در سالیان بعد هم ایشان نمی‌تواند وارد عرصه مرجعیت شود، به همین جهت بهتر است ایشان فعلاً از دعوای مرجعیت دست بردارد و امام را به عنوان مرجع تقلید معرفی کند. به این ترتیب آقای سیدمنیرالدین به ملاقات آقای شیرازی رفت و در این مورد با ایشان گفت‌وگو کرد … موقعی که من خدمت ایشان [آقای سیدمنیرالدین] رسیدم گفت: جواب آقای شیرازی این بود که دوستان صلاح ندیدند که من، مردم را به آقای خمینی ارجاع بدهم؛ بنابراین بنده بر سر همان ادعای مرجعیت و الامام المجدد بودن هستم و خداوند ما را از شر اغیار حفظ خواهد کرد. (صص ۱۷۱-۱۶۹)

آیت الله سید محمد شیرازی

آغاز حملات علیه آقای شیرازی

همان‌طور که پیش‌بینی می‌شد با رحلت [آیت‏‌الله العظمی] آقای حکیم و به عرصه آمدن مراجع جدید، حملاتی علیه آقای شیرازی تدارک دیده شد. [آیت‌‏الله العظمی] آقای خویی و [آیت‏‌الله العظمی] آقای شاهرودی هر یک به طور جداگانه اعلامیه‌ای علیه ایشان صادر کردند. آقای شاهرودی در اعلامیه‌اش متذکر شده بود که آقای شیرازی مجتهد نیست و شاهد بر این مدعا، نیز استاد وی آقای شیخ یوسف حائری است که در نوشته‌ای تصریح کرده، آقای شیرازی به حد اجتهاد نرسیده است. در مرحله بعد حملات، شدت بیشتری پیدا کرد و مرحوم آقای خویی در سئوالی که از ایشان شده بود طوری جواب داده بود که حیثیت ایشان خدشه دار شد … مرحوم آقای خویی در جواب مرقوم کرده بود که کار این سید، شبه‌ناک است و دادن وجوهات به وی جایز نیست.(صص۱۷۳)

آیت الله سید محمد شیرازی

سکوت حضرت امام در قبال اعمال و رفتار آقای شیرازی

با این که در بدو ورود امام به عراق و به ویژه شهر کربلا آقای شیرازی استقبال شایانی از ایشان کرد و رابطه خوب و گرمی بین‌شان پدید آمد، منتهی بعداً این ارتباط به سردی گرایید و در سفرهای بعدی حضرت امام به کربلا، توجهی از سوی آقای شیرازی نشان داده نمی‌شد و یا وقتی ایشان به نجف می‌آمد به ملاقات حضرت امام نمی‌رفت. به هر حال این وضعیت به همین صورت تا زمان عزیمت آقای شیرازی به کویت ادامه یافت اما بعد از استقرار ایشان در کویت، دوستان و حامیان ایشان حملاتی را علیه امام ترتیب دادند و شروع به بدگویی و بستن اتهام‌های ناروا علیه ایشان کردند و در این زمینه بعضی از نزدیکان آقای شیرازی به ویژه فالی[3] با تفسیق و حتی تکفیر حضرت امام کار را به اوج خود رساندند و این ناسزاها از آن زمان و حتی بعد از ورود آقای شیرازی به ایران ادامه یافت.

در زمینه مسائل سیاسی نیز بعضی از دوستان و هواداران حضرت امام مثل آقای محتشمی[4] و آقای فردوسی‌پور[5] که برای سخنرانی و امور دیگر به کویت می‌رفتند، نقل می‌کردند که بیت و بیرونی آقای شیرازی، پاتوق مأموران ساواک ایران است و خود ایشان هم به ما توصیه می‌کند که دست از مبارزه علیه شاه برداریم و سخنی بر ضد رژیم نگوییم. آقای مهری[6] که نیز از طرف‌داران سرسخت امام و نماینده ایشان در کویت بود، به جهت آشنایی با کارها و فعالیت‌های سیاسی سیدمحمدشیرازی، وی را تکفیر و حتی ایشان را از شاه بدتر می‌دانست. (صص۱۷۳ـ۱۷۴)

امام و آقای شیرازی

با وصف حال حضرت امام در تمام این مراحل از موضع‌گیری صریح و علنی درباره ایشان از نشر سیاسی و همچنین اجتهاد و عدالت خودداری می‌کرد. یادم می‌آید که یک بار جمعی از کویتی‌ها که علی‌الظاهر وادار شده بودند، خدمت امام رسیدند و درباره آقای شیرازی و این که ایشان مجتهد و عادل هست یا نه، سئوال نمودند؛ ولی حضرت امام نفیاً یا اثباتاً جوابی ندادند که موجب ناراحتی این‌ها و بعضی از بزرگان مثل آقای خویی شده بود. (ص۱۷۴)



بر این اساس مرجعیت سید صادق به گونه ای کاملا سهل حاصل گردید؛ زیرا تشکیلات حزبی کربلاییها در زمان حیات سید محمد مبادرت به طرح مرجعیت سید صادق نموده و موجب شد تا پس از وفات سید محمد در ۲۷ آذر ۱۳۸۰ هجری شمسی، مرجعیت عامه به گونه ای کاملا برنامه ریزی شده و به صورتی امری بدیهی بر سید صادق اطلاق گردد؛ از این جهت تشکیلات حزبی سید محمد طی ۴۰ سال فعالیت مداوم و سازمان یافته وی و ارتباط ایشان با همه کربلایی‌ها در اقصی نقاط جهان موجب شد تا حرکت یک‌نواخت و برنامه ‌ریزی شدهای از برای مرجعیت سید صادق به جای برادر در زمان حیات سید محمد آغاز گردد؛ حرکتی ویژه ای که در نهایت موجب شد تا بعد از فوت ایشان در شهر قم، عملا سید صادق به عنوان بزرگ خاندان شیرازیها، به سرعت مبدیل به آیت الله العظمی و معروف به مرجع عالیقدر جهان تشیع گردد. 



مبدل سازی سید صادق به آیت الله العظمی در سال ۱۳۸۰ هجری شمسی، همراه با گسترش شدید فضای رسانه ای و تغییرات اساسی در روند اطلاع رسانی و ارتباطات در ایران و به طور کلی در سطح جهان بود؛ موضوعی که سبب شد تا روند فعالیت حزب کربلاییها حول بیت شیرازی، ماهیتی سایبری یافته و فعالیتهای فرقه ی شیرازی در حوزه های مختلف، بر بهره کشی حداکثری ایشان از ظرفیت فضای سایبر و حول استفاده ی حداکثری از قاب مدیا (Medium) استوار گردد. 





البته از آنجا که فرقه ی شیرازیها امام حسین علیه اسلام را ما یملک خود دانسته و امر مرجعیت را ودیعه ای الهی در خاندان خود می دانند، لذا حضور پر رنگ این فرقه در فضای سایبر نیز عموما با بِرند و عنوان امام حسین و مرجعیت همراه بوده و این همه در حالی است که فعالیتهای رسانه ای سید صادق را نمی توان منحصر در تمرکز ایشان بر موارد اختلافی میان شیعه و اهل سنت دانست و حضور فعال ایشان در تعارض با نظام اسلامی، به عنوان ام القری، به گونه ای ویژه قابل ملاحضه می باشد که مصداق آن را می توان در نقش این فرقه و شبکه های ایشان، طی وقایع فتنه ی ۱۳۸۸، به روشنی پیگیری نمود. 

به عبارتی دیگر، اگر چه سید صادق همانگونه که هیچ گاه سید محمد با نظام اسلامی دل صاف ننمود، همواره بر مخالفت با جمهوری اسلامی مصر می باشد، اما اصرار او در زمان آیت الله العظمی، بر خلاف برادرش سمت و سویی جدید به خود گرفته و در این راستا فرقه ی شیرازی‌ها حتی از جسم سید محمد برای اعلام مواضع سیاسی‌شان علیه نظام جمهوری اسلامی دریغ نکرده و علی‌رغم اینکه به دستور رهبری در صحن حرم حضرت معصومه برای قبر سید محمد شیرازی جایابی صورت گرفته بود، اما فرقه ی شیرازی در یک اقدام کاملا هماهنگ، تشییع جنازه سید محمد را به یک میتینگ سیاسی مبدل و اقدام به ایجاد بلوا و آشوب در قم نمودند که در این میان اگر چه نیروهای امنیتی در مقابل ایجاد چنین آشوبی ایستادگی کرده و تابوت سید محمد شیرازی را برای دفن به حرم مطهر انتقال دادند، اما این ماجرا تا سال‌ها مستمسکی از برای فحاشی و حمله فرقه ی شیرازی به شخص مقام معظم رهبری و ابراز انزار از نظام جمهوری اسلامی قرار گرفت.

همچنین رویکرد شیرازیها در اصرار بر تقابل خود با نظام اسلامی موجب شد تا این فرقه در طی فتنه ی ۸۸، به صورت کامل در برابر نظام اسلامی بسیج نماید که در این راستا حضور فعال شخص سید صادق در دوران فتنه و سخنرانیهای عجیب وی در دفاع از منافقین و بهاییان و اهانت کنندگان به امام حسین علیه السلام را می توان مصداقی بارز از برای سمت و سوی جدید فعالیت ضد نظام اسلامی فرقه ی شیرازیها ارزیابی نمود؛ سمت و سویی جدیدی که موجب شادمانی گسترده و حمایتهای بی دریغ آمریکاییها و انگلیسیها از این فرقه و در اختیار قرار دادن مقادیر قابل توجهی از امکانات به منظور تحقق اهداف ایشان گردیده است. 

بخشی از سخنرانی سید صادق شیرازی در تاریخ ۲۴ بهمنماه ۱۳۸۸ هجری شمسی:

“جوونا گول نخورید مثل پدراتون که بعضیهاشون گول خوردن نشید تاریخ پیغمبر رو خودتون بخونید هر چی میگن نگید راست میگه! نگید درست میگه… کشور اسلامی مردمش انقلاب میکنن برید ببیند اون وقت این حکومتی که به اسم مردم اومده با باتوم میاد میزنه مردم رو! این اسلام نیست! این زیبا نیست! با این اسلام می خوایم دنیا رو دعوت کنیم به اسلام! مگه منافق رو باید کشت؟ پیغمبر خدا یه دونه منافق نکشتن!!…. وقتی در حکومت اسلامی ملت خودش رو به خاطر اینکه یه تظاهرات کرده با باتوم میزنه میکشه به خاک و خون میکشه چه توقع هست توقعی هم ندارم … خزی دنیاست که خود ملت خودشون لعن شون میکنه شب نامه ضدشون می نویسه یه خورده توسعه پیدا کرد انقلاب می کنه اون رو هم میکُشه یا حبس میکنه … فکر میکنید کشور اسلامی اسمش فقط اسلامیه پیغمبر همین بودن این مسئولیت من و شماست در هر مسئولیتی هستیم هر قدر قدرت داریم اینو به دنیا نشون بدیم تاریخ پیغمبر خدا رو نشون بدیم.”

در مجموع فرقه شیرازیها امروزه تحت سرپرستی سید صادق، علاوه بر آنکه وهن شیعه، در منظر عموم انسانهای مسلمان و غیر مسلمان فراهم می سازد؛ مواضع وحدت بخش امام امت در بیداری اسلامی را نیز هدف هجوم خود قرار داده و با تزریق منابع نامعلوم و البته نامحدود مالی، اقدام به فحاشی و توهین به مقدسات اهل سنت نموده و با ترویج برخی شعائری که موجب تفرقه اساسی بین برادران سنی و شیعه می شود، همانند تشویق به برگزاری و نمایش رسانه ای هفته برائت در طول هفته وحدت و ترسیم و ترویج رسانه ای عید غدیر ثانی، بر موضع طرفداری احمقانه از شیعه برآمده و در عین حال با فحاشی نسبت به مقام معظم رهبری، بعد از تکفیری ها، تنها جریان مسلمانی محسوب می شوند که علیه سید حسن نصرالله در لبنان فعالیت می کنند.

و این همه در حالی است که باید دانست که اگر چه روزگانی امام خمینی رحمه الله علیه به تبیین حد و مرزی





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


هیچ می دانید آخرین زنگ دنیا کی می خورد؟!

خدا می داند، ولی ...

آن روز که آخرین زنگ دنیا می خورد دیگر نه می شود تقلب کرد
و نه می شود سر شخصی را کلاه گذاشت

آن روز تازه می فهمیم دنیا با همه بزرگی اش از یک جلسه امتحان مدرسه هم کوچکتر بود!

...
و آن روز تازه می فهمیم که زندگی عجب سوال سختی بود

سوالی که بیش از یکبار نمی توان به آن پاسخ داد

خدا کند آن روز که آخرین زنگ دنیا میخورد، روی تخته سیاه قیامت
اسم ما را در لیست خوب ها بنویسند

خدا کند حواسمان بوده باشد و زنگهای تفریح
آنقدر در حیاط نمانده باشیم که حیات را از یاد برده باشیم

خدا کند که دفتر زندگیمان را زیبا جلد کرده باشیم

و سعی ما بر این بوده باشد که نیکی ها و خوبی ها را در آن نقاشی کنیم

و بدانیم که دفتر دنیا چرک نویسی بیش نیست

چرا که ترسیم عشق حقیقی در دفتری دیگر است





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


جمعه 27 دی 1392 :: نویسنده : Hossein sj

تیغ بر بازو.. خنجر بر دست....

غلافش را شکستم...

بگذار بتازد به تمام غم هایم..

آرامم می کند این حس ....

زخم هایش را دوست دارم...Hossein H.s




نوع مطلب : تالار عشق، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 26 دی 1392 :: نویسنده : Hossein sj
می دونم که خیلی دوسم داری...
اما شرمندت شدم وقتی که ازت پرسیدن کیو دوست داری ..
خجالت کشیدی منو با انگشت نشون بدی..
عب نداره عشقم..خودتو سرزنش نکن
من لیاقتشو نداشتم..Hossein H.s




نوع مطلب : تالار عشق، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 25 دی 1392 :: نویسنده : Hossein sj

 

دلم تو را می خواهد. کنار ساحلی که دریایش تو باشی.....

آغوشت را باز کن . سرم را بر روی شانه هایت بگذارم....

مرد بودنم را فراموش کن. پشتم را محکم بگیر....

دنیا و تمام حرفهایش را فراموش کن..

این جا من وتو بودن فقط معنا پیدا می کند...
...
چشمانم را می بندم. برایم قصه گو. صدایت را دوست دارم...

صدایی همچون اواج آرام دریا...

دنیا و دروغ هایش ، زخمی ام کرده اند....

نوازشم کن، مرهم تمام دردهایم...

شاید دیگران عشق مرا به تو ، سخره گیرند اما...

من یک جنگجویم...که برای آرمان هایم می جنگم...Hossein H.s




نوع مطلب : تالار عشق، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سه شنبه 24 دی 1392 :: نویسنده : Hossein sj
قانع نبودم.. خیانت کردم به کسی که دنیایش من بودم...
به طمع آینده ای بهتر...
حال به این باور رسیدم...
که خیانت کار همیشه تنها می ماند و هیچ گاه به آرامش نخواهد رسید..Hossein H.s




نوع مطلب : تالار عشق، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 23 دی 1392 :: نویسنده : Hossein sj
سر به سرم مگذارید.. حالش را ندارم...

سکوتم را نشکنید... حرف هایتان تکراری ست..

برای رفتن بهانه نتراشید.. عادت کرده ام ...

موجی از عاطفه بودم.. عاطفه هایم را سر بریدید..

هر بار قسم می خورم.. نمی شود احساس را کشت

جوانی ام را به پایتان ریختم... چه کسی همدم سالخوردگی من می شود.

بیزارم... از تمام دروغ های احساسیتان..Hossein H.s




نوع مطلب : تالار عشق، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


یکشنبه 22 دی 1392 :: نویسنده : Hossein sj

دست به دست شد احساسم... در میان آدمها
سر درگمی هم عجب عالمی دارد ..
مرگ است هر ثانیه ...
برگرد... هیچ کس تو نمی شود ...
لبخندت می ارزد به تمام قهقه ها...
هیچ کس تو نمی شود...Hossein H.s




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


یکشنبه 22 دی 1392 :: نویسنده : Hossein sj
حسادتم می شود ... دستت را تکان نده برای دیگری...

تمام لبخند هایت را برای خودم می خواهم..

روز و شبت را می خواهم ..همه اش را...

حسادتم می شود...

سنجاق کرده ام تمام رویاهایم را به صدایت.
.
حسادتم می شود... کسی را صدا نزن... Hossein H.s




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 27 آبان 1392 :: نویسنده : Hossein sj

آن دخترانی که آنهارا فاحشه نامیدند ، اولین بار به نام عشق در آغوش گرفته شدند.....hossein H.s





نوع مطلب : تالار عشق، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 27 آبان 1392 :: نویسنده : Hossein sj

هنوز بـــــــــــــــــــاور ندارم تعبیر رویاهای دیروزم حال امروزم باشد.......

آنکه روزی دنیاش بودم امروز فراموش کرده باشد..

آن لحظه که بی تابش بودم دیگری را آغوش کرده باشد..

هنوز بـــــــــــــاور ندارم او سکوت کرده باشد.....Hossein H.S





نوع مطلب : تالار عشق، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 27 آبان 1392 :: نویسنده : Hossein sj

 





نوع مطلب : تالار عشق، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 27 آبان 1392 :: نویسنده : Hossein sj

همه هستند و تو نیستی...

بودنشان برا ی خودشان .. زخم زبانشان مرا آتش زد...

اشکم را پتک کرده اند بر سر غرورم..

ای کاش قدم های رفتن را آهسته بر می داشتی....

هنوز گرمای دستانت را حس می کنم.. بوی دلتنگی می دهد...
Hossein H.s





نوع مطلب : تالار عشق، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 25 مهر 1392 :: نویسنده : Hossein sj
می دانم..


دلت تنگ است می دانم... شور عشق داری می دانم...

آسمان آرزوهایت ایری شده اند....آشنایانت غریب شده اند...

در میان دروغ ها اسیر شده ای.... از دنیا فقط غم را چشیده ای ...

می دانم....





اما به دنبال دامنی برای سر گذاشتن نباش..
...
این روزها کسی دامنش را برای گریه به کسی قرض نمی دهد...

بغض را با تمام خفگیش ، در آغوش آرزوهایت بگیر....

نویسنده: hossein H.S




نوع مطلب : تالار عشق، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 26 بهمن 1391 :: نویسنده : صبا

برای تو می نویسم...دلتنگی ای که دست از سر ِ دلم بر نمی دارد.دلتنگی ای که فاصله را نمی فهمد!نزدیکی اما دورِ ِ دور ِ دور...! تنها که باشی تمام دنیا دیوار و جاده است.تمام دنیا پر از دیوارهایی ست که پنجره ندارند...پر از کوچه هایی که همه ی آنها برای رهگذران عاشقی چون من به بن بست می رسند...

 

فکر کن پای این دیوارهای سرد و سنگین چه لیلی ها و چه مجنون ها که می میرند!خون بهای این دل های شکسته را چه کسی می دهد؟!

 

حال نشسته ام و برایت می نویسم...می دانی،نامه ها می مانند حتی وقتی برای همیشه پنهان باشند و کسی که باید،آن ها را نخواند!

 

قرار نیست این را هم بخوانی...قرار نیست بیقراری ام را بفهمی...قرار نیست بدانی که چند جای این نامه با اشک خیس شد و چند واژه را پنهان کرد...قرار نیست بفهمی که دوست داشتن چقدر سخت و عشق چه درد بزرگی ست...قرار نیست بدانی چقدر دوستت دارم!و چه اندازه این دوست داشتن پیرم کرد...!

 

اما برایت این را می نویسم،برای روزی که تو هم دلتنگ باشی!دلتنگ کسی که عاشقانه دوستش داری...برای روزی که هزار بار پشت پنجره رفته باشی و هزار قاصدک را بوسیده باشی!برای روزی که به هوای هر صدای پایی تا دم در دویده باشی و با بغضی سنگین دوباره در انتظارش نشسته باشی!برای شب هایی که در تمام فال های حافظ هم خبری از آمدنش نباشد و هزار بار پیراهنش را بوییده باشی...!

 

تو فکر می کنی آن روز چند سال خورشیدی دیگر است؟!

 

هنوز زود است...برای تو که از حال دلم غافلی زود است...نباید بفهمی که این روزها چقدر دلتنگم...نباید بفهمی که قدم هایم هر روز پیر و پیرتر می شوند...!و هر روز سایه ام ،کمرش خم و خم تر!این روزها برای گریستن دیگر باران را بهانه نمی کنم...برای بیقراری ام سراغ پنجره ها نمی روم...وقتی قاصدکی روی شانه ام می نشیند دیگر از تو خبری نمی گیرم،شابد نشانی ام را گم کرده ای...گیسوانم یک در میان سپید و سیاهند مثل روزهایی که یک در میان شاد و ناشاد میگذرند...!خیابان ها را که نگو!بی خبر از آنها می گذرم...نه تکان دستی...نه سلامی...مثل غریبه ای که او را هیچ کس نمی شناسد...!

 

هنوز هم استگاه ها را دوست دارم،نیمکت هایی که بوی تنهایی می دهند!هنوز هم انتظار را دوست دارم،هنوز هم زل می زنم به هر قطاری که می گذرد،به دست هایی که در هوا تکان می خورند و بوسه هایی که میان دود گم می شوند!خوش به حال قطارها،همیشه می رسند.اما من...هنوز نرسیده ام...!تمام زندگی ام فاصله بود...!

 

 

 

 

این نامه باشد برای روزی که یکی از این قطارها مرا هم با خودش برده باشد...چمدانی پر از نوشته جا می ماند برای تو،از مسافری که عمری عاشقت بود و هست...!

پ.ن~~~»۱۱/۹۱                                                                                                                              





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 7 دی 1391 :: نویسنده : Hossein sj

به نام هستی بخش

در خیال عشق

قلم بر دست چشم براه افکارم در بلاتکلیفی پا در هوایم.

برگ برگ احساس های زرد شده، تاب نسیمی را نیز ندارند.

زمستان در راه است، ای کاش تا بهار دیگر به خواب رفت.

نسیمی آمد و برگ ها ریختن ، درخت بی برگ سایه ندارد.

صدایی نمی رسد راه بسیار دور است، چشم فقط کوه بیند بیزارم از جدایی.

همدمم روشنایی ماه، روزها دلتنگ، فال می گیرم خوشم به این خط های امید حافظ.

آتش است این دلتنگی ، گرفته است جان را از تتنم.

آرزو ها بسیارند، همچو حباب از کف در رفته اند، ترس دارم از آن روز

که حباب هوا گیرد، ابر سیاه آسمان را در برگیرد.

در برابر این اقیانوس قطره ای بیش نیسم، اما می دانم عشقی به پهنای آسمان دارم.

شعر از: حسینh&s





نوع مطلب : تالار عشق، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 7 دی 1391 :: نویسنده : Hossein sj

به نام خالق

زمانه چقدر از جوان مردی دور شده است که از عزیز ترین ها

عمیق ترین زخم ها را می خوریم.

معشوقم دلش برایم تنگ نمی شود، به قطره اشک گوشه ی چشم نمی نگرد

که از اعماق دلتنگی فریادش می زند.

در پی عشق شب به راز و نیاز، سجاده ی خیس از اشک و خوش خیال.

بگذار از غم دان دلم غمی بیرون کشم، با قلم آهی سوی آسمان کشم.

با آرزوهای بی انتها درگیر احساس شدم، خط های عمر را با این احساس پر کرده ام.

دستانم پر است از احساس های سرد شده، دل با غم درگیر همدم شده.

عشق با من آن کرد که شمع با پروانه،قصه ی عشق نیست با هیچ دلی بیگانه.

قلم نوار فکر را می گیرد و احساس فکر را ایجاد می کند،عسق احساس را بر می انگیزد.

و آدمی عشق را.

خسته از آدمیان دروغ گویم و عشق های ساعتی.

جوانی ام بوی جوانی نمی دهد دیگر میخانه به من می ناب نمی دهد.

شعر از: حسین h&s 





نوع مطلب : تالار عشق، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




( کل صفحات : 13 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   
 
 
برچسب ها
پیوندها
آخرین مطالب