درباره وبلاگ






مدیر وبلاگ : Hossein sj
نظرسنجی
دوست داشتی شبکه های اجتماعی نبودند?






آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
به تو تنها می گویم که تنهایم.....
تو ای صفای ضمیرم چرا نمیایی؟ چرا بهانه نگیرم چرا نمیایی؟
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM

به نام خدایی که گاهی فراموشمان میشود

روزت مبارک لبت خندان عمرت طویل چگونه میگذرد ایام به کام

دوربینت را بردار ، رو در روی ائینه ، خندهایت را ثبت کن در لحظه

مشکل به دور من نیستم، خیالت آرام

خیالت آرام آنکه هر روز فدایت می شد فدایت شد، عمرش را برایت داد تنهایی را گرفت.

خیالت آرام آنکه لبانت را پر میکرد از خنده ، این روزها لبانش را میگیرد به دندان

روزت مبارک لبت خندان عمرت طویل چگونه میگذرد ایام به کام

دست به دعا برده ای وای چه خدایی، چه رازی چه نیازی چه احساس پاکی

تو طلب می کنی زندگی خوش و پر از شادی

من غرقم در غم تو، دروغ های احساسی

تو در پی فرار از من ، من هر روز پر از تو

من استرس و عرق پیشانی ، تو فراموشی و کلاهی بر سر

روزت مبارک لبت خندان عمرت طویل چگونه میگذرد ایام به کام

نفرین به تو ، نفرین به آن عکس ها.... نفرین به آن شکل و شمایل

نفرین به عکس هایی که در قاب نامحرمان جای گرفت

نفرین به جذب دیگران ، نفرین به قلبم که گرفت از هرزه گی هایت

نفرین به روزهایی که با تو به سر شد اما فراموش نشد

نفرین به حرف های قشنگ که در آمد از آب به دروغ

نفرین به دستهایت که پر بود از آرامش..

اما آخر رهایم کرد باحیله مرا زد از ریشه

نفرین به چشمان بزرگ به اشکهایت به لرزش دستانت..

روزت مبارک لبت خندان عمرت طویل چگونه میگذرد ایام به کام

بعد از من چگونه ای ... با دیگران هم این گونه ای ..

بعد از من چه کسی را در آغوش میکشی، ناله می کنی ، حرف های عاشقانه میزنی...

بعد از من چه کسی را می بویی، دنیایت را در میان لبانش می جویی

بعد از من چه بازویی را بالشت سر می کنی، تمام زندگیت را برای لحظه ای می دهی..

بعد از من چشم در چشم چه کسی دست بر قرآن میزنی، شهید را گواه می کنی..

میان قبرستان گناه می کنی...

بعد از من چه کسی با تو آسانسور احساس و لذت را میان

طبقات ترس و شهوت بالا و پائین می کند....

بعد از من چه کسی انگشت بر عسل شیرین، مسموم چشیدنت می شود..

روزت مبارک لبت خندان عمرت طویل چگونه میگذرد ایام به کام

عجب روزی است...

خوشا بحالت که احساست در میان مشتانت مچاله می شوند..

و خاموش می شود علاقه ها احساس ها و نفرت ها را جایگزین می کنی..

و عوض می شوی..

خدای ناکرده احساس نمی کنی زندگی کسی را به هم زدی...

خدای ناکرده دلت تنگ نمی شود برایش...

خدای ناکرده قسم ها ، قول ، قرار هایت را به یاد نمی آوری...

یادت رفته که می گفتی دنیا و آخرتم فقط تو...

زندگی و مشکلاتم فقط تو...

همه دنیا عوضی فقط تو..

روزت مبارک لبت خندان عمرت طویل چگونه میگذرد ایام به کام

ننوشتم که غرورت را جریحه دار کنم...

ننوشتم که خیانت در احساس را یاددآوری کنم...

ننوشتم که بگویم بدون مشکلی .. خوشی بیخیالی

ننوشتم که بگویم با مشکلات بد هم کنارت می ماندم...

ننوشتم که بگویم یک طرف قصه را می بینم

نوشتم که بگویم...

حالــــــــــــــــــــــــــم خرابــــــــــــــــــــــــــ اســــت بــــدون تــــــــــــو...

روزت مبارک لبت خندان عمرت طویل چگونه میگذرد ایام به کام







نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 12 خرداد 1389 :: نویسنده : Hossein sj

به نام خالق

میون چیک چیک اشک، میون بغض و هق هقت کسی نیست که دستمالی  رو به تو هدیه کنه.

کسی نیست که صدای دل بی کسی هاتو بشنوه...

کسی که سر بزاری رو شونه هاش بگه عیبی نداره گلم خسته نباشید!

چرا این همه دویدن این همه نرسیدن، چرا این همه کینه خدایی دلم خیلی

وقته بعد تو غمگینه...

میون آسمون خدا کسی نیست که بگه میری کجا...

اگه هم فکر کنی کسی دوست داره بدون که بازم تنها می مونی...

شبه سرده ، غمه که می چرخه اطرافم..

بودن با تو شده رویای تنهاییام. خسته از منت و خواهشام.

کینه دارم ازت به دل ، وقت تعین می کنی برای درد دل.

در دل هایی که فقط اسم تو روشه ، مگه چی میشه یه بارم جواب این همه سوال و بدی.

می دونی چیه ، حس می کنم که از گفتن می ترسی نه تورو خدا بگو دوسم نداری م

ی خوای از کنارم بری.نمی خوام ترحم کنی هی بغض و تو گلوم بچرخونی.

شکسته است قاب عکس خالیت، خاک خورده ادعات نه دوست داشتنات.

تو رو خدا حرفی بزن دارم شک می کنم، چیزی بگو دارم دق می کنم.

خوب آخه خدا مگه منم آدم نیستم ، به خدا خیلی خسته ام.

از تو گلم، یادگاری یه حسرت دارم و چند خط خالی.

نمی دونم این روزا داری نقشه چیو می کشی که ناراحت نشم که بی صدا تنهام بزاری.

می دونم مقابلت خیلی کوچیکم اما بدون تو آخر دیوونگی هامی.

گلم بی تو همه فصل زندگیم زمستونه سرده، اما جلوتو نمی گیرم ، نمی گم خداحافظ

میگم به امید دیدار.





نوع مطلب : تالار عشق، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


یکشنبه 26 اردیبهشت 1389 :: نویسنده : Hossein sj

به نام خداوند گل یاس که عشق متعلق به ام ابیهاست.


این روزها خیابان  های شهرمان سیاه پوش است، این روزها خنده بر لبان حرام شده است،

آسمان هم می گرید ، این روزها نام پسران شهرمان که می آیند محسن می گذراند.


فراق عشق و جدایی عاشق و معشوق از در خانه ی شما رقم خورد، مفهوم عشق، مفهوم از

 خود گذشتگی مفهوم دوست داشتن با نام شما آمیخته شد.


قسم خوردگان دریای عشق نه شیرین و فرهاد ها نه لیلی و مجنون ها هستند قسم خوردگان

عشق علی و فاطمه است.


عشق از آن موقع در حال خروش هست که زنی با چادر خاکی ، با پهلوی شکسته با صورتی

کبود نام عشق نام علی را صدا زد ، محسنش را فدا کرد.


غم و انده جدایی از آن موقع شروع شد که مردی که خم ابروهایش دنیا را به ترس وا میداشت

از اندوه جدایی، از گریه کردن برای فاطمه نای ایستادن نداشت.


مادرم، یا فاطمه این روزها چشمانم گریان است از خود بی خود نالان است. مثل این که

چشمانم به نام فاطمه حساس است.


این روزها صحنه هایی از میخ، از در، از یاس شکسته از مردی بر روی زمین کشیده شده از

چادر خاکی را در پیش روی خود می بینم.


یا فاطمه درک این که نامحرمی بر روی صورت یاس سیلی گذاشت سخت است.


مادرم درک این که مردی با زنی تنها در حال جنگ است سخت است.


ام ابیها درک کشیده شدن علی مرتضی از خانه تا مسجد چقدر سخت است.


مادرم درک خیسی چمان حسن، حسین وزینب سخت است.


اما این را می دانم شما برای سختی به دنیا امدید و این نیز سخت است.


مادرم این را بدان مردمانی از قوم سلمان فارسی برایت اشک می ریزند، سیاه پوش غم علی

و فرزندانش هستند خنده و شادی را بر خود حرام ، گریان هستند.


مادرم عشق مردم سرز مین من به شما مختص امروز نسیت این روزها فرزندان 30 سال پیش

این  سر زمین را از دل خاک  بیرون می آورند نام زیبای شما بر روی پلاک هایشان می درخشد

و با  ذکر نام شما با عمران آن زمان جنگیدند.


مادرم جنگ ما هنوز ادامه دارد و تا انتقام سیلی ، کبودی و پهلوی شکسته ات را نگیریم ما باز

نمی ایستیم.اما یا فاطمه ما نیز از شما طلب دعا برای خاکمان برای آرمانهایمان برا پیشرفتمان

داریم و می خواهیم برای این خاک و سرزمین دعا کنی تا کشور را برای آمدن منجی عالم ،

فرزندت مهدی آماده کنیم. تا جهان سرد وخشک وعاری از محبت وعشق را از نور او بهر مند

سازیم. 

مثل همه ی نوشته های این وب: نویسنده: حسین





نوع مطلب : مذهبی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 23 اردیبهشت 1389 :: نویسنده : Hossein sj
شیطان : نخستین كسى بود كه بعضى كارها را مرتكب شد و پیش از او كسى آنها را انجام نداده بود. و آنها از این قراراند:
- اولین كسى كه قیاس نمود و خود را از حضرت آدم علیه السلام برتر و بالاتر دانست و گفت : من از آتشم و او از خاك در حالى كه آتش از خاك بالاتر است .
(2)
- اولین كسى كه در پیشگاه با عظمت الهى تكبر نمود و به دستور خالق خود عمل نكرد.(3)
- اولین كسى كه كه معصیت و نافرمانى خدا را كرد و آشكارا با او مخالفت نمود.
- اولین كسى كه به دروغ گفت : خدا گفته از این درخت نخورید، چون درخت جاوید است و اگر كسى از آن بخورد تا ابد زنده مى ماند و با خدا شریك مى شود.
(4)
- اولین كسى كه كه قسم به دروغ خورد و گفت : من شما را نصیحت مى كنم .(5)
- اولین كسى كه نماز خواند و یك ركعت آن چهار هزار سال طول كشید.(6)
- اولین كسى كه منبر رفت و براى ملائكه سخنرانى و صحبت كرد.
- اولین كسى كه كه به خدا مشرك شد.
- اولین كسى كه كه غنا و آواز خواند، همان زمانى كه آدم علیه السلام از درخت نهى شده خورد.
(7)
- اولین كسى كه از خوشحالى سرود خواند و آن هنگامى بود كه آدم به زمین آمد.
- اولین كسى كه نوحه خواند و گریست ؛ چون او را به زمین فرستادند، به یاد بهشت و نعمتهاى آن نوحه و گریه كرد.
- اولین كسى كه لواط كرد
(8) چون زمانى كه به میان قوم لوط آمد خود را در اختیار آنان قرار داد تا با او لواط كنند.
- اولین كسى كه دستور ساختن منجنیق را داد تا حضرت ابراهیم علیه السلام را با آن در آتش اندازند.
- اولین كسى كه دستور ساختن حمام را در زمان حضرت سیلمان علیه السلام داد تا نظافت كنند.
- اولین كسى كه ساختن نوره را در زمان حضرت سلیمان داد، براى این كه موهاى اضافى پاى بلقیس پادشاه سبا را از زمین ببرند.
(9)
- اولین كسى كه دستور ساختن شیشه را داد تا حضرت سلیمان علیه السلام آن را روى خندق گذارد و بلقیس را آزمایش كند.(10)
- اولین كسى كه دستور ساختن صابون را داد تا مردم بدن و لباس خود را بشویند.
- اولین كسى كه دستور ساختن آسیاب را داد تا مردم گندم هاى خود را آرد كنند.
- اولین كسى كه با ابوبكر بیعت كرد تا مردم را منحرف كند و از مسیر حق برگرداند.
(11)
- اولین كسى كه خدا را در آسمان ها پرستید.
- اولین كسى كه عبادت و بندگى او، فرشتگان را به تعجب در آورد!
- اولین كسى كه به خداى خود اعتراض كرد.
- اولین كسى كه شبیه شدن به دیگران را مطرح و مردم را به آن تشویق كرد.
(12)
- اولین كسى كه كه سحر و جادو كرد و آن دو را به مردم یاد داد.(13)
- اولین كسى كه ساز درست كرد و خود، آن را نواخت .
- اولین كسى كه براى زیبایى ، زلف گذاشت .
(14)
- اولین كسى كه براى مخالفت با پیامبران ریش خود را تراشید.
- اولین كسى كه براى مست شدن مردم ، شراب درست كرد.
- اولین كسى كه ساختن آلات لهو و لعب و موسیقى را به قابیل آموخت .
- اولین كسى كه وقتى وارد جهنم مى شود، خطبه مى خواند.
- اولین كسى كه مكر و حیله و خدعه نمود.
- اولین كسى كه نقاشى كرد و چهره كشید.
(15)
- اولین كسى كه آتش حسدش شعله ور شد.(16)
- اولین كسى كه به ناحق مخاصمه و جدال كرد.
- اولین كسى كه خداى تعالى به او لعنت نمود
(17) و از ناراحتى فریاد كشید.
- اولین كسى كه به خدا كفر ورزید.
(18)
- اولین كسى كه گریه دروغى نمود.(19)
- اولین كسى كه عبادت و خلقت خود را ستود.
- اولین كسى كه صورت هاى مجسمه و بت را ساخت .
(20)
- اولین كسى كه جبرئیل و میكائیل و اسرافیل او را لعنت كردند.
- اولین كسى كه از ترس ملائكه فرار كرد و خود را مخفى نمود.
- اولین كسى كه دستور مساحقه داد. امام باقر علیه السلام فرمود: ((وقتى خواسته ابلیس در قوم لوط عملى شد، خود را به صورت زن در آورد و سراغ زنان آمد و گفت : آیا مردان شما با هم لواط مى كنند؟ در جواب گفتند: آرى . دستور داد شما نیز با هم مساحقه كنید))




نوع مطلب : مذهبی، عمومی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 22 اردیبهشت 1389 :: نویسنده : Hossein sj

هنر انتخاب اسباب بازی

كودك موجودی است مانند آیینه، صاف و بدون تیرگی، برگ سفیدی كه چیزی در آن نوشته نشده و آماده نقش پذیری است. دقت والدین و مربیان در تعلیم و تربیت در این مرحله، می تواند از او انسانی والا و مفید برای جامعه بسازد و برعكس، بی دقتی در ادای این مهم، چه بسا از او انسانی نامتعادل و زیان آور به حال خود و جامعه بسازد.

در تعلیم و تربیت كودكان روش های گوناگونی به كار گرفته می شود كه یكی از این روش ها روش غیر مستقیم است. كودكان عموما به اسباب بازی علاقه فراوانی نشان می دهند و به این سبب می توان از اسباب بازی ها به عنوان ابزاری برای تعلیم و تربیت استفاده كرد.

شاید بیشتر مردم ندانند كه شیوه انتخاب و خرید اسباب بازی ممكن است به ایجاد دگرگونی های اساسی در زندگی عاطفی، عقلی و اجتماعی كودك منجر شود.

ازآنجا كه امروزه خرید اسباب بازی برای كودكان عمومیت یافته است، والدین باید در این مورد دقت كافی مبذول دارند تا اسباب بازی ای را انتخاب نمایند كه با سن، رشد عقلی، روانی و اجتماعی كودك متناسب باشد. (1)

به طور كلی والدین را به هنگام خرید و انتخاب اسباب بازی می توان به سه دسته تقسیم كرد:

 الف) گروهی از والدین به هنگام خرید و انتخاب اسباب بازی برای كودكان شان سلیقه و عقیده شخصی خود را دخالت می دهند و تمایلات و خواسته های كودكان را در درجه دوم اهمیت به حساب می آورند.  حتی بعضی از آنها گمان می كنند كه مثلا هرگاه یك اسباب بازی لوكس و گران قیمتی برای كوكان خریداری كنند خدمت بزرگی به آنها كرده اند و خوشحال تر خواهند شد و شاید هم بدین وسیله می خواهند از طریق نوعی رقابت، برتری وضع اقتصادی خود و كودك شان را به دیگران نشان دهند و حال آنكه این امر، خود، از دو لحاظ زیان آور است:

اولا: از نظر اقتصادی مقداری از پول خود را بیهوده خرج می كنند. ثانیا: پس از خرید اسباب بازی چون به میل كودك انجام نگرفته است كودك از آن خوشش نمی آید  و «دلزده» می شود و پس از مدت كوتاهی آن را به گوشه ای می اندازد. (2)

 ب) گروه دیگری از والدین فقط ذوق و خواسته كودك را مورد توجه قرار می دهند و او را در خرید اسباب بازی آزاد می گذارند. با توجه به اینكه اسباب بازی بر روی قوای عاطفی، روانی و اجتماعی كودك تاثیر می گذارد، لذا نمی توان در رابطه با انتخاب چنین وسایلی به كودك اختیار تام داد كه هر نوع اسباب بازی را كه می خواهد انتخاب نماید.

 ج) گروه دیگری از والدین متاسفانه گمان می كنند كه اسباب بازی ها فقط برای تفریح و بازی و سرگرمی كودكان درست شده است، لذا وقتی به اسباب بازی فروشی می روند بیشتر از این بعد به اسباب بازی ها نگاه كرده و در واقع سراغ اسباب بازی هایی می روند كه بتوانند كودك را ساكت نگه دارند تا به كارشان برسند. این گروه به راحتی تسلیم خواسته های كودكان شده و یا اینكه وقتی خودشان اسباب بازی می خرند بیشتر به جنبه سرگرم كنندگی آن توجه دارند تا جنبه های آموزشی، فكری، روانی واجتماعی آن. 

 د) گروهی دیگر از والدین به هنگام انتخاب اسباب بازی ذوق و سلیقه و آرزوهای سركوب شده دوران كودكی خویش را ملاك قرار داده و فكر می كنند كه اگر همان اساب بازی ها را تهیه نمایند و به كودك خود هدیه دهند او را غرق در خوشحالی خواهند كرد. ولی وقتی اسباب بازی مورد نظر را تهیه می كنند با كم توجهی كودك مواجه می شوند. 

رهنمود هایی برای والدین :

 روزی گردش كنان كودك را به دیدن اسباب بازی ها از پشت ویترین ببرید، واكنش هایش را به خاطر بسپارید و برای انتخاب اسباب بازی از عكس العمل های كودك كمك بگیرید.

برای خرید اسباب بازی بهتر است كه قبلا به اسباب بازی فروشی بروید و اسباب بازی های مناسب را شناسایی كنید، سپس با فرزندتان برای خرید به اسباب بازی فروشی مراجعه كنید تا در انتخاب آنها راهنمای خوبی باشید.

برای اینكه قدرت انتخاب و تصمیم گیری كودك رشد كند و به او آزادی داده باشیم بهتر است چهار یا پنج نوع اسباب بازی را به او معرفی كنیم و به او بگوییم یكی از این ها را انتخاب كن. 

 بعضی مواقع كه احساس می كنید اسباب بازی مناسب كمتری وجود دارد بهتر است كه از بین اسباب بازی های مورد نظر، كودك را در انتخاب رنگ آن آزاد بگذارید تا از هر رنگ كه می خواهد انتخاب كند.

وقتی با كودك به خیابان می روید، اگر برای خرید می روید قبلا با آگاهی و برنامه ریزی این كار را انجام دهید ولی اگر به دلیل مسائل اقتصادی قصد خریدن چیزی ندارید، اگر كودك شما دست تان را گرفت و به سوی ویترین اسباب بازی برد و با اصرار و سماجت و پاكوبیدن و گریه، خواست شما را وادار كند كه برایش چیزی بخرید، تسلیم خواسته كودك نشوید، ‌زیرا برای كودك عادت می شود و همیشه به همین نحو به خواسته خویش می رسد.

بهتر است در انتخاب اسباب بازی، تركیبی از اسباب بازی های مختلف (آموزشی، اجتماعی، عاطفی و احساسی) را برای كودك تهیه نموده و همچنین در انتخاب آن نیز، هم نظر والدین و هم نظر كودك تامین شود.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 8 اردیبهشت 1389 :: نویسنده : Hossein sj

دل خورشید محک داشت؟ نداشت


یا به او آئینه شک داشت؟ نداشت


آسمانی که فلک می بخشید احتیاجی به فدک داشت؟ نداشت


غیر دیوار و در و آوارش شانه وحی کمک داشت؟ نداشت


مردم شهر به هم می گفتند ، در این خانه ترک داشت ؟ نداشت


شب شد و آئینه ماه شکست . دست این مرد نمک داشت؟ نداشت
تو بپرس از دل پر خون و غمت کمر یاس کتک داشت؟ نداشت





نوع مطلب : مذهبی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


یکشنبه 29 فروردین 1389 :: نویسنده : Hossein sj

خدا برای لحظه لحظه بودنت، برنامه‏ای داشت. از آن زمان که شکوفه

 زدی و مهمان تلاطم روزگار شدی، تا دقیقه‏ای که نگاه بارانی‏ات را از

 دنیا دریغ کردی؛ از آن روز که خبر آمدنت، بر اهل خانه نسیمِ شادی

شده بود، تا روزی که آمدی و شکوهِ نامت را - که زینت پدر بود - بر

همه ثابت نمودی.

www.mohlate _tobe.mihanblog.com





نوع مطلب : مذهبی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


جمعه 20 فروردین 1389 :: نویسنده : Hossein sj

خدایا دلم مثل زمستونت سرده برگ درختای دلم ریخته ، آسمونش که معلوم نیست شب و

روزش ،اشک هایی که مثل بارون می ریزم درونش، غم هایی که مثل خار هست روی زمینش

امید هایی که مثل میو های درخت دلم هیچ موقع ثمر نداد.

خدایا از اشکت که به من دادی نوشتم ، نوشتم صدها بار که سرزمین
 عشق آتش نمی گیرد اما خدایا اشک ها هم دیگه پاسخ گوی غم
وبغضم نیست خدایا سر زمین عشق آتش گرفت.سر زمینی که چند سال توی دلم
سردیشو، گرمیشو ، تحمل کردم . خدایا خودت گفتی که هرکاری کنی به خودت
بر میگرده خدا مگه من همه کار نکردم نذاشتم که به جز کسی که دوسش دارم به سر
زمینم بیاد اما خدا چرا الان اینه جوابم.
خدایا کفر نمی  گم دارم از آدمات می گم که آدمارو محکوم می کنن به باوفایی
دوست داشتنا رو زود فراموش می کنن.
خدایا با رفتنشم نزاشتم سرزمینم آتش بگیرد اما مثل این که سرزمینی که دارم عاشق نداره،
رفته آره خوب خدا به همراش.
خدایا من از آدما گله ندارم خصلتشونه اینه ، ا زتو خدا گله دارم که چرا
به من خوب بودن رو یاد دادی چرا باید فکرکردن برای من باشه ای کاش قلبی نداشتم مثل رباط بودم  که
معنی احساس رو نفهم ا ی کاش مثل بقیه رد شدن رو یاد می گرفتم خدا این جا با وفایی خنده داره
چرا کاری کردی بهم بخندن، مگه چقدر عمر دارم که همه لحظه هام غمن.
خدا این جا قول و قرار معنا نداره قول 18 میدن اما از 16 رد نمیشه که چیز دیگه میشه.
مثل پروانه که به دور شمع می گرده مثل بادی که به دنبال یار می گرده انجام دادم اما مثل این که مثل کسی میشم که به دنبال عشقش میره اما آخر تنها میشه.
بیستون از تو هم گلایه دارم بیستون چرا فرهاد تیشه به قلبت زد واسه شیرین اما چیزی نگفتی، شکایت دارم که چرا با این که میدونستی شیرین معشوق فرهاد نیست چیزی نگفتی
چرا گذاشتی خودشو واسه هیچ وپوچ بکشه هر چند هیچ و پوچ عشق بود.

یا حسین تنها   





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


جمعه 20 فروردین 1389 :: نویسنده : Hossein sj

به نام آن که امید بخش تمام نا امیدان است به نام خدا

((ای کاش به زمانی بر می گشتم که شکستن نوک مدادم تنها غمم بود))

می خوام کوه رو به اون سختی آب کنم ، می خوام آب دریا رو تا خاک ببرم، می خوام جنگل سبز رو سرد وزرد کنم  می خوام از غم بگم .

غم؛ واژه ی دوحرفی که هزاران درد توش جا میشه غم  ظرف پر نشدنی.

نمی خوام از غم عشق از شکست عشق بگم ، نه از غم گذر ثانیه، نه می خوام از غم آرزوهای بزرگ کودک بگم ، می خوام آرزوهای بزرگی کودکی رو که وقتی بچه است رو بگم، می خوام از آرزو بگم می خوام که با  خوندنش شکر گزار باشین.

بچه ای که تازه صحبت کردن و یاد می گیره بچه ای که تازه با کتاب آشنا میشه ؛ مفهوم آرزو رو می فهمه و با نگاه به تلویزیون آرزوهاشو شکل میده امیداشو می چینه، به مادرش امید آرزو ، امید و فکراشو میگه و وقتی میره مادرش یه گوشه کز و بغض می کنه ، می دونه که نباید بشکونه بغضشو و می دونه آرزوهای پسر غم وعقده میشه.

و وقتی همون بچه کمی بزرگ میشه می فهمه قصه ی خوب شدنش که مادرش می گفت فقط واسه این بود که آرزوهاشو خراب نکنه و می دونه که چرخی که روشه تنها همسفرشه.

و همه آرزوهاش رو یک چرخ خلاصه میشه.

می دونی غم چیه ، غم واسه کیه ؛ واسه کسی که دویدن رو دست داره اما نمی تونه بدو ، غم؛ غم واسه کسی هست که  دوست داره ببینه اما نمی تونه.

غم واسه کسی هست که دوست داره صحبت کنه اما کسی نمی فهمه یا صداشو نمی شنون.

غم زیاده اما قلب ما واسه درکشون کمه.

این چند خط پائین هم از طرف دوستم به مادرش تقدیم می کنم:

مادر گلم، مادر پر معنی ترین واژه ی هستی ، بعضی وقتها که فکر می کنم به اومدنم به متولد شدنم که با اومدنم ندیدن رو به تو تقدیم کردم شرمنده میشم. وقتی دنیایی رو که دوست داشتی و آرزوهای زیادی رو به همراهش آلان تو چند کلمه به نام سیاهی خلاصه میشه شرمنده میشم، بابام میگه همیشه آرزوی دیدن پسرتو داشتی، شرمنده که داغ دیدنمو به دلت گذاشتم. می دونم تنها رنگ دنیای تو سیاه سخته دنیایی رو که تا اومدن من پر از رنگ بود الان فقط وفقط سیاهه.

مادرم غمم این قد زیاده که تو دل کسی جا نمی شه، از داغ بازی کردن باهات رو بگم یا وقتی که تو دبستان بودم همه بچه ها بعد از زنگ مدرسه مادرشون منتظر بود من فقط تنها ، همه روز اول با مادرشون اما من با بابام . مادرم از خاطره های که  تنها توی خونه خلاصه می شن بگم یا غم خواهر کوچیکم که بعضی موقع ها به چشات نگاه می کنه. مادرم قد من خوبه چرا از آبجی می پرسی نترس نمی ترشم لباسامم نمی خواد دست بکشی یا بو کنی تمیزن.





نوع مطلب : تالار عشق، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سه شنبه 25 اسفند 1388 :: نویسنده : Hossein sj
باز از آه سینه ترانه می سازم چون جانم را از آه سینه می سوزانم.
قاب عکس خالی، قلبم خالی چشمانم باز اما خالی از نگاه تو.دستانم باز ، سرد خشک بی تو سخت.
یادم به یادت من نیستم کنارت ، حتی برای یک لحظه دلم نمی لرزه .
ردپایت هنوز روی قلبم ،بیابان شده بهارم هنوزم کنار ساحل می ایستم اما نمی دانم کجایی اما من میان غم وتنهایی.
غم واندوه ضبط شده مثل این که اسمم از یادت پاک شده سختی غالب شده زندگی خیلی سخت شده.
خوابای شیرینم تلخ شده زیر دلم خالی شده خدایا چقدر غم سمت من راهی شده؟
ساکتم حرفی ندارم از چشمام نمی فهمی چقدر منتظرتم نه باور نمیشه شاید خوابم.
صافم خالی خورشیدخاموش ماهم گم شده چشام هنوزم خیره چرا قفل بغضام شکسته شده؟
هوا مسمومه دل من امشب خیلی غمیگینه ، پر درده پره حرفه ، هوا ابریه واسه رفتن خیلی دیره نمی دونم شاید تقدیره
که تنها بمونم شاید دلم الکی گیره دوست داشتن فقط از یه طرف نمی دونم اینم یه جوریه.....
قلم من رابط ثابته هنوز دوست داشتنم خاطره پره توی  دفترم خواهشم اینه بیا .
می دونم خندت می گیره اما ابزار غم فقط همینه 



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


شنبه 22 اسفند 1388 :: نویسنده : Hossein sj
ارزش زن دراسلام
مرجع : سایت خبری قرآنی

به گزارش خبرگزاری آینده روشن،  این روزنامه آمریكایی نوشت: ۱۴ قرن پیش اسلام بانگ ارزشمندی انسان و به طور خاص زن را به عنوان موجودی والا مقام در جامعه مطرح كرد.

در این راستا روزنامه آمریكایی كریستن سانیس مونیتور در تحقیق وسیع و میدانی، پدیده گرایش غریبان به اسلام مخصوصاً زنان در سال‌های اخیر را مورد مطالعه قرار داد.

این روزنامه نتایج تحقیق خود را در گزارشی اعلام كرد.

در این گزارش آمده است: یك زن تازه مسلمان فرانسوی ضمن بیان این مطلب كه اسلام دین صلح ـ عشق و سازگاری است افزود: پاسخ تمام نیازهای روحی‌ام را دردین اسلام یافتم.

این در حالی است كه اغلب اروپاییان گرایش زنان اروپایی به اسلام را ناشی از ازدواج آنان با مسلمانان عنوان كرده‌اند.

برخی از پژوهشگران و دانشمندان مجری این تحقیق نیز تصریح كردند دلیل مسلمان شدن زنان اروپایی وجود مساوات، روح همكاری و انسانیت در اسلام و آرامش روحی نفس انسان در اسلام است چنانچه در آیات و روایات متعددی مرد مسلمان درتعامل با همسرش به نرمی وخوشخویی توصیه می‌شود. 

از سوی دیگر یك پژوهشگر آلمانی اهتمام دین اسلام به مسائل خانواده و ارزشمندی زن در اسلام را از جمله عوامل گرایش زنان اروپایی به دین اسلام معرفی كرده است.

همچنین یك روزنامه فرانسوی نوشت:حقوق تعریف شده زنان در اسلام برتری زیادی بر حقوق در نظر گرفته شده برای زنان در فرانسه دارد





نوع مطلب : مذهبی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


جمعه 21 اسفند 1388 :: نویسنده : Hossein sj

اخطار

اگر قصد دارید این مطلب جال را بخوانید لطفاً تا آخر آن را بخوانید تا در مورد مطالبی که ابتدای این مطلب نوشته که تقسیر  یک خانم می باشد در مورد اسلام قضاوت نکنید و به پاسخ سوالات آن توجه کنید باتشکر

سؤال خانمی:در مورد مقام زن در اسلام است‌. گر چه پس از اسلام زن مقام والایی در خانواده و اجتماع بدست آورد، و از منجلاب فساد جاهلیت بیرون آمد و اسلام به او حیثیت داد، ولی از جهاتی دیگر او را در تنگنا قرار داده و مقامش را پست‌تر نمود. احادیث زیادی داریم که زن را موجودی احمق‌، بی‌وفا و عامل فساد نامیده‌اند. چرا حضرت علی (ع) مخالف حقوق زن بودند؟! من که شیعه هستم و قلبی مالامال از عشق به اهل بیت (:) دارم‌، چه کنم وقتی می‌بینم هم جنسان من در تمام ادیان الهی ارزش چندانی ندارند؟! من از زن بودن خود احساس شرمندگی می‌کنم‌. وقتی حتی قرآن هم‌، مردان را بر زنان برتری داده است‌، و فرموده‌: مردان بر زنان سرورند و ما گروهی را بر گروهی دیگر سرور و رهبر قرار دادیم‌.

 

و حضرت علی (ع) خطاب بهفرزند خود امام حسن‌(ع7) می‌فرمایند: از مشورت با زنها پرهیز کن‌; زیرا نظر آنها به نقص و عیب است و تصمیم آنها به سستی و ... .

 

رسول اکرم (ص) می‌فرمایند: زن چون پیش آید مانند شیطان است و باز چون پشت کند مثل شیطان خواهد بود. و به هر صوررت‌، راهزن ایمان و فریبندة انسان و منحرف کنندة دلهای مردم می‌باشد. نیز روایت است که پیامبر روزی در وقت صبح به جانب زنها، رو کرد و مقابل ایشان توقف نموده و فرمود: ای جماعت زنان‌! ندیده‌ام مانند شما افرادی را که از جهت عقل و دین ضعیف باشند و در عین حال دلهای صاحبان خرد را جلب کرده و مفتون خود نمایند. من بیشتر آهل آتش را از شما دیدم‌. در حدیثی دیگر می‌فرمایند: شما زنها اکثریت اهل جهنم را تشکیل می‌دهید. زنی پرسید یا رسول‌الله برای چه‌؟ فرمود: شما بدگویی‌، بسیار و طرد و لعن زیادی به دیگران می‌نمایید. و در مقابل شوهر و افراد فامیل کفران نموده و خوبیهای آنها را نادیده می‌گیرید. و در عین حال‌، رأی شما کوتاه و دین شما ضعیف است‌. زنها گفتند: کوتاهی فکر و ضعف دین ما از کجاست‌؟ فرمود: دلیل نقصان فکر شما، این است که‌: پروردگار متعال‌، شهادت دو نفر از شما را به جای شهادت یک مرد قرار داده است‌. اما نقصان دین شما به این دلیل است که‌، هر ماه روزها و شبهایی می‌گذرد، بی‌آنکه مقابل پروردگار سجده کرده و عبادت او را انجام دهید.

 

این مسایل برای من مبهم است که چرا شهادت دو زن در برابر یک مرد است‌؟ چرا عادت ماهیانه‌، دلیل ضعف دین تلقی شده‌؟ آیا خدا عادت ماهیانه را برای تمسخر زن قرار داده‌؟! یا برای این که در این چند روز اذیت و آزار ببیند؟! یا این که به مصلحت زن است و موجب پاکیزگی جسم‌؟!

 

یا نویسنده‌ای در کتابش پس از ذکر حدیثی از امیرالمؤمنین (به این مضمون‌): «پرهیز کنید از ضررهای زنهای بد و از زنهای خوب بر حذر باشید. و هر گاه به کار نیکویی شما را امر کردند، اطاعت نکنید، تا در برآوردن منکرات و اطاعت امور ناشایست از شما توقع نداشته باشند». نوشته بود: "اگر مرد در امور خود تحت تأثیر خواسته‌های زن قرار گرفته و رعایت رضایت او را کند از پیشرفت و موفقیت محرم خواهد ماند." حضرت علی (ع) در این حدیث بطور کلی نظر زنها و حضورشان را مردود می‌داند، یا او را فقط برای بقای نسل و ارضای شهوت لازم می‌داند.

 

آیا کسی نبود به این آقای مؤلف بگوید: کسی که نه ماه زحمت بارداری و بزرگ شدن شما را کشید، مرد بود یا زن‌؟ رسول اکرم (ص) می‌فرمایند: زنها را در غرفه‌های بالا جای ندهید; و به آنان کتابت یاد نداده‌، و ریسندگی و تفسیر سورة نور را به ایشان بیاموزید.

 

آری‌! زن باید از حق دانش‌، اظهار نظر، تصمیم و ... محروم باشد و تماماً دنباله‌رو باشد! رسول اکرم‌(ص) در حدیثی دیگر می‌فرمایند: زنها از جهت گفتن ناقص و منطق آنها ضعیف بوده‌، و وجودشان پوشیدنی است‌. پس آنها را در خانه‌ها محفوظ نگه دارید، و ضعف گفتارشان را با سکوت جبران کنید. حدیثی دیگر: اگر ممکن بود دستور دهم کسی غیر از پروردگار سجده شود، سفارش می‌کردم زنها در مقابل شوهرانشان سجده کنند. سوگند به خداوند، زن نتواند حقوق مربوط به پروردگار را بجا آورد، تا هنگامی که حقوق شوهرش را انجام نداده است‌.

 

یعنی زن عیب بشریت است‌. او را پنهان کنید تا موجب خجالت شما نشود. چون احمق است‌، در مقابل سؤالاتش سکوت کنید. آیا حدیثی داریم که بگوید عبادت مرد قبول نیست‌، مگر آنکه آسایش همسرش را تأمین کرده باشد؟! یا حتی با او مهربان باشد؟!

 

آه خدایا! آیا این عدالت توست‌؟ مگر نه این است که قرآن فرموده‌: برتری به تقواست‌؟ پس چرا مرد را موجود برتر نامیده‌اند؟ آیا تبعیض نیست اگر زنی شب را به صبح رساند و شوهرش از او ناراضی باشد، تمام فرشتگان تا صبح او را لعن خواهند نمود؟! (گر چه حق با او باشد؟) یعنی ای زن‌، تو باید غلام حلقه بگوش مرد باشی و دم برنیاوری‌؟! زیرا در آن صورت ملعون پروردگار و فرشتگان خواهی بود؟ آیا این ضعف اسلام نیست‌؟ آیا این عدل است‌؟! آیا فقط مردان ایمان پایدار دارند؟ من از وقتی این مسایل را فهمیدم نماز نمی‌خوانم‌; زیرا در شرایطی که در مقایسه با برادرانم نماز آنها مقبول‌تر است‌، گر چه ایمان من قوی‌تر باشد، چرا نماز بخوانم‌؟ و تا وقتی این مسایل برایم روشن نشود، هرگز سر بر سجده نخواهم گذاشت‌.

 

خواهر گرامی‌، نخست توجه شما را به آیه‌ای از سورة حجرات جلب می‌کنیم‌:

(یا ایُّها الناس اِنّا خلَقناکم من ذَکَرٍ و اُنثی و جَعلناکم شعوباً و قَبائل‌َ لِتَعارفوا ان‌َّ اَکرمَکُم عِندالله اتقیکم‌) یعنی ای مردم‌! ما شما را از مرد و زنی آفریدیم و شما را شعبه شعبه و قبیله قبیله قرار دادیم تا بدین ترتیب‌، یکدیگر را بشناسید (زیرا همه یک رنگ و یک شکل بودید، یکدیگر را از هم تمیز نمی‌دادید و امکان شناسایی میسر نمی‌شد) و بدانید گرامی‌ترین شما نزد خدای متعال باتقواترین شماست‌.

 حال توجه کنید به اولین آیه از سورة نسأ که می‌فرماید: «یا ایُّها الناس‌ُ اتَّقوا ربَّکُم‌ُ الَّذی خَلَقَکُم مِن نَفْس‌ٍ واحِدَة‌ٍ وَ خَلَق‌َ مِنْها زَوْجَها وَ بَث‌َّ مِنْهُما رِجالاً کَثیراً وِ نِسأً وَ اتَّقوا اللهَ الَّذی تَسائَلون‌َ بِه وَ الأرْحام ...» یعنی‌، ای مردم‌! در برابر خداوند تقوا داشته باشید. (از گناه و شرارت بپرهیزید) پروردگاری که شما را از یک سرشت و نفس واحد آفرید، و از همان نفس‌، همسرش را نیز پدید آورد. و از آن دو (آدم و حوا) مردان و زنان زیادی را پراکنده کرد. و در مورد خدایی که به خاطر او از همدیگر درخواست می‌کنید، دربارة اقارب و ارحام خود تقوا پیشه کنید.

 

ملاحظه می‌فرمایید که در مسألة آفرینش از نظر قرآن کریم‌، تفاوتی میان مرد و زن وجود ندارد. و هر دو از یک سرشت و گوهر آفریده شده‌اند.

 

آیه 195 سورة آل عمران می‌فرماید:

 

«فَاسْتَجاب‌َ لَهُم‌ْ رَبُّهُم إنّی لااُضیع‌ُ عَمَل‌َ عامِل‌ٍ مِنْکُم مِن ذَکَرٍ أو أُنثی‌َ بَعْضُکُم مِن بَعْض‌» وقتی عده‌ای از مردم با ایمان و خداپرست‌، از خداوند می‌خواهند آن‌ها را از اهل جهنم قرار ندهد و گناهانشان را بیامرزد، پروردگار در پاسخ می‌فرماید: دعایشان مستجاب شد. و آنها بدانند که من عمل نیک آنها را چه مرد باشند و چه زن‌، ضایع نخواهم کرد.

 

به تعبیر آخر آیه «بعضکم من بعض‌» توجه کنید یعنی‌; در نظر من ـ که آفریدگار شما هستم ـ مرد و زن شما یکسان است‌. و اگر مؤمنی عمل صالح انجام دهد به او پاداش خواهم داد. اما این که مرد یا زن باشد، در پاداش فرقی نمی‌کند. از نظر حقوقی نیز قرآن کریم‌، مرد و زن را مورد توجه قرار داده و می‌فرماید: «ولَهُن‌َّ مِثْل‌ُ الَّذی عَلَیْهِن‌َّ» یعنی هر حقی که مرد بر گردن زن دارد، به همان اندازه زن نیز بر عهدة مرد حقوقی دارد. نیز می‌فرماید: للرِّجال‌ِ نَصیب‌ٌ مِمَّا اکْتَسَبوا وَ لِلنِّسأِ نَصیب‌ٌ مِمَّا اکْتَسَبْن‌َ یعنی برای مردان از تلاشهای اقتصادی آنها بهره‌ای است و برای زنان نیز همان بهره از تلاشهای اقتصادی آنهاست‌; نه این که مردان بتوانند ناحق سهم آنها را نیز به خود اختصاص دهند.

 

در مورد حسن معاشرت با زنان نیز می‌فرماید: و عاشِرُوهُن‌َّ بالمَعْروف یعنی با روش نیک با زنان زندگی نمایید. اکنون به روایاتی که در این زمینه هست‌، توجه فرمایید:

 

1. امام صادق (ع) می‌فرمایند: دربارة دو دسته از افراد که ممکن است ضعیف واقع شوند از خدا بترسید. کسی که این روایت را از حضرت شنیده است می‌گوید مقصود حضرت‌، زنان و یتیمان بودند.

 2. امام صادق (ع) می‌فرمایند: خدا رحمت کند بنده‌ای را که ما بین خود و همسرش (زنش‌) را اصلاح کند و با او خوش‌رفتاری نماید; چرا که خداوند برای تدبیر امور منزل و سبک کردن بار زن‌، مسئولیت خانواده و زن را بر دوش مرد نهاده است‌.

 

3. پیامبر اکرم (ع)می‌فرمایند: گناه بزرگی است که مرد، خانوادة خود را رها کند، و بطور کامل و دقیق‌، نیازمندیهای مختلف آنان را برآورده نسازد.

 

4. پیامبر اکرم (ع)می‌فرمایند: چندان جبرئیل از سوی خدای متعال دربارة زنان سفارش کرد که خیال کردم جز در صورت ارتکاب زنا، طلاقش جایز نباشد.

 

5. باز می‌فرمایند: بهترین مردان شما کسی است که برای زنان و دخترانش بهتر باشد.

 6. نیز می‌فرمایند: هر کس ـ از مردان ـ به خانوادة خود رسیدگی نکند، ملعون است ملعون‌!

7. نیز می‌فرمایند: بهترین شما کسی است که برای خانواده‌اش بهتر باشد و من برای خانواده‌ام از همة شما بهترم‌.

 8. نیز می‌فرمایند: آن که با خانواده و همسرش خوب رفتار کند، خداوند بر عمرش بیفزاید.

 9. نیز می‌فرمایند: خدمت به خانواده نمی‌کند مگر آنکه صدیق و راست کردار باشد. و یا از شهیدان و در زمرة آنان باشد، یا مردی باشد که خداوند، خیر دنیا و آخرت را برای او خواسته باشد. یعنی‌; چون انسانی نیک سیرت و محبوب خداوند است‌، می‌فهمد که باید به خانواده و همسرش نیکی و احسان نماید.

 10. در روایت دیگری فرموده است‌: مردی که همسرش را بیازارد، نماز و هیچ کار خیری از او پذیرفته نیست‌. و اولین کسی است که وارد آتش دوزخ خواهد شد.

 

11. نیز فرمودند: کسی که زن می‌گیرد، باید احترامش کند.

 

12. فرمودند: تعجب می‌کنم از آن کسی که همسرش را بیجا می‌زند: با این که خود، به این کتک سزاوارتر است‌.

ملاحظه می‌کنید که بر خلاف تصور شما تعداد روایاتی که سفارش زن را به مرد نموده است‌، زیاد است‌. البته ما به تعداد کمی از آنها اشاره نمودیم‌.

 

خواهر عزیز! آیینی که در مورد زن چنین سفارشاتی داشته و او را از نظر سرشت و خلقت همانند می‌شمارد، و حسن معاشرت و احترام به او را از وظایف قطعی مرد می‌داند، شایسته نیست که چنین مورد بی‌مهری و قهر و تهاجم واقع گردد.

 

این که گفته‌اید: «مردان بر زنان سروری دارند» و چنین برداشتی از کلمة «قوّام‌» در الرِّجال‌ُ قَوَّامُون‌َ عَلَی النِّسأِ نموده‌اید صحیح نیست بلکه مقصود این است که‌، مردان در امور مالی‌،اقتصادی و خانوادگی‌، سمت مسؤلیت و سرپرستی را دارند; چه این که زنان به علت شرایط خاص جسمانی و سرپرستی امور منزل و مسئولیت امر توالد و نگهداری و سرپرستی اولاد، در کارها و مشاغل دشوار یا اموری که با جریانها و حوادث اجتماعی ارتباط دارد، کارآیی لازم را ندارند. و این یکی از خدمات بزرگ اسلام در مورد زنان است‌، که با برداشتن تکالیف دشوار، شرایط را برای انجام مسئولیت حساس و دقیق همسری به ویژه مسئولیت مادری‌، مهیا ساخته است‌.

 علاوه بر این هرگز آیه نمی‌فرماید که تمام مردان بر تمام زنان برتری دارند بلکه منظور از رجال در آیه شوهران است و در مقابل زنانشان (همسرانشان‌)، یعنی‌; در خانواده‌، شوهر سرپرستی زن را دارد. نه این که تمام مردان نسبت به تمام زنان برتر هستند چون می‌بینیم که در خانواده مادر با آن که زن است نسبت به پسرش که مرد است حالت سرپرستی دارد و اطاعت امر و نهی او واجب است‌.

 

اگر علاوه بر امور تربیت اولاد و مسایل دوران حمل و زایمان‌، رضاع (شیردادن‌)، سرپرستی و رسیدگی به امور منزل‌، بارهای دیگری نیز بر دوش زن قرار می‌گرفت‌، مثل مشکلاتی که مربوط به تنظیم و ادارة امور مختلف زندگی است‌، قطعاً از عدالت و انصاف دور بود. و زنان نمی‌توانستند به هر دو وظیفة خود چنان که باید عمل نمایند.

 بر همین اساس‌، اسلام با تقسیم وظایف‌،کوشیده است تا آن چه با سرشت و طبیعت زن هماهنگ بوده و روحاً و جسماً با آن انطباق دارد، بر عهدة او قرار دهد. و آن چه با سرشت و ساختمان جسمی و فکری مرد منطبق است‌، در حوزة مسئولیت او قرار دهد.

 پس می‌بینید در اسلام خبری از سرور بودن مرد نیست‌; و آن چه هست تقسیم وظایف است‌.

 امروز، نیز در کشورهای پیشرفته خصوصاً ژاپن‌، زنها از سنگینی بار مسئولیت خارج از خانه‌، اظهار نگرانی فراوانی می‌کنند و لذا نهضتی به نام «نهضت بازگشت به خانه‌» در کشورهای صنعتی در حال توسعه است‌.

اما روایت علی (ع) به امام حسن مجتبی (ع) و نیز روایت رسول اکرم (ص):

اولاً: در مورد همة زنها نیست‌.

ثانیاً: نهی از مشورت با زنان در زمینة اموری است که زنها از آن اطلاع ندارند. نقص عقل هم در زن به معنای حماقت یا دیوانگی او نیست‌; بلکه منظور کم بودن اطلاعات و تجربیات آنها در امور کلی و اجتماعی و مسایل مربوط به کشور و غلبة احساسات است‌. آن هم به دلیل وضعیت خاص جسمی و روحی زن‌، عیب محسوب نمی‌شود.

 

اصولاً این دو روایت در یک نقطه مشترکند. و آن این که‌: می‌خواهند زنانی را که صلاحیت ورود در امور سیاسی و کشوری و جریانهای مختلف ندارند، متوجه مسئولیت خود ساخته‌، و از مداخله‌های نابجای آنها جلوگیری کنند.

 به علاوه دقت شود که عقل در روایات حداقل دو گونه است‌، اول‌: عقل معاش‌، که زنها در آن ضعف دارند یعنی‌; در امور اقتصادی و سیاسی و ... معمولاً ضعیف هستند.

 دوم‌: عقل معاد، که منظور از آن راه کسب آخرت و عبادت است‌.

در این زمینة مهم ـ که اصل عقل هم همین است ـ شاید زنها از مردها قویتر باشند. چون برای درک معارف‌، احساسات قوی و لطیف بسیار کارساز است‌.

 

به هر حال مسلماً این روایات نمی‌گویند: مردان در امور مربوط به خانه و مدرسه و سرپرستی و انتخاب نام و رنگ و لباس فرزندان با همسران خود مشورت نکنند و در هیچ امری اجازة اظهار نظر به آنها را ندهند.

فرض کنید برادر متأهلی داشته باشید. بین خانوادة شما و خانم او شکرآب شده باشد; آیا شما صلاح می‌دانید برادرتان با همسرش در مورد رفت و آمد به خانة شما مشورت نماید؟

 مسلماً دوست ندارید; زیرا به خاطر این کدورت‌، برادرتان را از رفت و آمد به منزل شما منع خواهد نمود. آیا شما به چنین مردانی حق می‌دهید یا از آنها به عنوان مردانی نالایق تعبیر می‌کنید؟!

 

خواهر عزیز، زنان معمولاً تحت تأثیر احساسات و عواطف خود نظر می‌دهند و غالباً فکر و عقلشان‌، مورد تهاجم حب و بغض‌ها و نظرات آنی و زودگذر آنهاست‌; لذا لازم است هادیان معصوم بشریت‌، مردان و زنان را نسبت به این خطر آگاه سازند. و سر رشتة امور حساس را در معرض طوفان احساسات قرار ندهند.

 خواهر عزیز! همین ترک نماز و قهر کردن با خدا آیا منشأیی جز احساسات تند و قضاوت عجولانه چیز دیگری دارد؟! شما که به خدا، قرآن‌، پیامبران‌، نبی اکرم (ص) و ائمه راستین (ع) اعتقاد داشته و آنها را دوست دارید، با دیدن چند روایت که معنای آن را درست متوجه نشدید، نماز را که پایة دین است ترک نمودید! آیا عقل‌، انسان را در این موارد به تحقیق و تعمق دعوت نمی‌کند؟

 اگر شما به قیامت و معاد معتقدید چگونه مرتکب چنین معصیتی شدید؟ آیا پاسخ شما جز این است که بگویید با دیدن این روایات عصبانی شده‌، قلبم شکست و احساس بر من غلبه نمود، لذا نماز را ترک کردم‌! با این که می‌دانم از مهمترین واجبات دین بوده و ترک آن عقوبت سختی دارد.

در مورد ضعف ایمان به دلیل مسألة عادت ماهیانه‌، حضرت می‌خواهند هشدار بدهند که کمبود عبادت خود را که هر ماه هفت روز یا بیشتر و کمتر است‌، مورد توجه قرار دهند. در روایت آمده است زنان می‌توانند این کمبودها را با وضو گرفتن و نشستن در جای نماز و اشتغال به ذکر و دعا و ... جبران نمایند چرا شما فقط یک روایت را می‌بینید؟!

اگر پیشوایان معصوم‌، زنان را ناپاک و ناقص می‌دانستند، چرا حضرت رسول اکرم (ص) آن قدر از حضرت خدیجه و حضرت فاطمه (س) قدردانی می‌فرمود؟ چرا دست دخترشان را می‌بوسید؟!

 چرا علی (ع) از همسرش به عظمت یاد می‌کرد؟ چرا امام حسین (ع) در واقعه سهمگین کربلا، زینب (س) را به منزلة نایب خود قرار می‌دهد، و مسئولیت سنگین قافله سالاری خانوادة خود را به ایشان می‌سپارد؟

 چرا قرآن کریم از زنان بزرگی چون مریم (س) و آسیه همسر فرعون به عنوان ضرب المثل فضیلت و عظمت تجلیل می‌فرمود؟

 ضَرَب‌َ اللهُ مَثَلاً لِلَّذین‌َ آمَنُو اِمْرَأَت‌ُ فِرْعَون‌َ ... وَ مَرْیَم‌ُ ابْنت‌َ عمران‌... خداوند برای کسانی که ایمان آورند همسر فرعون و حضرت مریم را مثل آورد.تحریم /11 و 10

پس معلوم می‌شود نقص ایمانی اولاً، کلی و همه جانبه نیست‌.

 ثانیاً، این سخنان بیشتر جنبة تذکر و هشدار دارد.

ثالثاً، شامل حال همة زنان نمی‌شود.

رابعاً بسیاری از این نواقص قابل جبران است‌.

 اما این که چرا شهادت دو زن به منزلة شهادت یک مرد است‌، علاوه بر جهاتی که گفته شد (مانند غلبة احساسات و عدم حضور مستمر زنان و ...) به این دلیل است که‌، در حفظ حقوق و مصلحت عمومی و در معرض خطر قرار ندادن جان و مال و ناموس مردم‌، جانب احتیاط رعایت شود. از سوی دیگر پذیرفتن شهادت یک مرد هم منوط به داشتن شرایط دقیقی است‌.

سفارش می‌کنیم در انتخاب کتاب و نویسنده بیشتر دقت کنید و چنین نیست که نوشتة هر نویسنده‌ای صحیح و مطابق با دیدگاه اسلام باشد در این زمینه مطالعة کتاب «نظام حقوق زن در اسلام‌» نوشتة استاد مطهری (;) و «شرح نهج البلاغه ج 11» استاد محمد تقی جعفری (;) و کتاب «زن در آیینه جلال و جمال‌» آیة‌الله جوادی آملی را به شما توصیه می‌کنیم‌. ان شأالله شبهات شما را، در این زمینه برطرف می‌کند.

 اما این که رسول اکرم (ص) در مورد زنان تعبیر به شیطان فرموده‌اند، مسلم است زنان مفسده‌جو و ناپاکدامنی که جامعه را در ورطة تباهی قرار می‌دهند، مراد بوده‌اند نه زنان عفیف و پاکدامن‌!

پیامبر اکرم (ص)، با زنان پاک و مؤمن نیز همچون مردان بیعت می‌نمودند. و قرآن کریم مکرر از این‌گونه زنان به بزرگی یاد کرده است‌.

 در مورد روایتی که فرموده است زنان را در غرفه‌ها قرار نداده و به آنها کتابت یاد ندهید، اولاً: سند درستی برای آن یافت نشد.

 ثانیاً: به فرض که سند آن را بپذیریم‌، به دستة خاصی از زنان اشاره دارد، زیرا در غیر این صورت روایتی که می‌فرماید: (طلب العلم فریضة علی کل مسلم‌) طلب علم بر هر فرد مسلمانی لازم است صحت پیدا نمی‌کرد; چرا که مقصود از فرد صرفاً مردان نیستند. و نیز اگر این گونه روایات صحیح باشند، با آیة شریفة: «هَل‌ْ یَسْتَوِی الَّذین‌ْ یَعْلَمُون‌َ وَ الَّذین‌َ لایَعْلَمُون‌َ» کسانی که می‌دانند هیچ گاه با افرادی که نمی‌دانند برابر نیستند، تعارض خواهند داشت‌. زیرا چگونه می‌شود قرآن مردم را به فراگیری علم دعوت کند و از جانب دیگر پیامبر عظیم الشأن (ص) که خود آورندة قرآن است‌، به مخالفت با آن برخیزد؟!





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


یك. بررسی عوامل دین گریزی
به سادگی نمی‏توان گفت: نسل جوان ما دین گریز و احیانا دین ستیز هستند! اینان نسبت به واقعیات موجود جامعه، دیدگاه‏های متفاوتی دارند و چه بسا بخشی از آن دیدگاه‏ها و نارضایتی‏ها، وارد باشد؛ ولی ممكن است، برخی از جوانان با توجه به شرایط محیطی و خانوادگی, از روند نارضایتی بیشتری برخوردار باشند و بعضی از نارسایی‏ها را ناشی از قوانین دینی بدانند ودر نتیجه اشكالات خویش را متوجه دین بكنند. البته كارآمدی دین بحثی است و كارآمدی برخی از مدیران بحث دیگر. اتفاقا در برخورد با تعدادی از این جوانان و گفت‏وگو با آنان، تصریح كردند: اشكالات آنان نه به اصل دین، بلكه به مدیران و كارگزاران بر می‏گردد.
بنابراین، جوانان كشور از بهترین جوانان از حیث سلامت فكری, روحی و دینی می‏باشند و سرمایه‏گذاری دشمنان دین و كشور، برای تسخیر این دژ مستحكم و انحراف جوانان، گواهی است بر مدّعای ما، كه البته موفق نخواهند شد.
به هر حال، دین‏گریزی عوامل متعددی دارد؛

 

برای ادامه تحقیق ادامه مطلب را کلیک کنید. با تشکر



ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 19 اسفند 1388 :: نویسنده : Hossein sj

مولایم برای ورودت لحظه شماری می کنم

دلم برای ورودتولحظه شماری می کند وحنجره ام تورا فریادمی زند؛ توکه تجلی عشقی! قنوتم راطولانی می کنم تاتونیمه شبی برای اجابت آن دعاکنی، ک.چه های غریب بی کسی را آب وجارو می کنم تاتو صبحی زوداز آن کوچه عبورکنی، هر روز چراغ دلم رابا «جامعة الکبیره» روشن می کنم وسفره افطارم را با « آل یاسین» و «عهد» تزیین می کنم برای ظهور تو هر روز پای درد «کمیل» می نشینم.

نمی دانم آخرین ایستگاه «توسل» چه هیجانی دارد که مرا باخود تا آن سوی فاصله ها می برد وصبح آدینه چه صفایی دارد که آسمانش پر از« ندبه» است وصبح آدینه چه صفایی دارد...

مولایم! برایم زمزمه آمدن تو، ازکودکی شوری دیگر داشت هر روز دلم می خواست کسی در رابزند وبگوید تومی آیی.

مولایم...! بی تودفتردلمان پراست ازمشق های انتظار ومن با دلم می خواهم آن روز که می آیی زیباترین مدال ایثار راتقدیم نگاه توکنم.





نوع مطلب : مذهبی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سه شنبه 18 اسفند 1388 :: نویسنده : Hossein sj

ازاو آغازکن

وقتی که تنهای تنها می شوی، وقتی که دوستانت، آنها که نیازمند یاری شان هستی، درست درحساس ترین نقطه رهایت می کندد.

وقتی در دست همانها که پشتوانه وپشتگرمی محسوبشان می کردی، خنجرمی بینی.

وقتی زیرسنگی که به استواری اش سوگند می خوردی وتکیه گاهش می شمردی، ماری خفته می بینی که درتکان حادثه ازخواب جهیده است.

 وقتی که امواج امتحان، خاشاک دوستیهای سطحی را می روبد ولجن متعفن خودخواهی ومنفعت طلبی راعریان می سازد.

وقتی که هیچ تکیه گاهی برایت نمی ماند وهیچ دستی خالصانه به دوستی گشاده نمی گردد، یک ماجا وامید وپناهگاه می ماند که حادثه نمی تواند او را ازتوبگیرد.

اوحتی درمقابل بدیهای توخوبی می آورد وبر روی زشتیهای توپرده ی اغماض می افکند.

اگربدانی که محبت واشتیاق اوبه توچقدر است، بندبند تنت ازهم می گسلد.

حتما دانسته ای که اوکیست.

پس چرا درانتها به اوبرسی؟! از اوآغازکن.

پیش وبیش ازهمه خدا رادوست بگیر وهمورا ملاک وشاخص دوستیهات قراربده.

هرکه به خدانزدیکتر وصفات خدایی دراومتجلی تر، دوست تروصمیمی تر.

توکه چنین دوستی ورفاقتی می طلبی، خود پیش از دیگران به خلق وخوی الهی متخلق می شوی.

دلت همیشه گرم خدا باد





نوع مطلب : مذهبی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 17 اسفند 1388 :: نویسنده : Hossein sj

راهی به سوی آسمان

زمین جای زیستن نیست. به سوی آسمان راهی بایدجست. دنیا برای نفس کشیدن تنگ است، برای نفس جایی درآخرت باید دست وپاکرد.

البته این نه بدان معناست که تدارک مرگ ببینیم وپیش ازظهور اجل، او رادعوت به آمدن کنیم، بل بدین معناست که پای تعلق از زمین برداریم وبه بالهای معنویتمان، الفبای پرواز بیاموزیم.

به دل، الهی تپیدن رایاد دهیم، به چشم نشان دهیم که آسمانی دیدن چگونه اسن. به دست بفهمانیم که دست ازغیرکشیدن ودست به خدا دادن یعنی چه. به زبان بگوییم که تکلم بالهجه ی عبودیت چه صیغه ای است.

و... ونگاه وجودمان را از زمین بگیریم ودرآسمان بگسترانیم.

وبدانیم که آسمان همه ی آدمها یک آسمان نیست. آسمان هرکسی به قدمعرفتش، ارتفاع دارد. حتی ممکن است آسمان یکی، زمین زیرپای دیگری باشد، حسنات الابرار، سیئات المقربین و... سعی کنیم که آسمانهایمان رامرتفع ترکنیم. افقهای نگاهمان راگسترش دهیم . تلاش کنیم که ندیده هاراببینیم. دیدن آنچه همگان می بینند، هنرنیست. هنر، دیدن رازهای نهانی است. هنر، رسیدن ازاثربه موثراست، ازمخلوق به خالق است واز آفریده به آفریدگار.

و وظیفه ماپیمودن مسیرچنین مقصدی است. مقصدی که امام علی (ع) در آستانه آن ایستاده است ومنظری که او از آن به تماشای جهان نشسته است : هیچ چیز راندیدم مگر که خدای را درپس وپیش و درون آن به نظاره ایستادم.

ونیز: اگرتمام پرده ها فرو افتد، هیچ راز تازه ای برمن آشکارنمی شود وذره ای بریقینم افزوده نمی شود.

آری زمین جای زیستن ونگریستن نیست. به سوی آسمان راهی بایدجست.

شهید سیدمهدی شجاعی، صمیمانه باجوانان وطنم





نوع مطلب : تالار تفکر، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


به نام آنکه د رسکوت شب ها ی غم زده تنها امید بخش دل نا امید ماست به نام خدا.

تو بارون ستا رهای آسمون می خونن برام که تنها نمون.

آسمون بی ستا ره، ماه بی عاطفه ، خورشید خاموش، زمین خالی از گل، داغو طاقت فرسا مثل بیابون. اینا همش شده وصف دلمون.
واسه گفتن حرف های احساسی ، واسه گفتن تنهایی همیشه دستمون به قلمه. کمک می گیریم ا زکلمه می گیم آخره حرف دلمه. 
ادعای صداقت توی واژه خسته از کلمه آخرم نفهمیدم حرف دلمون میشه چند کلمه.گفتن حرفهای قشنگ کارمون اما هیچ موقع نفهمیدیم چیه کارمون.
دستی و می گیریم اما قصد شکستن قلبش رو داریم برای همیشه می گیم اما می دونیم جدا میشیم. می گیم دوست داریم اما بهش اهمیتی نمیدیم، درباره
احساسات حرف می زنیم اما وجود نداره، به چشمایی نگاه می کنیم که قصد دروغ گفتن بهش رو داریم همیشه سلام میگیم اما می دونیم خداحافظی در پیشه. 
به کسی می گیم تنها اوست اما در فکرمون به کسی دیگه فکر می کنیم عادت داریم قلبهایی رو قفل کنیم که کلیدش رو نداریم.
حرف هامو زدم یه نتیجه موند:
کسی رو که دوست داری به آسونی از دست نده، شاید هیچ موقع کسی رو به اون اندازه دوست نداشته باشی.
واین که: برای عشق تمنا کن ولی خا رمشو، برای عشق قبول کنولی غرورت رو از دست نده، برای عشق گریه کن ولی به کسی نگوبرای عشق مثل شمع باش، بسوز ولی نگذار پروانه ببیندبرای عشق زندگی کن ولی عاشق تر زندگی کن ، برای عشق بمیر ولی کسی رو نکش و برای عشق خودت باش ولی مهربان باش. 
همه این هارو گفتم تا بگم:
 در این روزگار زخم خورده مرموز، دراین تیک و تاک یکی بود یکی نبود مهربانم:
در زرنگاه آسمان دلتنگی هایم هنوز دعای باران می خوانم و به انتظار آب شدن سخاوت دستان مهربانت همیشه می مانم. هنوز 3 تار صبوری می زنمو اطلس عشق را تنپوش روزگار می کنم. تا تو هستی تا جمله گاه
عاشقی خواهم بود تا سجده های آخر مجنون بازی می دانم که آرزو های ما هم جوانه می زنند و به بار زندگی می نشینند.


وقتی دلم م یگیره قلم دستم می گیرم وقتی شادم خندم می گیره اما بی تو....
  




نوع مطلب : تالار عشق، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سه شنبه 15 دی 1388 :: نویسنده : Hossein sj

عمار که بود؟

برای خواندن مقاله ادامه مطلب را کلیک کنید.



ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 14 دی 1388 :: نویسنده : Hossein sj

به نام آن که آفرید اشک را تا سرزمین عش آتش نگیرد به نام خدا

این مطلب و پس از خوندن یک رمان نوشتم .

امشب خواب به چشمات نمی آد از اشک چشمات؛ امشب بغض هات مثل

 قلبت شکست ؛ اما کسی نمی فهمه

که چی امشب به تو می گذره ؛ امشب آسمون دلت گرفته است می دونم ،

گلوت، پر از حرفه نگفته است می دونم، امشب به چی به تو می گذره خدا

می دونه .

اونی که قلبت بود شکست ، امشب بغضت شکست حرفات تو گلوت مونده

اند و نمی گم اشکات پر از غمه .

از آسمون ، زمین، آب و نفس داری گلایه که چرا رفت عشقم یا همون هم

نفس.

امشب خاطراتت ردیف می شن رو ذهنت بد، خوب . اون همه خواستنا ، اون

محبت ها اما خاطره مثل نمک روی زخمه ببین عشقت پیش خدا رفته.

شانس تو دیگه عشقتم مثل فیلماست یکی میره یکی میمونه.

چرا چشمات به دره چیه منتظری یا این که بی خبری کسی که رفت نیست

برگشتنی، بمیرم واست چرا بغضت گرفته چیه باور نداری ف چیه سخته

خراب شدن آرزوها ی خوبت .

چیه چرا قطع شده اشک چشمات چرا ساکتی ؛ چرا بستست چشات ای

بابا تو هم  که رفتی! 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


یکشنبه 13 دی 1388 :: نویسنده : Hossein sj


خورشید میان آسنان و زمین گیر است ، دل من غمگین است از اشک ابران

غم گرفته، سکوت شبها سنگین است.

مانده ام میان این غم های خروشان در قایقی از وفاداری که با پاروی

شکسته از غم به دنبال امید است، گناهم این است که ماند ه ام گناهم این

است که محکوم شده ام به باوفایی تنها خواسته ام، تنهایی.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


شنبه 12 دی 1388 :: نویسنده : Hossein sj

چقدر بده آرزوهای بزرگی رو که تو بچگی داشتی الان تو چند کلمه تموم بشه، چقدر بده فکرهای قشنگی رو که

همیشه توی ذهن تجسم می کنی از بین برند، چقدر سخته کسایی رو که دوست شون داری ترکت می کنند یا

ازت دور می شن هر چند بدون غرض، چقدر سریع خاطرات خوب و قشنگ می گذرن و آرزوی تکرارشون توی دلت

 

خونه می کنند.

چقدر سخته فراموش کردن لحظه های بد زندگی هرچند خیلی کم باشند اما از یاد نرن، در کل چقدر سخت و بده

که صفحه رو که نوشتی یا زمانی رو که می گذره پاک یا نگه داری در کل سرنوشت هر چی نوشت





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 7 دی 1388 :: نویسنده : Hossein sj

به نام آسمان به نام یزدان به حقیقت مطلق به نام خدا

 

بعضی موقع ها از آسمون از زمان از خودم دل گیر می شم از بودنم کلافه، می دونی چرا؟ شاید تو هم بهش فکر کنی ،

 

کلافه شی همین الان دارم می نویسم زمان داره می گذره زمان توقف نداره، و میگذره  زمان سرعتش زیاده حتی یک

 

هزارم ثانیه هم بپام وای نمیسه . این  طور که به زندگی  نگاه می  کنم که امروز تموم شد فردا میاد فردا  ماه میشه ماه

 

سال میشه و..... و همه چی میگذره می مونم. وقتی کسایی رو که جزیی از زندگی آدم هستن نگاه می کنی که با

 

جوون شدن تو موهای اونا سفید می شن دوست داشتی همیشه بچه بودی ، وقتی نگاه می کنی گلی که تا روزهای قبل

 

 کنارت بوده والان پرپر شده، خسته میشی از بودن از عقربه ها از روز از شب. مثال زیاده اما جوهر کم، حرف زیاده

 

اما ورق کم.

دل آددم می گیره از زمان از آسمون، که یا سفید یا سیاه یا شایدم خاکستری . اما وقتی دنبال هدف خلقتم می گردم وقتی

 

جویای علل بودنم میشم وقتی یادم میاد که خدا هیچ چیزی رو بیهوده نیافریده و زحمت باز کردن قرآنی رو که سالها جز

 

خاک جاهلیتم رو نخورده و فقط تمیز نگه داشتم رو باز می کنم  یا نهج البلاغه ای رو که فقط به اسم میشناسم باز می

 

کنم معنی بودن رو می فهمم . وزمان مفهوم خودشو از دست وی ده وابستگی به دنیا و بنده کم میشه هدف پیدا می کنی انگیزهی بیشتر برای همه چیز.

 

خیلبی جالبه این دنیا اگه توش گم بشی هیچ موقع پیدا نمی شی مگر کسی دستت رو بگیره که اون دست ها هم برای هر

 

کسی دراز نمیشه برای کسایی که به بنیان قرآن به حافظ قرآن که امام حسین باشه و یارانش و ائمه بی حرمتی می کنن

 

دراز نمی شه وقتی ظهر  عاشورا روزی  که اسلام رو زنده نگه داشت با هدیه دادن خون با گذشت از هم چی مورد بی

 

حرمتی کسایی که معنی دنیارو در هوس ولذت می بینن وقتی به یک برهه زمانی نگاه می کنن بقیه عمرو بیهوده نگاه

 

می کنن و آزادی رو در عیاشی و بی غیرتی می دونن و ناموس خودشون رو عمومی می کنن قرار می گیره اون دست

 

گیر بی دست هیچ موقع کمک نمی کنه .

 

شیع علی بون سیلی داره، شیعه علی بودن غم مادر داره ، شیعه  علی بودن گلوی شش ماهه داره، شیعه علی بودن

 

تازیانه دیدن داره، پیرو ولایت بی حرمتی داره، پیرو رهبر فحاشی داره.

ما غم حسین و مادر و خاندانش را از شیر مادر گرفته ایم.

 

از خدا می خوام که افسار من یا هر کسی که حب اهل بیتش در دل هست بدست خودمون  یا کسی دیگه به اندازه یک

 

چشم به هم زدن ره نگنه. الهی به امی تو نه خلق روزگار                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                      

یا حسین زهرا





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 14 آبان 1388 :: نویسنده : Hossein sj
راز گوناگونی شگفت انگیز گیاهان گلدار
تحقیقی که صرفا از سر کنجکاوی آغاز شده بود در نهایت باعث شد راز تنوع شگفت انگیز گیاهان گلدار جهان فاش شود.



جو ویلیامز، محقق دانشگاه تنسی در ناکس ویل موفق شد به پرسشی پاسخ دهد که از زمان چارلز داروین تاکنون برای دانشمندان بصورت معما باقی مانده بود.

یافته های ویلیامز که در نشریه فرهنگستان ملی علوم بصورت آنلاین منتشر شد، نشان می دهد توانایی گیاهان گلدار یا " انجیواسپرم" در حرکت دادن سریع و کارآمد اسپرم ها از دانه های گرده به تخمک از طریق بخشی از گیاه ، کلید اصلی گوناگونی گیاهان گلدار در طول سیر تکاملی آنها بوده است.

ویلیامز کنجکاو بود که بداند از زمانی که دانه گرده روی گیاهی قرار می گیرد تا زمانی که تخم گیاه بارور می شود، چقدر طول می کشد. او در این تحقیق با یک الگوی تکرار شونده روبرو شد.

ویلیامز که استادیار بوم شناسی و زیست شناسی تکاملی است، گفت برای آنکه دانه گیاهی بارور شود ، دانه گرده ای که روی گل فرود می آید باید لوله ای ایجاد کند که از طریق آن اسپرم به تخمک برسد. در گیاهان غیر گلدار این مسیر معمولا کوتاه است زیرا لوله مخصوص عبور دانه گرده باید سلولهایی را که در مسیرش قرار دارد از بین ببرد و این کار زمان می برد.
اما در گیاهان گلدار ، لوله های عبور گرده عملا با "فشار دادن" فاصله بین سلولها می توانند باعث شوند که دانه گرده عملا مسیر طولانی تری را برای رسیدن به تخمک طی کند و دقیقا همین کار است که به گفته ویلیامز برای تنوع گلها حیاتی است.

" هر قدر زمان بارور شدن یک تخم گیاه یعنی رسیدن دانه گرده به تخمک، بیشتر طول بکشد احتمال مرگ آن بیشتر می شود."

او با مطالعه اطلاعاتی که در طول سالیان متمادی جمع آوری کرده بود دریافت که نسل قدیمی تر گیاهان گلدار - آنهایی که در شاخه های پایین تر شجره خانوادگی تکاملی "انجیواسپرم" قرار دارند لوله های عبور اسپرم کوتاه تری دارند در حالی که این لوله در گیاهان موجود امروز که در مسیر تکاملی صاحب گلهای رنگارنگ و مختلفی شده اند، طول بیشتری دارد.

او برای آزمایش عملی آنچه با تحلیل یافته هایش به دست آورده بود به جنگلهای بارانی استرالیا رفت و در آنجا یک درخت مو از نوع بسیار قدیمی را که به "استرو بایلیا" مشهور است و در زیر چتر درختان می روید (عکس) با کمک دست خود گرده افشانی کرد.

این محقق علاوه بر این گیاه، گیاه دیگری را که فقط در جزیره کالدونیای جدید در اقیانوس آرام می روید و نیز یک نیلوفر آبی را که در ارتفاعات کوهستانی کلرادو می روید انتخاب کرد زیرا آنها از گونه هایی هستند که از اوایل سیر تکاملی گیاهان گلدار وجود داشته اند.

ویلیامز دریافت کوتاهتر بودن لوله عبور دانه گرده در گیاهان قدیمی تر نشان از آن دارد که این لوله ها در سیر تکاملی حدود 250هزار نوع گیاه گلدار که امروز شاهد آنها هستیم، نقش بسیار مهمی ایفا می کنند که پیش از این ناشناخته بود.

این محقق می گوید زمانی که گیاهان این توانایی را به دست آوردند که لوله های عبور دانه گرده را سریعتر و در فاصله های طولانی تری بسازند، توانستند گل های پیچیده تر و نیز تخمدان هایی با ظرفیت تخم بیشتر و به عبارت دیگر با میوه های درشت تر - که امروزه دیده می شوند، تولید کنند.

به گزارش سایت "یورکالرت" که این خبر را منتشر کرده است،این تحقیق با بودجه دانشگاه تنسی در ناکس ویل و بنیاد ملی علوم انجام گرفت.
__________________
همه ی ما به نفرت نیاز داریم تا عشق را بشناسیم.نفرت فقط هنگامی قدرت پیدا می كند كه سركوب یا نفی شود،اما اگر نور آگاهی به آن بتابد به انگیزه ای تبدیل می شود تا فرد با آن،حقیقت درونی خود را یابد




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


نشانی گیرنده: نمی دانم کجایی یا مهدی؟! شاید در دلم باشی و یا شاید من از تو دورم. کوچه انتظار، پلاک یا

مهدی،



به نام خداوند بخشنده و مهربان



سلام من به یوسف گمگشته دل زهرا و گل خوشبوی گلستان انتظار



ای دریای بیکران، آفتاب روشنی بخش زندگی من که از تلالو چشمانت که همانند خورشید صبحدم از درون پنجره

های دلم عبور می کند و دل تاریک و سیاه مرا نورانی می کند.



تو کلید در تنهایی من! من تو را محتاجم.


بیا ای انتظار شب های بی پایان، بیا ای الهه ناز من، که من از نبودن تو هیچ و پوچم. بیا و مرا صدا کن. دستهایم را

بگیر و بلند کن مرا. مرا با خود به دشت پر گل اقاقیا ببر. بیا و قدم های مبارکت را به روی چشمانم بگذار. صدایم

 کن و زمزمه دل نواز صدایت را در گوش هایم گذرا کن، من فدای صدایت باشم. چشمان انتظار کشیده من هر

جمعه به یادت اشک می ریزند و پاهایم سست می شوند تا به مهدیه نزدیک خانه مان می روم و اشک هایم هر

جمعه صفحات دعای ندبه را خیس می کند. من آنها را جلو پنجره اتاقم می گذارم تا بخار شود و به دیدار خدا برود.

 به امید روزی که شمشیرم با شما بالا رود و بر سر دشمنانتان فرود آید.

یا مهدی ادرکنی عجل علی ظهورک

دوستدار عاشقانه شما راضیه








نوع مطلب : تالار عشق، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


جمعه 20 شهریور 1388 :: نویسنده : Hossein sj

گاهی در این دنیا با افراد یا پدیده هایی مواجه می شویم که نتیجه مواجه با آنها چیزی جز تعجب و حیرت نیست.

به گزارش گروه خواندنی های مشرق، افرادی که در این گزارش با آنها آشنا می شویم، در واقع در گروه و رسته و صنف خود عنوان جوانترین را به یدک می کشند.


1.جوانترین مادربزرگ

این خانم خانه دار رومانیایی تنها با 25 سال سن، لقب جوانترین مادربزرگ دنیا را به خود اختصاص داده است. ریفکا استانسکو در 12 سالگی صاحب اولین فرزند خود شد و نامش را ماریا گذاشت.

هر چند مادر به دخترش توصیه کرده بود که مثل او زود ازدواج نکند، اما ظاهرا گوش ماریا به این حرف ها بدهکار نبود، چراکه او هم در یازده سالگی صاحب فرزند شد. به این ترتیب ریفکا تنها 23 سال داشت که طعم مادربزرگ شدن را چشید.


2.جوانترین مربی یوگا

جوانترین مربی یوگای دنیا یعنی شروتی پندی هندی، تنها 6 سال سن دارد و دو سال است که به شاگرادنش آموزش یوگا می دهد.

استعداد این مربی بیش از حد جوان را مربی 67 ساله اش کشف کرد و شروتی 6 ساله حالا کلاس یوگای خود را در ساعت 5:30 دقیقه صبح شروع می کند.

شاگردان شروتی از تاجر و معلم گرفته تا خانه دار و بازنشسته با اشتیاق سر کلاس مربی جوانشان حاضر می شوند.


3.جوانترین مدیرعامل

سیندهوجا راجارامان هم تنها با 14 سال سن، عنوان جوانترین مدیرعامل دنیا را به خود اختصاص داده است. این دختر دانش آموز بر شرکت فعال در زمینه انیمیشن مدیریت می کند؛ شرکتی که پدرش در اکتبر سال 2010 آن را راه اندازی کرد.

وی هم به مدیر بودن خود افتخار می کند و هم به انیماتور بودنش.


4.جوانترین موج سوار

جایلان آمور فقط دو سال سن دارد، اما در حال حاضر موج سواری حرفه ایست. این پسر استرالیایی که پدرش او را در این کار بسیار همراهی می کند، بارها مورد تحسین قرار گرفته است.

پدر جایلان اصلا از اینکه پسرش به دریا بیفتد، نگرانی ندارد، چرا که پسر دوساله اش شنا بلد است و خود را به ساحل رسانده و منتظر پدر می شود تا به او کمک کند.


5.جوانترین تیرانداز

میکو آندرس فیلیپینی در سن 6 سالگی جوان ترین تیرانداز به شمار می آید. این پسر بچه شش ساله با رقبایش در تیراندازی به اهداف متحرک رقابت تنگاتنگی دارد.

میکو البته هم به خوبی نظم و انضباط را رعایت می کند و هم به دیگران احترام می گذارد.


6.جوانترین کارشناس IT

مارکو کالاسان از مقدونیه با 8 سال سن، جوانترین کارشناس IT است. او می تواند از همین حالا و با همین سن کم شغل پر درآمدی داشته باشد، اما مشکل اینجاست که او هنوز کلاس سوم را هم تمام نکرده است.

مارکو که پدر و مادرش هم کارشناس همین رشته هستند، توانسته از آزمون های مایکروسافت به سلامت عبور کند.

 





نوع مطلب : عمومی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 18 شهریور 1388 :: نویسنده : Hossein sj


( کل صفحات : 13 )    ...   2   3   4   5   6   7   8   ...   
 
 
برچسب ها
پیوندها
آخرین مطالب
 
   
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو