درباره وبلاگ






مدیر وبلاگ : Hossein sj
نظرسنجی
دوست داشتی شبکه های اجتماعی نبودند?






آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
به تو تنها می گویم که تنهایم.....
تو ای صفای ضمیرم چرا نمیایی؟ چرا بهانه نگیرم چرا نمیایی؟
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM

به نام خدایی که گاهی فراموشمان میشود

روزت مبارک لبت خندان عمرت طویل چگونه میگذرد ایام به کام

دوربینت را بردار ، رو در روی ائینه ، خندهایت را ثبت کن در لحظه

مشکل به دور من نیستم، خیالت آرام

خیالت آرام آنکه هر روز فدایت می شد فدایت شد، عمرش را برایت داد تنهایی را گرفت.

خیالت آرام آنکه لبانت را پر میکرد از خنده ، این روزها لبانش را میگیرد به دندان

روزت مبارک لبت خندان عمرت طویل چگونه میگذرد ایام به کام

دست به دعا برده ای وای چه خدایی، چه رازی چه نیازی چه احساس پاکی

تو طلب می کنی زندگی خوش و پر از شادی

من غرقم در غم تو، دروغ های احساسی

تو در پی فرار از من ، من هر روز پر از تو

من استرس و عرق پیشانی ، تو فراموشی و کلاهی بر سر

روزت مبارک لبت خندان عمرت طویل چگونه میگذرد ایام به کام

نفرین به تو ، نفرین به آن عکس ها.... نفرین به آن شکل و شمایل

نفرین به عکس هایی که در قاب نامحرمان جای گرفت

نفرین به جذب دیگران ، نفرین به قلبم که گرفت از هرزه گی هایت

نفرین به روزهایی که با تو به سر شد اما فراموش نشد

نفرین به حرف های قشنگ که در آمد از آب به دروغ

نفرین به دستهایت که پر بود از آرامش..

اما آخر رهایم کرد باحیله مرا زد از ریشه

نفرین به چشمان بزرگ به اشکهایت به لرزش دستانت..

روزت مبارک لبت خندان عمرت طویل چگونه میگذرد ایام به کام

بعد از من چگونه ای ... با دیگران هم این گونه ای ..

بعد از من چه کسی را در آغوش میکشی، ناله می کنی ، حرف های عاشقانه میزنی...

بعد از من چه کسی را می بویی، دنیایت را در میان لبانش می جویی

بعد از من چه بازویی را بالشت سر می کنی، تمام زندگیت را برای لحظه ای می دهی..

بعد از من چشم در چشم چه کسی دست بر قرآن میزنی، شهید را گواه می کنی..

میان قبرستان گناه می کنی...

بعد از من چه کسی با تو آسانسور احساس و لذت را میان

طبقات ترس و شهوت بالا و پائین می کند....

بعد از من چه کسی انگشت بر عسل شیرین، مسموم چشیدنت می شود..

روزت مبارک لبت خندان عمرت طویل چگونه میگذرد ایام به کام

عجب روزی است...

خوشا بحالت که احساست در میان مشتانت مچاله می شوند..

و خاموش می شود علاقه ها احساس ها و نفرت ها را جایگزین می کنی..

و عوض می شوی..

خدای ناکرده احساس نمی کنی زندگی کسی را به هم زدی...

خدای ناکرده دلت تنگ نمی شود برایش...

خدای ناکرده قسم ها ، قول ، قرار هایت را به یاد نمی آوری...

یادت رفته که می گفتی دنیا و آخرتم فقط تو...

زندگی و مشکلاتم فقط تو...

همه دنیا عوضی فقط تو..

روزت مبارک لبت خندان عمرت طویل چگونه میگذرد ایام به کام

ننوشتم که غرورت را جریحه دار کنم...

ننوشتم که خیانت در احساس را یاددآوری کنم...

ننوشتم که بگویم بدون مشکلی .. خوشی بیخیالی

ننوشتم که بگویم با مشکلات بد هم کنارت می ماندم...

ننوشتم که بگویم یک طرف قصه را می بینم

نوشتم که بگویم...

حالــــــــــــــــــــــــــم خرابــــــــــــــــــــــــــ اســــت بــــدون تــــــــــــو...

روزت مبارک لبت خندان عمرت طویل چگونه میگذرد ایام به کام







نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


جمعه 23 مرداد 1388 :: نویسنده : Hossein sj

روزها می گذرن ساعت ها می روند، قلب ها می تپند، دل ها همه بی قرارن دل ها همه بی

 امانن، اشک ها در چشم جمع شده و زبان ها همه د رحال زمزمه ذکر (( اللهم اجعل ولیکن

الفرج)) ، پرندگان جمعه ها بر روی بام مسجد روبه مسجد الحرام ایستاده اند و مژده ی آمدنت

می دهند یا مهدی، همه در یک نگاه منتظر آمدنت هستند یا مهدی گویند بعضی ها طوفان

شود موقع آمدنت، می رود عفت از روی امتت. اما ندارم همچون انتظاری می دانم میایی در

 حالی که کسی تدارد انتظاری. دوست ندارم روم از دنیا تا آمدنت دوست دارم بین رخ ماهت،

 کنم شانه گیسوانت، اندازم جای خوابت، شوم ساقی لشگرت شوم وفادارت کشته شوم در

راهت. غیرت آوری بر سرزمین امتت دور کنی ظلم از دنیایت شوی محبوب جهان، مهدی صاحب

زمان.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 19 مرداد 1388 :: نویسنده : Hossein sj

تنهام مثل تک ستاره ی آسمونم تنهام مثل جمعه ها تنهام مثل خدا تنها مثل ابر بدوم بارونم،

 آره تنهام مثل فصل بدون بهار، تنهام مثل اشک چشمام تنهام مثل عکس روی قلبم تنهام مثل

 حرفام تنهام مثل چشمام، تنهام مثل بلبل داخل قفس که نه امیدی به بیرون داره نه امیدی به

 اومدن عشقش داره تنهام مثل پرنده ای که مادرش میره و دیگه برنمی گرده. دارم میگمو رد

میشم دارم میگو تنها و یکدفعه آیه ای از سوره ی بقره میاد جلوم و میگه: (( آیا خداوند برای

بنده اش کافی نیست)) جرقه ای تو سرم میخوره مثله این که اشتباهی اومدم آره جاده داره به

 تاریکی میره وای خدای من کجام خدا چرا من فقط پایئن و نگاه می کردم خدا کمکم کن بیام

پیشت اما دورم نه اما میام بعدچشمامو میبندم صبح پا میشم برای اولین بار سجاده امو باز

می کنم آره یادگاری پدر بزرگم بود چه قد خاک خورده چند تا فوت می کنم خاک از روش میره

 مثل این که تو بدنم یه حسیه انگار قلبم پاک شد فک کنم قلبم از خاکستر بوده سیاه بود آره

سجاده قشنگ شد مثل دل شما. پا میشم و میگم دور کعت می خوان و..... الله اکبر( خدا

بزرگتر است) شروع می کنم به خوندن حمد وقتی میرسم به(( ایاک نعبد و ایاک نستعین))

بغض می گیرتم دارم می گم خدا من تنها تورو می پرستم و راه درست و از تو می خوام قلبم

 می گیره بی حال میشم یاد کارام که به همه دل دادم به همه تکیه کردم از همه التماس

کردم الا خدا می افتم منم بچه شیعه شرمنده ام نمازم تموم میشه بعد از مدتی می خوابم

می بینم تو جادهای که بودم یه دور برگردون هست میرم آره جاده عوض شد راهم عوض دارم

 میرم راه داره هی نورانی ترو زیبا تر میشه.........





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


جمعه 19 تیر 1388 :: نویسنده : Hossein sj

می خواهم بگویم از چشمانم می خواهم بنویسم از درد هایم می خواهم بگریم برای مولایم می خواهم دعا

کنم برای آقایم اما افسوس که عوض شده رنگ دست هایم اما افسوس که نمیبارد اشک از چشمانم اقسوس که

 عوض شده بغض گریه هایم .

یادمه قبلاً اگه حرفی از آقا می اومد اگه حرفی از انتظار میومد چشمام بدون فشار می باریدن یادمه بغضم بدون

حتی فکر کردن می ترکید اما الان نمی دونم چی شده یا نمی دونم چم شده که باید اون قدر به خودم فشار بیارم

 که قطره ای از چشمام بباره که فک کنم اونم از فشار زیادی بوده که به خودم آوردم از خودم دلسردم دیگه  شب

جمعه ها که به عشق آقا زیارت عاشورا را رو وا میکردم به اونجایی که دو زانو دست به سینه رو به قبله با چشمان

خیس سلام می دادم  نمی دونم دیگه چرا تو برنامه ام نیست نمی دونم قسمت اینه یا این که من دیگه

سعادتشو پیدا نکردم اماا آقا دلم هنوز تو جمکرانت جا مونده آقا هنوزم می گم منم همون کلاغ سیاهی که خودت

 گفتی پر بزن تو کبوترا بیا حرمم من همونم.

گذر زمان چه می کنی با دلمان بیا جان من بنشین کنارمان نبر محبت مولایمان از دلمان، نداریم جز او ما کسی در

 کنارمان گر ببری یاد او از دلمان شویم بردهی دنیایمان. 

یا حسین زهرا 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 4 خرداد 1388 :: نویسنده : الهه

 1- زندگی شما وقتی بهتر می شود که شما بهتر شوید. آنگاه پیشرفت شما نامحدود خواهد شد.

2- برای یک فرد موفق، تحصیل هرگز خاتمه نمی یابد. هر روز مطلب جدیدی یاد بگیرید.

3- هر روز یک ساعت از وقت خود را صرف مطالعه در حیطه کاری خود کنید . در این صورت هر هفته یک کتاب و هر سال پنجاه کتاب مطالعه خواهید کرد.

4- تا آنجا که برایتان امکان دارد دوره های آموزشی مفید را بگذرانید. مشتاقانه به دنبال سمینارها و کلاس های جدیدی باشید که می توانند به شما کمک کنند.

5- با تمرکز مداوم بر روی عملکرد خود و نتایج حاصل از آن ، بر سرعت کار خود بیفزایید.

6- از وقت ، خوب استفاده کنید. هر دقیقه را هم به حساب آورید.

7- برای ارزیابی خود را از قبل آماده کنید. در جلسه همه مشغول ارزیابی شما هستند، بخصوص رئیستان.

8- افرادی که در جلسات اظهار نظر نمی کنند از نظر سایرین فاقد حس همکاری هستند.

9- برای انجام کار  بیشتر داوطلب شوید و مرتباً مسئولیت های جدیدی را برعهده گیرید.

10- اگر تمام توانتان همین است که در حال حاضر به کار گرفته اید، بنابراین حاصل کار حال و آینده تان تفاوت چندانی با یکدیگر نخواهد داشت.

11- موفقیت شما در زندگی  رابطه مستقیم دارد با کاری که اکنون انجام می دهید، کاری که پس از آن انجام خواهید داد و کارهایی که قرار است در آینده انجام دهید.

 هر روز یک ساعت از وقت خود را صرف مطالعه در حیطه کاری خود کنید . در این صورت هر هفته یک کتاب و هر سال پنجاه کتاب مطالعه خواهید کرد.

12- اگر بیش از دستمزدتان کار نکنید، هرگز نمی توانید دستمزدی بیش از آنچه که اکنون دریافت می کنید مطالبه کنید.

13- از رئیستان نهایت استفاده را ببرید. از هر فرصتی برای بالابردن مهارت ها و توانایی هایتان استفاده کنید.

14- هزینه های لازم را پرداخت کنید، در موارد لازم فداکاری کنید و هر مانعی را از سر راه بردارید تا در کار خود بهترین باشید.

15- شما می توانید هر هدفی را برای زندگی خود مشخص کنید و برای رسیدن به آن هر چیزی را که لازم است فرا بگیرید.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 4 خرداد 1388 :: نویسنده : الهه
پادشاهی جایزه ی بزرگی برای هنرمندی گذاشت که بتواند به بهترین شکل ، آرامش را تصویر کند. نقاشان بسیاری آثار خود را به قصر فرستادند. آن تابلو ها ، تصاویری بودند از جنگل به هنگام غروب ، رودهای آرام ، کودکانی که در خاک می دویدند ، رنگین کمان در آسمان ، و قطرات شبنم بر گلبرگ گل سرخ. پادشاه تمام تابلو ها را بررسی کرد ، اما سرانجام فقط دو اثر را انتخاب کرد. اولی ، تصویر دریاچهء آرامی بود که کوههای عظیم و آسمان آبی را در خود منعکس کرده بود. در جای جایش می شد ابرهای کوچک و سفید را دید ، و اگر دقیق نگاه می کردند ، در گوشه ء چپ دریاچه ، خانه ء کوچکی قرار داشت ، پنجره اش باز بود ، دود از دودکش آن بر می خواست ، که نشان می داد شام گرم و نرمی آماده است. تصویر دوم هم کوهها را نمایش می داد . اما کوهها ناهموار بود ، قله ها تیز و دندانه ای بود. آسمان بالای کوهها بطور بیرحمانه ای تاریک بود ، و ابرها آبستن آذرخش ، تگرگ و باران سیل آسا بود. این تابلو هیچ با تابلو های دیگری که برای مسابقه فرستاده بودند ، هماهنگی نداشت. اما وقتی آدم با دقت به تابلو نگاه می کرد ، در بریدگی صخره ای شوم ، جوجهء پرنده ای را می دید . آنجا ، در میان غرش وحشیانه ء طوفان ، جوجه ء گنجشکی ، آرام نشسته بود. پادشاه درباریان را جمع کرد و اعلام کرد که برنده ء جایزه ء بهترین تصویر آرامش ، تابلو دوم است.بعد توضیح داد : " آرامش آن چیزی نیست که در مکانی بی سر و صدا ، بی مشکل ، بی کار سخت یافت می شود ، چیزی است که می گذارد در میان شرایط سخت ، بمانی و آرام باشی ."



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


شنبه 2 خرداد 1388 :: نویسنده : الهه

«اگر به زبان تمامی آدمیان و فرشتگان سخن گویم.... و از عشق بی‌بهره باشم طبل میان‌تهی و سنج پرهیاهویی بیش نیستیم، اگر از کرامت غیب‌دانی و پیش‌گویی بر خوردار باشم و همه اسرار جهان را دریابم و قلمرو دانش را تمام مسخر کنم و در ایمان چنان راسخ و نیرومند باشم که کوه‌ها را به رفتار آورم و از عشق بی‌بهره باشم، کسی نیستم. اگر همه دارایی خویش به مستمندان بخشم و جسم خویش را به آتش بسپارم و از عشق بی‌بهره باشم مرا هیچ سود نخواهد بخشید.عشق بردبار و مهربان است عشق از حسد برکنار است عشق لاف خودستایی نمی‌زند عشق اطوار ناپسند ندارد عشق به اندک چیزی در خشم نمی‌آید و اندیشه شر نمی‌کند و از بی‌عدالتی خشنود نیست اما با حقیقت و راستی شاد و خرم است همه چیز را تحمل می‌کند همه چیز را باور می‌کند و به همه چیز امیدوار است و هیچگاه از پای نمی‌افتد اما پیشگوی‌ها همه شکست می‌خورند و زبان‌ها همه قطع می‌شوند و دانش‌ها در غبار زمان پنهان می‌شوند و دانش ما جزیی است و نبوت ما جزیی است و آنچه جزیی است روی در فنا دارد انچه می‌ماند ایمان و امید و عشق است و از این هر سه، عشق را برترین مقام است.»

پائولوکوئیلو





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


شنبه 2 خرداد 1388 :: نویسنده : الهه

ب) علل و دلایل روابط دختر و پسر

هر پدیده از سه منظر قابل توجه و بررسی است؛ مقام توصیف، مقام تعلیل و مقام تجویز و توصیه. رابطه دختر و پسر نیز از هر سه منظر یادشده قابل بررسی و مطالعه است. در مقام توصیف میتوان از وضعیت موجود روابط دختر و پسر توصیفات فراوان ارائه داد، كه این روابط گاه حتی به صورت نامطلوب وجود دارد.

در مقام تعلیل باید چرایی ارتباط دختر و پسرمورد مداقه قرار گیرد. تا بر اساس آن ببینیم كه در مقام تجویز چه باید كرد. در این قسمت عوامل موثر بر ارتباط دختر و پسر تعلیل می گردد.مجموعا عواملی كه به عنوان «متغیر مستقل» می توانند بر مسئله ارتباط دختر و پسر به عنوان «متغیر وابسطه» تاثیر بگذارند به دو دسته «علت» و «دلیل» قابل تقسیم اند:

1) علل روابط دختر و پسر

روابط دختر و پسر، در همه موارد متكی به علاقیت و گزینش و به عنوان گزینه مطلوب نیست ، بلكه در بسیاری از موارد علل دیگری باعث ارتباط دختران و پسران می باشد. مثلا اگر د ر خانواده و یا دانشگاه و ... با محدودیت جدی مواجه باشد ، ممكن است از خانه بگریزد و به هر بزه و جرم تن در دهد و به روابط ناسالم در باندها كشانده شوند. این گونه ارتباطات بیش از آنكه دلیل داشته باشند، علت دارند.

از جمله نیازهای آدمی نیاز تعلق و محبت است اگر دختر و پسر دانشجویی با حضور در تشكل های دانشجویی دیگران او را نپذیرند و دوست نداشته باشند و این نیاز پاسخ مناسب نیابد (خلا عاطفی را هم به این مورد اضافه كنیم ) ممكن است به جنس مخالف پناه ببرد و از این طریق حتی اگر ناصواب باشد پاسخ بگیرد. اینجاست كه این ارتباط روابط دختر و پسر بیشتر علت دارد تا دلیل ، و اینجاست كه در آسیب شناسی روابط دختر و پسر حتما باید به این نكته كه این ارتباطات از كجا منشا گرفته و خاستگاه آن كجاست و در صورتی كه به عللی (مثلا خلاء محبت در خانواده، به رسمیت شناخته نشدن در خانواده، اذیت شدن در كنكور، فقر اقتصادی، سخت گیری پدر و مادر، عقده های روانی ایجاد شده در مدارس، خلاء ارایه الگوی مناسب، كم كاری مشاوران تربیتی و روان شناختی آموزش و پرورش و وزارت علوم، برخوردهای متحجرانه و ناپخته نیروهای مذهبی و ...) دختران به پسران و پسران به ارتباط با دختران پناه می آورند آن علل ریشه یابی شده و رفع شود. در غیر این صورت، تا علت هست معلول نیز وجود خواهد داشت.

2) دلایل روابط دختر و پسر

دلایلی همچون تحصیل و دادو ستد های علمی ، نیاز به طرح پرسش و پاسخ ، كمك گرفتن جزوات و منابع درسی ، جهات شغلی و فعالیت های مادی ، همكار شدن دختر و پسر و ... باعث می شود كه نتوان به طور كلی به عدم ارتباط كاری و سازمانی یا تحصیل زن و مرد و دختر و پسر حكم داد. البته این مدعا به معنای وجود هر گونه ارتباط لجام گسیخته در محل تحصیل ، دانشگاه و محیط كار نیست. ارتباط دختر و پسر در همه حوزه هاو مصادیقی كه به هویت انسانی بر می گردد ، در جهان امروز یك ضرورت است و در دفاع از آن می توان اقامه دلیل نمود. ارتباطی كه با آفت زدایی و آسیب شناسی لازم ، حدود و ثغور آن از كارتحصیلی ، به صورت قانونی و حقوق ، مدون و مضبوط شود.

اما حداقل دلیل در ارتباط دختر و پسر و ضرورت آن ، رسیدن به نهاد خانواده از مجرای ازدواج است و این ارتباط البته مربوط به حوزه های هویت جنسی است. پس برای آسیب شناسی این روابط در حیطه های هویت جنسی، چند نكته قابل توجه اند:

اول: ارتباط دختر و پسر برای ازدواج، در صورتی كه شرایط ازدواج فراهم نباشد، از سویی باعث هدر رفتن انرژی دو فرد و مانع تحقق آرمان های بلند یك جوان می شود و از سوی دیگر مساله ساز بوده و ممكن است پس از پاسخ منفی یك طرف برای ازدواج، طرف دیگر دچار بحران روحی و فكری شود.

دوم: گر چه ازدواج امری لازم و ضروری است، اما به طی شدن مراحل عادی، شفاف و روشن ( نه ارتباطات مخفیانه و پنهانی) نیاز دارد، در غیر این صورت گاهی دختر و پسر فقط در دامی كه از سوی دیگری پهن گردیده می افتد. و ارتباط با جنس مخالف، جز استرس و نگرانی و خطر، چیزی برای او در پی ندارد.

سوم : ارتباط دختر و پسر حتی در حوزه های جنسی، ضرورت و لازم است و حداقل توجیه آن بقای نسل است، اما نكته اساسی آن است كه ارتباط و تلذذ جسمی دو جنس مخالف از هم ، فقط به یك فرد و یك جنس مخالف منحصر می گردد و نگارنده با مبنای عشق بین زوجین، ‌با تعدد زوجات مردان به صورت اصل و قاعده مخالف است.

اگر شرایط ازدواج برای دختر و پسری فراهم نباشد ، ارتباط آنها در حیطه های جسمی، نگاه های مریض، حرف های نابجا و... باعث می شود اینگونه افراد حتی پس از ازدواج نیز به این عادات غلط و حركات نامعقول ادامه دهند، خود و دیگران را دچار خطر و بحران سازند.

چهارم : از جمله دلایل ارتباط دو جنس مخالف، وجود غریزه شهوت در آدمیان است. اما از تفاوت های انسان از حیوانات آن است كه انسان علاوه بر غرایز، دارای عقل، اراده، انتخاب، ‌اختیار و... است و این قابلیت را دارد كه غرایزش را تعدیل كند، كنترل نماید و جهت دهد(1). پس گر چه در حیطه هویت جنسی نیز ارتباط دختر و پسر مطلقا نفی نمی گردد، ولی به ارتباط بسیار محدود و حساب شده می رسیم كه بهترین مجرای آن در جامعه ما، نهاد خانواده است كه از مسیر ازدواج میسر می گردد. البته برای چنین اقدامی، دلیل نیز اقامه می كنیم. چنین ارتباطی نیاز بشری و غریزی و درونی است، شرط بقای نسل است، از نیازهای اساسی است و ...





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


در صورتی که دوست دارید تا با سرعت بیشتری با کامپیوتر کار کنید و خود را حرفه ای تر نشان دهید ترفندی فوق العاده را برای شما در نظر گرفته ایم. قصد داریم تا بیش از 200 کلید میان بر در محیط ویندوز را به شما معرفی کنیم که با استفاده از آنها میتوانید به طور کامل کارهایی که میتوانید با موس انجام دهید را با کیبورد شبیه سازی کنید.

Esc لغو عملیات در حال انجام.
F1
راهنما.
F2
در حالت عادی تغییر نام آیتم (های) انتخاب شده . در برنامه های قدیمی تر (معمولا تحت داس)ذخیره فایل جاری.
F3
جستجو.
F4
باز كردن لیست پایین رونده Address Bar
F5
به روز آوری Refresh
F6
مانند كلید Tab بین اجزای مختلف پنجره جاری سوییچ می كند.
F10
پرش به منو های اصلی یك پنجره مثلFile,Edit,View,...
F11
پنجره جاری را تمام صفحه می كند.
PrintScreen
در ویندوز از كل صفحه نمایش یك عكس می گیرد و آن را در حافظه كلیپ بورد قرار می دهد و ما می توانیم در یك برنامه ویرایش عكس مثل Ms-Paint آن را Paste كنید .
Tab
بین اجزای پنجره جاری سوییچ می كند .
Space
در حالت مرورگر اینترنت اكسپلورر صفحه جاری را به پایین می برد .مثل Page Down
BackSpace
در حالت عادی یعنی در مرور ویندوز یك مرحله به بالاتر میرود (معادل Up) و در مرورگر اینترنت اكسپلورر معادل Back است.
Home
رفتن به اول خط در حالت ویرایش متن و رفتن به اول صفحه در حالت مرور.
End
رفتن به آخر خط در حالت ویرایش متن و رفتن به آخر صفحه در حالت مرور.
PageUp
در حالت مرور چه در اینترنت و چه در ویندوز و معمولا همه جا صفحه به صفحه به بالا می رود.
PageDown
در حالت مرور چه در اینترنت و چه در ویندوز و معمولا همه جا صفحه به صفحه به پایین می رود.

Arrow تركیبات كلید Ctrl :
Ctrl+q
در بعضی از برنامه ها خروج است.
Ctrl+w
در اكثر برنامه هایی كه چند فایل را باهم باز می كنند مثل Ms-Word, كلا Ms-Office , Adobe Photoshop ,Ms-internet Explorer, ... فایل باز شده جاری را می بندد.
Ctrl+e
جستجو در مسیر جاری.
Ctrl+r
تازه كردن صفحه معادل كلید F5 و Refresh
Ctrl+y
وقتی كه یك عمل به عقب باز میگردیم (Undo) این كلید ها یك عمل به جلو می روند (Redo) البته در بعضی برنامه ها معمولا محصولات آفیس مایكروسافت اینگونه هستند .
Ctrl+i
باز كردن قسمت علاقه مندی هاFavorites
Ctrl+o
باز كردن فایل جدید در اكثر برنامه ها ، معادل File>Open
Ctrl+p
پرینت گرفتن در اكثر برنامه ها.
Ctrl+a
انتخاب همه آیتم ها.
Ctrl+s
در اكثر برنامه ها ذخیره فایل جاری .Save
Ctrl+d
در اینترنت اكسپلورر صفحه باز شده جاری را به علاقه مندی ها اضافه می كند (معادل Favorites>Add to Favorites) و در ویندوز هم آیتم (آیتم های) انتخاب شده را پاك می كند. (کمیاب آنلاین.کام(
Ctrl+f
جستجو.
Ctrl+h
معادل History (ابته در ویرایشگر نوت پد معادل Find / Replace است(
Ctrl+l
در اینترنت اكسپلورر معادل File>Open است.
Ctrl+z
بازگشت به آخرین عملیات انجام شده .Undo
Ctrl+x
انتقال (برش) آیتم مورد نظر در حافظه کلیپبوردCut.
Ctrl+c
کپی آیتم مورد نظر در حافظه کلیپبورد.Copy
Ctrl+v
فراخوانی آیتم مورد نظر از حافظه کلیپبورد.Past
Ctrl+b
پنجره سازماندهی علاقه مندیها (Organize Favorites) را باز می كند.
Ctrl+n
در اینترنت اكسپلورر (تقریبا تمامی مرورگرها) یك پنجره جدید باز می كند.
Ctrl+F1
در اكثر برنامه ها ی مختلف راهنمای برنامه را باز می كند .
Ctrl+F4
باز كردن لیست پایین رونده Address Bar در مرورگر اینترنت اكسپلورر و مرورگر ویندوز.
Ctrl+F10
باز كردن منو های بالای پنجره برنامه ها مثل File,Edit,....
Ctrl+BackSpace
موقع ویرایش متن همان كار BackSpace را انجام می دهد با این تفاوت كه به جای پاك كردن كاراكتر به كاراكتر كلمه به كلمه پاك می كند.
Ctrl+5
معادل Select All در اکثر ویرایشگر های متنی.
Ctrl+Home
درحالت ویرایش مكان نما را به اول صفحه انتقال می دهد.
Ctrl+End
درحالت ویرایش مكان نما را به آخر صفحه انتقال می دهد.
Ctrl+Insert
كپی آیتم(های) انتخاب شده در حافظه كلیپ بورد(Copy).

Arrow تركیبات كلید Alt :
Alt+A
باز كردن منوی علاقه مندی ها و قرار گرفتن بر روی Add to Favorites
Alt+D
انتقال مكان نما به Address Bar
Alt+F4
بستن پنجره جاری.
Alt+Space Bar
معادل راست كلیك بر روی نوار عنوان پنجره جاری.
Alt+Esc
پیمایش بین پنجره های باز جاری.
Alt+Tab
سوییچ كردن بین پنجره های باز جاری.
Alt+BackSpace
در بعضی از ویرایشگرها معادل Undo عمل می كند (معمولا ویرایشگرهای قدیمی و تحت داس(
Alt+Home
در مرورگر اینترنت اكسپلورر به صفحه خانگی پرش می كند.
Alt+Right Arrow
معادل Forward در مرورگر ویندوز.
Alt+Left Arrow
معادل Back در مرور گر ویندوز.
Alt+Number
تركیب كلید Alt به همراه زدن یك عدد از قسمت سمت راست صفحه كلید در حالت ویرایش یك كاراكتر معادل كد اسكی عدد وارد شده نمایش می دهد . مثلا اگر Alt را نگه داشته و 789 را وارد كنیم پس از رها كردن كلید Alt این كاراكتر نمایش داده می شود : § .
Alt+Enter
متعلقات (Properties) آیتم(های) انتخاب شده را نمایش می دهد.
Alt+PrintScreen
از پنجره جاری یك عكس تهیه می كند و به حافظه كلیپ بورد انتقال می دهد.

Arrow تركیبات كلید Shift :
Shift+F10
معادل راست كلیك.
Shift+Del
پاك كردن كامل آیتم (های) انتخاب شده .یعنی بدون این كه به سطل بازیافت انتقال یابد پاك می شود.
Shift+tab
وارونه كاری كه Tab انجام می دهد.
Shift+Insert
فراخوانی اطلاعات از حافظه كلیپبورد (Paste)

Arrow تركیبات WinKey :
خود WinKey باز شدن منوی Start در ویندوز.
WinKey+E
باز كردن My Computer در حالت Folders.
WinKey+R
باز كردن پنجره Run.
WinKey+U
باز كردن پنجره Utility Manager.
WinKey+D
نمایش دسكتاپ معادل Show Desktop
WinKey+F
جستجو.
WinKey+Ctrl+F
جستجوی یك كامپیوتر در شبكه.
WinKey+L
قفل كردن كامپیوتر .یا رفتن به حالت Swich User
WinKey+M
تمامی پنجره های باز را Minimize می كند.
WinKey+Shift+M
تمامی پنجره های Minimize شده را Restore می كند.

 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


جمعه 1 خرداد 1388 :: نویسنده : الهه

ماهها بود كه ماشین اسپرت زیبایی ، پشت شیشه های یك نمایشگاه به سختی توجهش را جلب كرده بود
و از ته دل آرزو می كرد كه روزی صاحب آن ماشین شود . مرد جوان ، از پدرش خواسته بود كه برای هدیه فارغ التحصیلی ، آن ماشین را برایش بخرد . او می دانست كه پدر توانایی خرید آن را دارد بالاخره روز فارغ التحصیلی فرارسید و پدرش او را به اتاق مطالعه خصوصی اش فرا خواند و به او گفت من از داشتن پسر خوبی مثل تو بی نهایت مغرور و شاد هستم و تو را بیش از هر كس دیگری دردنیا دوست دارم سپس یك جعبه به دست او داد . پسر ، كنجكاو ولی ناامید ، جعبه را گشود و در آن یك انجیل زیبا ، كه روی آن نام او طلاكوب شده بود ، یافت با عصبانیت فریادی بر سر پدر كشید و گفت : با تمام مال و دارایی كه داری ، یك انجیل به من میدهی؟
كتاب مقدس را روی میز گذاشت و پدر را ترك كرد سالها گذشت و مرد جوان در كار وتجارت موفق شد . خانه زیبایی داشتو خانواده ای فوق العاده یك روز به این فكر افتاد كه پدرش ، حتماً خیلی پیر شده و باید سری به او بزند . از روز فارغ التحصیلی دیگر او را ندیده بود اما قبل از اینكه اقدامی بكند ، تلگرامی به دستش رسید كه خبر فوت پدر در آن بود و حاكی از این بود كه پدر ،تمام اموال خود را به او بخشیده است بنابراین لازم بود فوراً خود را به خانه برساند و به امور رسیدگی نماید هنگامی كه به خانه پدر رسید ، در قلبش احساس غم و پشیمانی كرد اوراق و كاغذهای مهم پدر را گشت و آنها را بررسی نمود و در آنجا، همان انجیل قدیمی را باز یافت در حالیكه اشك می ریخت انجیل را باز كرد و صفحات آن را ورق زد و كلید یك ماشین را پشت جلد آن پیدا كرد در كنار آن ، یك برچسب با نام همان نمایشگاه كه ماشین مورد نظر او را داشت ، وجود داشت روی برچسب تاریخ روز فارغ التحصیلی اش بود و روی آن نوشته شده بود : تمام مبلغ پرداخت شده است





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


جمعه 1 خرداد 1388 :: نویسنده : الهه

وقتی که دوستانت ، آنها که نیازمند یاریشان هستی  ،درست در حساس ترین نقطه رهایت می کنند ؛

وقتی که در دست همانان که پشتوانه وپشتگرمی محسوبشان می کردی ، خنجری می بینی ؛

وقتی زیر سنگی که به استواری اشسوگند می خوردی و تکیه گاهش می شمردی ، ماری خفته می بینی که در تکان حادثه از خوابجهیده است ؛

وقتی که امواج امتحان ، خاشاک دوستی های سطحی را می رباید و لجنمتعفن خودخواهی و منفعت طلبی را عریان می سازد ؛

وقتی که هیچ تکیه گاهی برایتنمی ماند و هیچ دستی خالصانه به دوستی گشاده نمی گردد ؛

یک ملجا و امید وپناهگاه می ماند که هیچ حادثه ای نمی تواند او را از تو بگیرد

او حتی در مقابلبدی های تو خوبی می آورد و روی زشتی های تو پرده ی اغماض می افکند

اگر بدانیکه محبت و اشتیاق او به تو چقدر است بند بند تنت از هم می گسلد

حتماً دانستهای او کیست

پس چرا در انتها به او برسی ؛ از او آغاز کن





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


جمعه 1 خرداد 1388 :: نویسنده : الهه

آقا دانشگاه ها تموم شده/اما من به چند تا از دوستای دانشگاهیم قول دادم حسابی حالشون رو بگیرم و رشته هاشون رو ببرم زیر سوال!حالا ببینید:

1-رشته تغذیه: رشته ای که اشتباهاً جزو رشته های دانشگاهی اومده.آینده شغلی بسیار تیره و تیریکی دارند.در بهترین حالت و در صورتی که شهرداری به فارغ التحصیلان این رشته مجوز بدهد میتوانند اقدام به باز کردن ساندویچ فروشی کنند!ضمناً دانشجویان فوق لیسانس هم میتونند Fast Food بزنند.از بزرگترین دستاورد های علمی این رشته در سالهای اخیر کشف فرمول سس هزار جزیره بوده است!از جمله دروس این رشته:هات داگ-1 هات داگ2 - سوسیس کاربردی- انسان و کالباس و.... میباشد!از بزرگان این علم هم میتوان به اکبر کثیف (ساندویچ فروشی اکبر کثافت) اشاره کرد.

2-مهندسی راه و ساختمان: عمله سابق- دیگه فقط مونده بود کارگر ساختمانی رو دانشگاه ها بدند بیرون که خوشبختانه این امر هم با تلاش متخصصان و دانشمندان ایرانی محقق شد و ما از این به بعد کارگر هم از دانشگاه میاریم! روزی رو تصور کنید که از صبح وانت های شهرداری جولوی دانشکده فنی توقف میکنند و بچه های راه و ساختمان رو میبرند سر ساختمان!در این رشته معیار بهترین دانشجو برای دانشجویانی است که بیشتر از همه بتوانند آجر را به بالا بندازند.دروس این رشته عبارتند از:بیل مقدماتی ? بیلچه- روش های چیدن تیرآهن-فرمولاسیون درست کردن سیمان و.......

3-رشته ادبیات:گیج ترین و گلابی ترین دانشجوهای ایران در این رشته تحصیل میکنند(توصیه میکنم اگر یه وقت دلتون گرفت واسه بازکردنش برید دانشکده ادبیات!)از جمله بزرگترین دانشمندان این رشته حافظ و سعدی و عارف قزوینی و ایرج میرزا! بوده اند که حتی تحصیلات دبیرستانی هم ندارند(علمی که بزرگانش سواد درست حسابی ندارند دیگه معلومه چی میشه....!)از ابهامات بزرگ این رشته این نکته میباشد که انوری بالاخره شاعر قرن پنجم است یا نهم ! فارغ التحصیلان این رشته میتوانند به عنوان مصطفی رحماندوست مشغول به کار شوند! از دروس این رشته: زندگی نامه و آثار حافظ-زندگی نامه و آثار سعدی-زندگی نامه و آثارنظامی-زندگی و آثار فرخی سیستانی و یزدی و شمالی و بلوچی و.....!

4-رشته مهندسی صنایع:رشته ای که فقط اسمش مهندسی صنایع می باشد وگرنه دانشجویان این رشته مهندسی صنایع دستی هم بلد نیستند چه برسه....تا به امروز شخص قابل ذکری در این رشته مشغول به تحصیل نبوده و شاید معروف ترین دانشمند این رشته امیر حجوانی باشد که با رتبه 40000000000 مشغول تحصیل در رشته مهندسی صنایع می باشد!

5-رشته مهندسی کامپیوتر:خدا پدر مادر مخترع کامپیوتر رو بیامرزه که اگه اون نبود الان تعداد دانشجوهای این مملکت به نصف تقلیل پیدا میکرد.این روزا دیگه عادی ترین جمله ای که از یک دانشجو شنیده میشود این است: کام میخونم! نکته جالب در مورد این رشته تفکیک آن به دو گرایش نرم افزار و سخت افزار میباشد که دانشجویانی که تبحر خاصی در زمینه Fifa2006 و Max.p و .... دارند وارد گرایش نرم افزار و کسانی که میتوانند با انگشست شصت پایشان دکمه Power کامپیوتر را بزنند وارد گرایش سخت افزار میکنند.فارغ التحصیلان این رشته حوالی خیابان جمهوری مشغول فروختن CD میباشند!از دروس این رشته:بیل گیتس شناسی 1 ? سی دی مقدماتی-تفاوت Monitor و TV و....

6-رشته پرستاری:رشته ای که یک دنیا حرف و حدیث پشت سرشه!ولی یکی از اساسی ترین رشته های دانشگاهی می باشد که اگه نبود اونوقت دانشگاه تبدیل به مکانی بیروح میشد(تصور کنید اونوقت کیا مثل سگ پا میدادند؟کیا......!)رشته ای که به معنای واقعی کلمه بیگاری می باشد(صبح ساعت 6 باید با خرج خودشون به بیمارستان های عمومی برند و شیفت وایسن و عصر هم تا ساعت 8 شب در دانشگاه کلاس دارن!!!) چندی پیش هدیه تهرانی به عنوان پرستار نمونه انتخاب شد!از دروس این رشته عبارتند از:راه و روش هیجان بخشی به بیمار- لطافت عملی ?سوند 1-فشار 2-جیگر 3 و ...

7-داروسازی:نفس-زندگی-بهترین رشته دانشگاهی.رشته ای که هیچ نقطه ضعفی ندارد.تنها نکته منفی این رشته دانشجویانش میباشند که از سال سوم به خاطر آشنایی با انواع داروهای نئشه آور مشغول پاک کردن شیشه های فضا پیما میباشند!!!(البته دختراشم خدایی آخر ضد حالن!)کسانی که در این رشته تحصیل میکنند همشون از بزرگان جامعه هستند!تنها رشته ای که هنوز خز نشده و اون به این دلیل می باشد که هرکسی رو توش راه نمیدن و فقط آدم باحال ها رو راه میدن(پسراشو میگم!) از دروس این رشته:فارمالوژی-فارماتو گرافی-فارماسی-فارما توپیک-شیمی!

میخواستم حال بروبچ رشته های دندان و ریاضی محض و مهندسی هوا فضا رو هم بگیرم که سردمداران این رشته واسم سیبیل گرو گذاشتند که اذیتشون نکنم و اینا.

درآخر دوستان عزیزی که میل میدن و فحش میدند لطف کنند رشته اشون رو هم ذکر کنند!!!



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


جمعه 1 خرداد 1388 :: نویسنده : الهه

1) از دلایل انحراف در ارتباطات اجتماعی، فقدان مباحث تئوریك و عدم معرفی الگوهای مناسب و قابل تقلید از سوی نخبگان فكری، فرهنگی، حوزوی و دانشگاهی است. این مقاله در یك نگاه عقلی به تعلیل ارتباطات بین دو جنس مخالف پرداخته و با تقسیم مجموعه عوامل به دو دسته «علت» و «دلیل» نكاتی را در رابطه با هر یك به بحث گذاشته است. در انتها نیز برای پیشگیری از خطرات فراراه و چاره جویی مشكلات و دردهای موجود، نكاتی مطرح گردیده است.

2) مجموعه ارتباطات دختران و پسران را می توان در یك دسته بندی دقیق و منطقی، به دو قسم هویت نوعی و صنفی تقسیم نمود:

2-1 ) هویت نوعی و صنفی: هویت هر فرد در یك مبنا به سطح هویت شخصی، فكری و روحی قابل تقسیم است و در مبنای دیگر به دو سطح هویت فردی و جمعی تقسیم می شود

منظور از هویت انسانی(نوعی) آن خصوصیاتی است كه دختر و پسر را به عنوان انسان در بر می گیرد و از سایر حیوانات و موجودات متمایز می كند. اما در هویت صنفی (جنسی) به دنبال بیان ممیزات دختران از پسران هستیم.

2-2) زن و مرد در هویت انسانی (نوعی) مشترك اند. وجه ممیز انسان از حیوانات و موجودات دیگر نیز عقل است. از نتایج اشتراك دختر و پسر در هویت انسانی آن است كه عقلانیت، علم، آگاهی، خلاقیت و نوآوری برای زن و مرد ممكن است. و در این حوزه ها می توانند با هم رقابت كنند و ارتباط داشته باشند.

مدعای دیگر این مقاله آن است كه هویت جنسی (صنفی) دختر و پسر و زن و مرد متفاوتند. در نتیجه جسم این دو صنف با هم متفاوت است و رعایت نكاتی در شیوه پوشش و لباس برای هر دو لازم و ضروری است، نگاه آنها فرق دارد و.... بحث حجاب دختران نیز با بحث زیبایی آنها و لزوم حفظ زیبایی و عدم سوء استفاده دیگران از آنها و عدم عرضه ارزان زیبایی زنان قابل توجیه است.

2-3) بحث ارتباط دختر و پسر با ارتباط زن و مرد از جهت منطقی، موارد و مصداقها رابطه عام و خاص مطلق دارد.

2-4) مراد از دختر و پسر، ارتباطات دختر و پسر در مقابل والدین و ... یا دختر و پسر خردسال در مقابل هم نیست، بلكه اولا در بحث ارتباط دختر و پسر، جوهره و گلوگاه بحث به هویت جنسی و حوزه افتراقات دختر و پسر باز می گردد و نه هویت انسانی و اشتراكات. ثانیا آنچه در روابط دختر و پسر مسئله ساز و بحران‌آفرین است، روابط آنها حین و پس از بلوغ و عصر مجردی و قبل از تاهل و ازدواج است. (نوجوانی و جوانی)

2-5) تقسیم هویت به انسانی و جنسی اعتباری است. اگرچه نگارنده معتقد است در حیطه هویت انسانی تعامل و ترابط، بلامانع است اما رعایت حدود و قیودی برای اینكه این ارتباطات از آفتها و آسیبها مصون بماند، ضرورت دارد.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


جمعه 1 خرداد 1388 :: نویسنده : الهه

«وصیت نامه»

قبر مرا نیم متر كمتر عمیق كنید تا پنجاه سانت به خدا نزدیكتر باشم.

بعد از مرگم، انگشت‌های مرا به رایگان در اختیار اداره انگشت‌نگاری قرار دهید.

به پزشك قانونی بگویید روح مرا كالبدشكافی كند، من به آن مشكوكم!

ورثه حق دارند با طلبكاران من كتك‌كاری كنند.

عبور هرگونه كابل برق، تلفن، لوله آب یا گاز از داخل گور اینجانب اكیدا ممنوع است.

بر قبر من پنجره بگذارید تا هنگام دلتنگی، گورستان را تماشا كنم.

كارت شناساییم بت دو قطعه عکس مرا لای كفنم بگذارید، شاید آنجا هم نیاز باشد!

مواظب باشید به تابوت من آگهی تبلیغاتی نچسبانند.

روی تابوت و كفن من بنویسید: این عاقبت كسی است كه زگهواره تا گور دانش بجست.

دوست ندارم مردم قبرم را لگدمال كنند. در چمنزار خاكم كنید!

كسانی كه زیر تابوت مرا می‌گیرند، باید هم قد باشند.

شماره تلفن گورستان و شماره قبر مرا به دختران بیکار ندهید.

گواهینامه رانندگیم را به یك آدم مستحق بدهید، ثواب دارد.

کله مرغ برای سگها یادتون نره چون گناه دارند گشنه بمونند.

بجای عکسم روی آگهی ترحیم کارت معافیم رو بزارید.

در مجلس ختم من گاز اشك‌آور پخش كنید تا همه به گریه بیفتند.

از اینكه نمی‌توانم در مجلس ختم خودم حضوریابم قبلا پوزش می‌طلبم و خواهش میکنم پشت سرم حرف در نیار ید.

التماس میکنم کفنم را از یک پارچه مارکدار انتخاب کنید تا جلوی آدمهای گه تازه به دوران رسیده کم نیاریم.

به مرده شوی بگویید مرا با چوبك بشوید چون به صابون و پودر حساسیت دارم.

چون تمام آرزوهایم را به گور می‌برم، سعی كنید قبر مرا بزرگ بسازید كه جای آتها هم باش .





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 23 اردیبهشت 1388 :: نویسنده : Hossein sj

وقتی بچه بودیم آرزوی ما این بود که یک اسباب بازی یا سرگرم کننده برامون بخرن مهم نبود چی می پوشیم مهم نبود

 پول داریم یا نداریم تنهایی رو حس نمی کزدیم چون با آغوش مادر دنیا رو داشتیم و با آفرین پدر احساس غرور می

کردیم آره غروری بچه گانه . یا صدای دلنوازش، لبخند زنان و معصومانه ، بدون هیچ فکری و فکر بازی فردا می

خوابیدیم و با نماز صبحش بیدار می شدیم آره صدای مادر. ارزوی بچگی ما این بود که بزرگ شیم مثل بابایی و داداشی

 هر جا که می تونیم بریم آره بزرگ شدیم، و آلان آرزوی ما اینه که بچه باشیم و الان توی اتاق، تنهایی و با صدای شب

 می خوابیم و با فکری پر و با آرزو های بزرک وای کاش هایی که ذکر شب میشه و آرزوی این که فردا نیاد و حسرت

 این که چرا من.... ندارم دنیا را در فکر خود محل لذت های نفسانی خود می بینیم و جوانی رو با لباس ها و غذاهای

رنگارنگ و رسیدن به هدف های کوچک می دونیم و به خدا کفر میگیم که چرا ما آفریدی و ته دلم میگه خدا منت نهاد

سرت و میم می خونم و می نویسم شعر شریعتی: خدایا کفر نمی گویم، پریشانم، چه می خواهی تو از جانم؟! مرا بی

آ«که خواهم اسیر زنگی کردی و.....و این که فکر این که خودمون رو توی این شعر ا میبینیم حس آرامش می کنیم و

یا میا یم دنیا رو به چشم مولوی می بینیم و اونو رو پیامبر به حق می دونیم که مرتدی بیش نیست وو ثایت می کنم: ۱

 احوالات مولوی نوشته اند :”شیخ ما هفت روز تمام در سماع بود و چون وقت نماز می رسید بدو می گفتند یا شیخ وقت

 نماز است . می گفت ماهم اکنون در نمازیم !” عجب ! پس پیامبر ما نعوذ بالله راه نماز را نمی شناخته یا به اندازه

 مولوی غرق وجود مقدس الهی نبوده است … ۲/ مولوی دشمنان اسلام را که تمام فرق اسلامی دشمن می دارند

همچون معاویه به اندازه یک قدیس بالا برده است و شعری در تقدس معاویه دارد به این مضمون که ابلیس هر روز

 صبح معاویه را برای نماز بیدار می کرد و چون معاویه دلیل آن را پرسید ابلیس گفت چراکه هرگاه نمازی از تو قضا

یا دیر می شود چنان ضجه و ناله و انابه می کنی که آن ناله و پریشانی تورا هزاران برابر بیشتر از نماز خواندن نزد

پروردگار بالا می برد ! باز هم عجب ! پس معاویه چنین مرتبه ای نزد پروردگار داشته و چنین بیقرار نماز بوده است !

و سه اشاره دیگر مختص بچه های شیعه : ۱/ در مقالات شمس که مراد مولوی بوده است می خوانیم “زهرا عارفه بالله

 نبود بلکه زن زاهده ای بود ” و در صفحه بعد می خوانیم که چقدر از عرفان خویش دم می زند . العجب ! پس دختر

پیامبرماخدا را نمی شناخته است و این آقا می شناخته !! ۲/ دراشعار مولوی بیتی هست بدین شکل ” پس به هر دوری

ولیی قائم است خواه از نسل علی خواه از … ” و این رد امامت مهدی آل محمد است که بی شک از نسل علی است .

 بچه شیعه ها با اشعار مولوی به غربت آقایتان دامن نزنی. اره شیعه هستم و او را الگوی خود قرار میدهم زیباست

بازی روزگار دردناک است گذر زمان و در آخر شرمنده ام و از شرم ندارم امیدی به آسمان می ترسیم کنیم طلب بخشش

اما آمدیم باز کردیم کتاب حق و عشق و نوشته بود به نام خداونه بخشتده مهربان . خود گوید مهربان پس کنیم استغفار

آمیدم جمکران کردیم مهدی را واسطه اول از او عذز خواستمو و بعد گریان او را کردم واسط خود .





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 21 اردیبهشت 1388 :: نویسنده : Hossein sj

خداوند عاشقان عاشق بنده ی خود را دوست دارد، خدواوند عاشق رو دوست دارد، خداوند

عاشقی را که با رسیدن به عشق بال می گیرد وبه سمت حق می رود دوست دارد. خداوند

 عاشقی را که با رسیدن به معشوق دست از دنیا می کشد دوست دارد و خداوند دوست دارد

 عاشقی را که با دیدن معشوق به یاد او می افتد و خداوند دودوست دارد رسیدن عاشق را به

 معشوق و خداوند در میدان باریکه ی غم، در میان آشیانه غم ، در میان سرزمسن عشق ،

خداوند اشکی را آفرید که در غم همراه همدل من در آتش سرزمین عشق نجات بخش من





نوع مطلب : تالار عشق، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


شنبه 12 اردیبهشت 1388 :: نویسنده : Hossein sj

دست نیاز به سوی معبوت بلند کن

سلام به شما دوستان سلام به آقای تنها، لشگر تک نفره، سلام به

 دوستی که با یادش یاد خدا می افتم سلام به شرق ایران به

ساحت مقدس امام رضا به غریب الغربا به معین الدعوا ، سلام به

خودم،آره خودم .

نمیدونم چرا وبلاگ رو به سمت این مطالب سوق میدم وبی که یه

زمانی به خاطر قالباش و... روزی 600 به بالا بازدید داشت البته بعد از

 یه اتفاقاتی از همه چی زده شدم دیگه کسی چیزی واسم مهم

نبود اما الان یه نوری تو تونل سیاه دیدم آره نوری که از دور داره می درخشه ، بغل تونل نوشته تا نور خیلی راه هست اما لذت بخش

هست.

جالبه بغل تونل نوشته اول توکل به خدا!! یه ذره فکر کردم گفتم

یعنی چی همه فکر می کنن یه چیز ساده ای هست اما یکی از

سخت ترین اما آسان ترین کارهاست این سخت و آسان با هم

تناقض دارند اما توضیح می دم. آسان از چه نظر، آسان این که توکل

کن برو جلو به قول خودم قدیم با معلمم می حرفیدم گفتم کل توکل

تو یک بعد یعنی از تو حرکت از من برکت.

حالا سختی چیه؟ سختی اینه که تو دیگه نباید به خاطر هر چیزی از

کسی کمک بخوای فقط خدا توکل یعنی این که دست جلویه کسی

بلند نکنی توکل یعنی برای دوست التماس نکنی توکل یعنی دل

بالاست جسمت پائین یک کتابی هست که به اسم ( پای به پای

 آفتاب) در مورد امام خمینی ره هستش خیلی جالبه وقتی آدم

داستان زندگی ایشونو بررسی و نگاه میکنه که معنی توکل اونجا

معلوم میشه که امام از دختری با مشورت بزرگتر خود یعنی برادرش

به خواستگاری دختری می رن وقتی که بعد از مدتی جواب نه دادن

 به امام، امام بدون هیچ عکس العملی عادی برخورد کرد ( حالا ما

بودیم پاشنه در بنده خدارو می کندیم یا می خواستیم خود کشی

کنیم یا این که مثل بعضیا بزنیم تو شیشه کیوکس تازه مدیون بیت

 المالم شیم) حالا بگذریم که دختر خانم چه خواب های می بینن که

بعدن جواب مثبت میده به امام که خدا رحمتشون کنه تازگی فوت

کردن . آدم وقتی به یک سری داستان نگاه می کنه می فهمه چه قد

 عقب هست بعد ادعای یارای امام زمانم می کنیم (( خودمو می

 گم)) البته نباید نا امید باش. این مطلب بیشتر درباره توکل بود که

 تویه ارسال بعدی سعی می کنم درباره این که همش بشینیم یه

 گوشه عبادت کنیم نباشه باید تو جامعه باشیم بروز باشیم و این که

 به مطلب پیامبر اکرم که می فرماین: ((اگر نسبت به کسی

احساس علاقه دارید به آن ابراز کنید )) بحث می کنیم فعلاً راستی یه بیت در مورده توکل سرودم بی مزه است اما جالب:

گر رسیدی بر بن بست            توکل کن بن بست شود اتوبان بعثت

به قول یه دوست ((یا حسین زهرا)) این دو اسم وقتی کنار هم

هستن چه قد زیبا هست

 

حسین khake_paye_to999          h&s





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


جمعه 4 اردیبهشت 1388 :: نویسنده : Hossein sj

این وب  خیلی وقته خوابیده به همین دلیل از دوستان تقاضا دارم اگر مایل به کمک به ما هستن نظر بدن تا ما هم

 یک نام کاربری برای آن ها درست کرده و به آیدیتوت ارسال کنیم تا به وب مطلب ارساتل کنید

حسین





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


برای استفاده بهینه از اینترنت، IE 6 را فراموش کنید

در حالی که ورژن ۶ نرم‌افزار Internet Explorer مدت‌هاست که توسط کاربران اینترنت در سراسر جهان استفاده نمی‌شود، هنوز حدود ۲۰ درصد بازدیدکنندگان وبلاگ با IE 6 وبلاگ را می‌خوانند.
این در حالی است که بسیاری از طراحی‌های جدید و امکانات تازه‌ی سایت‌ها و وبلاگ‌ها با مرورگرهای قدیمی مانند IE 6 قابل استفاده نیست. بنابراین کاربرانی که از مرورگرهای قدیمی مانند IE 6 استفاده می‌کنند، نمی‌توانند از تمامی امکانات یک سایت یا وبلاگ استفاده کنند.
طراحان وب می‌توانند از روش‌هایی مانند دستورات شرطی در CSS برای یکسان‌سازی نمایش در مرورگرها
استفاده کنند؛ اما بسیاری از سایت‌ها امکانات خود را برای مرورگرهای قدیمی نمایش نمی‌دهند؛ یا با پیامی شما را به نسخه‌ی ساده سازگار با مرورگر قدیمی راهنمایی می‌کنند.



راه‌حل ساده است؛ اگر در خانه با اینترنت کار می‌کنید به راحتی مرورگر
فایرفاکس
را دانلود نمایید. اما مشکل بسیاری از کاربران این است که مثلا در سایت دانشگاه یا در کافی‌نت نمی‌توانند برنامه روی کامپیوتر نصب کنند بنابراین باید با همان مرورگر کامپیوتر که معمولا یک مرورگر قدیمی مثل IE 6 است کار کنند. راه‌حل این مشکل نیز ساده است؛ نسخه‌ی portable مرورگرهای جدیدتر را دانلود کنید. برنامه‌های portable نیازی به نصب ندارند؛ می‌توانید آن‌ها را روی یک حافظه‌ی جانبی مثل فلش‌مموری بریزید و در کامپیوتر سایت دانشگاه یا کافی‌نت اجرا کنید.





نوع مطلب : تالار تفکر، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سه شنبه 6 اسفند 1387 :: نویسنده : Hossein sj

مراقب عکس های خود باشید!

با اتفاقاتی که مخصوصا در چندین ماه گذشته پیش آمده همگی خوب می دانید مریض های روانی بسیاری هستند که تشنه فیلم و عکسهای خانوادگی دیگران هستند و حتی اگر هم در مقابل پخش کردن اینگونه فیلمها و عکسها پولی هم گیرشان نیاید ولی همینکه به چند دوست نشان بدهند ظاهرا مریضیشان کمی تسکین پیدا می کنند .

چند نفر از دوستان سوال داشتند که چگونه باید از همچین اتفاقاتی جلوگیری کرد . باید عرض کنم تا آنجا که من بلد هستم و از دوستان صاحب نظر پرسیده ام . چندین راه برای جلوگیری از هک شدن سیستم شما وجود دارد که اگر به قسمت موضوعات مراجعه کنید در قسمت (( هک و بوت )) توضیح داده ام . ولی حتما بدانید اگر آنتی ویروس خوب و برنامه های مختلف دیواره آتش نصب کنید و هر شب وقتی سیستم خود را می خواهید خاموش کنید . tmp سیستم خود را پاک کنید . که در این آدرس قرار دارد .

C:\Documents and Settings\admin\ Local Settings


بعضی از دوستان فکر می کنند . هک شدنشان فقط از طریق ایمیلهای مشکوک یا دانلود فایلهای ویروس دار ممکن است که باید عرض کنم درسته ولی یک راه دیگر هم رفتن به سایتها و وبلاگهای حاوی ویروس می باشد . و در این سایتها و وبلاگها حتما لازم نیست شما چیزی دانلود کنید چون خود به خود فایل ویروس با وارد شدن به سایت یا وبلاگ وارد سیستمتان می شود و در اول کار در این قسمت از سیستم می نشیند . Temporary Internet Files که آدرسش :

C:\Documents and Settings\admin\ Local Settings\Temporary Internet Files

است و شما به هر آدرسی در اینترنت مراجعه کنید . در آدرس بالا خواهید یافت . حال آنکه هر روز با خالی کردن tmp کامپیوترتان . از این راه آلوده شدن را به صفر می رسانید .

راه دیگری که عکسها و فلمهایتان پخش می شود از طریق معدود شرکتهای خدمات کامپیوتری می باشد . وقتی کامپیوترتان خراب می شود . سعی کنید سیستم را به افراد و شرکتهایی که شخصا می شناسیدشان بدهید . که اگر از من می پرسید کمی بیشتر هزینه کنید و فرد مورد اطمینانی را پیدا کنید و از او بخواهید سیستمتان را درب منزلتان درست کند و خود شما هم بالا سر آن فرد حواستان به وی باشد .

بعضی از دوستان فکر می کنند که مثلا فلان فیلم و یا عکسی که در سیستم داشتیم را پاک کرده ایم و با خیال راحت سیستم را به دیگران می سپارند . باید به این دوستان هم عرض کنم . امروزه نرم افزارهای زیادی است که وظیفه بازیافت اطلاعات را انجام می دهند . و اگر کسی کمی وارد باشه براحتی می تواند حتی اطلاعاتی که شما از سیستم پاک کرده اید هم بدست بیاورد .

راه دیگر هم از طریق موبایل است و راه بعدی معدود افرای که شما فیلم و عکسهایتان را برای چاپ و میکس به آنها می سپارید .

پس سعی کنید مراقب باشید.





نوع مطلب : تالار تفکر، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


شنبه 3 اسفند 1387 :: نویسنده : Hossein sj

سفیر رهایی

 (شهادت مالکوم ایکس، رهبر سیاهپوستان مسلمان آمریکا)

 

آغاز

مالکوم ایکس، مبارز سیاهپوستی بود که سال 1925 در ایالت اوهامای آمریکا به دنیا آمد. او هفتمین فرزند خانواده بود.

مالکوم ایکس

پدرش کشیش مذهبی و از جمله افرادی بود که برای حقوق مدنی سیاهپوستان فعالیت می‏کرد. مالکوم چهار سال بیشتر نداشت که با چشمان خود دید فرقه‏ای از سفیدپوستان آمریکا خانه او را آتش زدند و خانواده‏اش را آواره کردند. به شش سالگی که رسید، پدری در خانه ندید. دو سال از ربوده شدن کشیش لیتل، پدرش می‏گذشت که یک روز جسد مثله شده او را کنار ریل راه‏آهن پیدا کردند. مادر مالکوم بیش از این تاب نیاورد و در بیمارستان روانی بستری شد.

مالکوم در کتاب خاطراتش درباره وضعیت زندگی خود بعد از مرگ پدرش، می‏نویسد: «کانون خانوادگی ما از هم گسست. یک قاضی سفیدپوست وکیل خانوادگی ما شد و بردگی در لباس محبت را به یکایک ما آموخت. هر یک از خواهران و برادرانم تحت سرپرستی خانواده‏ای قرار گرفتند و ما کاملاً از هم جدا شدیم». با وجود این، مالکوم اشاره می‏کند که همیشه دنبال فرصت مناسبی بودیم تا دور هم جمع شویم و ارتباط عاطفی خود را با یک‏دیگر حفظ کنیم.

وی، دوران کودکی را در فقر و یتیمی پشت سرگذاشت، او امیدوار بود که بتواند در نظام آموزشی آمریکا رتبه‏ای کسب کند و به شغل مورد علاقه‏اش یعنی وکالت برسد. مالکوم ایکس، شاگرد ممتاز و برجسته‏ای بود که هوش و استعداد تحصیلی‏اش، او را از دیگر شاگردان سفیدپوست مدرسه جدا می‏کرد، ولی این برتری هرگز باعث نشد دید نژادپرستان به او تغییر کند و دست‏کم نام او را با احترام صدا کنند. هر گاه وارد کلاس می‏شد، او را «کاکاسیاه» خطاب می‏کردند و با توهین و تحقیر به استقبالش می‏رفتند. هنگامی که با معلمان صحبت می‏کرد یا از آنها مشورت می‏گرفت، تنها یک پاسخ می‏شنید: «درباره کاکاسیاه بودنت واقع‏بین باش. هدف وکیل شدن واقع‏بینانه نیست. شغلی را انتخاب کن که در حد توانایی توست».

او درس و مدرسه را رها کرد و تصمیم گرفت آزاد باشد. هرگونه قید و بندی را از پای خود گشود و یک دوره بی‏بند و باری را در جامعه آن روز آمریکا تجربه کرد. دوستان بدی برگزید و بدی‏ها را چشید؛ اما سرانجام هنگامی که برای فروختن یک ساعت دزدی به جواهرفروشی رفت، به دام پلیس گرفتار شد و به ده سال حبس محکوم شد.

آشنایی

دوران محکومیت، از مالکوم ایکس انسان دیگری ساخت. مالکوم آموخت که هیچ‏گاه برای آموختن دیر نیست، حتی اگر گرفتار میله‏های زندان باشد. بیست سال از عمر او می‏گذشت که دوباره بازگشت به خویشتن را تجربه کرد. او با برنامه‏ریزی برای اوقات فراغت خود در زندان، به مطالعات پردامنه علمی و مذهبی پرداخت.

او به تدریج با سیاهپوستان مسلمانی آشنا شد که هم‏بندش بودند؛ افرادی از گروه «ملت مسلمان». آنان از اسلام گفتند و مالکوم شنید، از الله گفتند و مالکوم اندیشید. اتحاد، برادری و برابری، سه اصل جدایی‏ناپذیر در دین اسلام بود و تبعیض نژادی در آ ن معنا نداشت. آرام آرام دریچه‏ای به روی مالکوم گشوده شد؛ برتری به پاکی و تقواست، نه به رنگ پوست.

هفت سال از دوران محکومیت مالکوم گذشت و او دوباره به آغوش جامعه نژادپرستی بازگشت که هرگز حاضر به پذیرش او به عنوان یک انسان نبودند. اما این‏بار مالکوم ایکس درنگ نکرد و بلافاصله پس از آزادی، به عضویت گروه «ملت مسلمان» درآمد. او سیر مطالعاتی و تحقیقاتی خویش را ادامه داد و تا جایی پیش رفت که به عنوان سخنگوی این جمعیت برگزیده شد. تبلیغات مذهبی و اعتقادی او در آمریکا، باعث شد تعداد زیادی از سیاهپوستان با اسلام آشنا شوند و در مدت کوتاهی به عضویت گروه «ملت مسلمان» درآیند.

مالکوم ایکس

نصرت الهی

مالکوم ایکس در جامعه آمریکا چنان جایگاهی پیدا کرده بود که هرگز تصوّر آن را نمی‏کرد. همان‏گونه که خود در یادداشت‏هایش می‏نویسد، اللّه‏ به یاری او آمد و او را از اوج تباهی، به قله‏های معرفت و انسانیت رساند. مالکوم، طعم اسلام و مسلمانی را چشید. او خدا را شناخت و به هیچ قیمتی حاضر نشد از دین خود دست بردارد. به همین دلیل، مخالفت‏ها را تحمل کرد؛ شایعه‏ها، تهمت‏ها، ترورها و... را پشت سر گذاشت و فقط به آرمان مقدس خویش اندیشید.

مبارزه

هدف بلندی که مالکوم ایکس را در زندگی به دنبال خود می‏کشید، چیزی نبود جز مبارزه با برده‏داریِ نُوین در آمریکا. او می‏خواست به سیاهپوستان بفهماند کسانی که امروز شما را به دلیل پوست سیاهتان از ساده‏ترین حقوق انسانی محروم می‏کنند، هرگز اجازه نخواهند داد آینده‏ای روشن و آباد به استقبالتان بیاید. مالکوم به سیاهان می‏گفت: «زیستن در آمریکا، شما را آمریکایی نمی‏کند. شما باید یاد بگیرید از میوه‏های آمریکایی‏ها لذت ببرید. اما شما از این میوه‏ها لذت نبرده‏اید. شما تنها از خارها و سختی‏ها لذت برده‏اید برای اینکه شما باید سخت‏تر کار می‏کردید تا به میوه‏ها دست یابید».

مالکوم ایکس هم زمان با گام‏های بلند و سازنده‏ای که در مسیر اسلام برمی‏داشت، تصمیم گرفت به سنت نیک ازدواج، جامه عمل بپوشاند و با حضور زنی شایسته، خود را از تنهایی در لحظه‏های پرفراز و نشیب زندگی برهاند. مالکوم یار وفادار و همسر مهربانی می‏طلبید تا سرد و گرم روزگار را در کنار او بچشد و تلخ و شیرین هم‏زیستی با او را پذیرا باشد.

مالکوم ایکس

بِتی، پرستار سیاهپوستی بود که در یکی از بیمارستان‏های آمریکا مالکوم را شناخت و هنگامی که با افکار و اعتقادات این جوان مبارز آشنا شد، پیشنهاد زندگی مشترک با او را پذیرفت. بتی، همسرش را مظهر اراده در یک زندگی خانوادگی می‏دانست و می‏گفت: «مالکوم برای من هم پدر و هم شوهر، و برای فرزندانش یک همبازی خوب بود».

ریشه در تمام دنی

مالکوم ایکس به چند کشور آسیایی و آفریقایی سفر کرد تا به جهانیان ثابت کند مبارزه با تبعیض نژادی و برده‏داری مدرن، تنها به جامعه آمریکا محدود نیست. او می‏خواست این حرکت در تمام نقاط دنیا ریشه یابد تا افزون بر کسب قدرت و انسجام لازم، سرانجام روزی به بار بنشیند و آزادی واقعی را در کام تمام استثمارزدگان دنیا فرو بنشاند.

حقیقت

سفر به سرزمین وحی و زیارت خانه خدا، برگ افتخار دیگری بود که در دفتر زندگی مالکوم ایکس جای گرفت. آن‏گونه که خودش اشاره کرده، در این سفر روحانی و مقدس با معنای واقعی اتحاد و برابری میان مسلمانان آشنا شد و حقیقت اسلام را فرا گرفت. مالکوم در مناسک حج دید که هیچ فرقی بین سفید و سیاه و رنگین پوست نیست و همه مسلمانان جهان، از هر طبقه و نژادی که باشند با صلح و دوستی کنار یکدیگر جمع می‏شوند و عالی‏ترین مراسم مذهبی و اعتقادیِ خویش را به جای می‏آورند.

مالکوم ایکس، پس از بازگشت از مناسک حج، نام حاج ملک شبّاز را برای خود برگزید. او با روحی پاک و صیقل داده به محل سکونت خود در آمریکا بازگشت و درصدد ایجاد تشکیلاتی گسترده برآمد تا به وسیله آن، مسلمانان جهان را با نژادهای گوناگون به همدلی و ظلم‏ستیزی فراخواند. مالکوم در آستانه راه بود که خانه‏اش را به آتش کشیدند و چون از این واقعه جان سالم به در برد، یک هفته بعد در 39 سالگی هنگام سخنرانی در سالن بالروم مانهاتان، با شلیک چند گلوله به زندگی پرفراز و نشیب او پایان دادند. مالکوم ایکس زمانی چشم از دنیا فروبست که چشم گشودن دختران دوقلویش را در این دنیا ندید. ولی آنها و نسل‏های ماندگار پس از آنها، آمدند تا راه نیمه تمام حاج ملک شبّاز را ادامه دهند. تا روزی که اثری از استثمار و بردگی روی زمین باقی نماند. به امید آن روز.

منبع: پایگاه حوزه





نوع مطلب : ۳۰یاست، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


جمعه 2 اسفند 1387 :: نویسنده : Hossein sj

ژن ترشیدگی کشف شد!

سلام بر دوستان عزیز(اون متنی را که نمی تونستین بخونین و براتون ترجمه کردم(همون مربع ها))

 

مرگ بر تو ای آلل ۳۳۴! نفرین بر تو ای ژن شوم سیاه!


تویی که باعث بدبختی دختران هر مرز و بومی! تویی که مردها را بی خود و بی گناه، گرفتار خود می کنی! تو حتی از کروموزوم چهل و هفتم هم جنایتکارتری! از ژن چاقی هم بدتری! خجالت نمی کشی؟! اسم تو را هم می شود گذاشت ژن؟! آخر چرا باعث می شوی از هر پنج تا مرد، دوتایشان تمایلی به ازدواج نداشته باشند یا حتی اگر ازدواج می کنند، احتمال ناسازگاری و طلاق در آنها بیشتر شود؟! مضمحل می شوی اگر به جای این کارها، کمی هورمون مردی و غیرت از خودت ترشح کنی؟! برو از ژن های خوب یاد بگیر که چه جوری باید رفتار کرد. الهی سرطان ژن بگیری! الهی خبر مرگت به مغز برسد!


شعر مرتبط:

 

دل ترشیده من غافل بود


که چه چیزی سبب مشکل بود


مدتی هست که فهمیدم من


همه تقصیر ژن آلل بود!


شعر مرتبط تر!:

 

این که در خانه تو جن باشد


یا به همبرگر تو شن باشد


بهتر از آن که غم و تنهاییت


همه زیر سر یک ژن باشد!

 
 منبع خبر: روزنامه همشهری



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 1 اسفند 1387 :: نویسنده : Hossein sj

معنای شیطانی لغات

در ادامه  معرفی " دایره المعارف شیطان" به نظر می آمد هنوز برای بیان معانی شیطانی لغات جا داریم ! ازین رو این دستجین را به قبلی اضافه می کنیم:

شیطان به آدم سجده نکرد و تکبر نمود

 

آداب معاشرت: مجموعه قوانین، مراسم و عادت های اجتماعی که برای افراد مبتذل و جلف این امکان را فراهم میسازد که از طرف مقابل برای خود تقاضای صبر و تحمل داشته باشند. توصیه های یک احمق.

آزادی: یکی از ارزشمندترین دست آوردهای خیالپردازی. رویای شیرین.

آسایش: حالت روحی که در اثر مشاهده بیماری و ناراحتی همسایه به وجود می آید.

اتحاد: از نظر سیاسی به معنی ارتباط دو دزد است که دستشان را آنچنان به عمق جیب یکدیگر فرو برده اند که فرصت ندارند شخص سومی را غارت کنند.

ارتش: یک طبقه اجتماعی بی فایده که منافع ملی را به غارت می برند تا جلوی به غارت رفتن آن را توسط بیگانگان بگیرد.

استفاده: پدر تمام فضیلت ها

اشتباه: یکی از خطاهای من، برخلاف خطاهای تو که تمامشان جنایت هستند.

افسردگی: حالت روحی که در اثر خواندن طنزهای مطبوعاتی، دیدن خواننده ها و یا مشاهده موفقیت دیگران به آدم دست می دهد.

اقیانوس: مقدار زیادی آب که حدوداً دو سوم جهانی را می آفریند که در واقع برای انسانی بدون آبشش آفریده شده است.

بازداشت شده: شخصی که همراه خود پولی برای رشوه دادن به پلیس نداشته، لذا سر بزنگاه دستگیر شده است.

بچه سر راهی: بچه ای که از شر والدینش آزاد شده، چون با عقاید و افکارش بعدا جور در نمی آمدند. موجودی که قطعاً در زندگی از پدر و مادرش موفقتر خواهد بود. انسانی که دیگر هیچ مانعی برای پیشرفت سر راهش وجود ندارد.

بحث: روشی کاملا منطقی و مناسب برای تقویت اشتباهات دیگران.

بدبینی: نوعی فلسفه، که انسان را وادار می کند تا آدمهای خوشبین را با آن امیدواری احمقانه و لبخند نفرت انگیزی که دارند، دلسرد کند.

بدوی: مردمی که گمان می کنند، صداقت خیلی مهم و پایدار است.

به هوش آمدن: … اقدامی کاملا رئالیستی برای آزار دادن فردی که در بهترین حالت قرار دارد.

بی اعتقادی: رایج ترین و بزرگ ترین مذهب دنیا

بی تفاوت: شخصی که در تشخیص تفاوت بین چیزها استعداد کمی دارد. زن “ایندولنتینوس” فریاد زد:”چه مرد بدی! تو دیگر در مقابل همه چیز زندگی بی تفاوت شدی!” مرد با لبخندی سست و بی حالت، خمیازه ای کشید و گفت: “بی تفاوت؟ خیلی دلم می خواهد اینطور بشوم، اما اگر راستش را بخواهی حالش را ندارم.”

بیزاری: نوعی مخالفت در مقابل چیزی به دلیل نداشتن شعور کافی برای درک آن. بیزاری انواع مختلفی دارد: غیر عقلانی، غیر منطقی، بچگانه، احمقانه.

بیمارستان: مکانی که بیماران در آنجا دو نوع درمان می شوند؛ یک درمان عادی توسط پزشک و یک درمان غیر انسانی توسط سرپرستار!

بیماری: هدیه طبیعت به پزشکی. دوراندیشی بزرگوارانه ای که برای امرار معاش مرده شورها به عمل آمده است.

پاک دین: مردی متدین که معتقد است تمام مردم باید کاری بکنند یا نکنند که او می خواهد.

پرستیدن: نوعی ستایش همراه با توقع و چشمداشت

پزشک: مرد محترمی که در اثر بیماری دیگران قدرت پیدا می کند و از فرط سلامتی می میرد.

پشت: قسمتی از اندام دوست تو که در مواقع گرفتاری حق داری به آنجا خنجر بزنی

پشتکار: فضیلتی احمقانه که با استفاده از آن یک موجود متوسط به موفقیتی نکبت بار دست می یابد. روش زورمندانه ای برای شکوفا کردن استعدادی که وجود ندارد. به زور موفق شدن.

پشه: موجودی که برای جلوگیری از خواب راحت انسانها آفریده شده…

تحسین: پذیرش مودبانه این واقعیت که دیگری هم سطح ماست.

تصویر: ارائه دادن دوبعدی واقعیتی که سه بعدی آن کسالت آور است.

تعجب آور: چیزی که اشتباهاً فهمیده شود.

تکبر: بزرگواری انسانی که ما از او خوشمان نمی آید.

تنفر: احساسی که هر کسی نسبت به دوستِ دوستش دارد.

ثروت: خدای بزرگترین مذهب جهان.

جامعه: یک واحد اداری که توسط یک گروه مزاحمان سیاسی که به صورت محسوسی قابل شمارش نیستند اداره میشوند. فعالیت در این اجتماع اجباری است، اما معلوم نیست که به نتیجه برسد.

جرأت دادن: تقویت کردن یک احمق برای کاری احمقانه که او را رنج می دهد.

جرم: وضعیت شخصی که می داند چه غلطی کرده، بر عکس آن شخص که موفق شده تمام ردپاها را پاک می کند.

جلاد: شخصی که صادقانه می کوشد تا مانع پیر شدن آدمها شود و احتمال مرگ ناشی از غرق شدن در دریا یا تصادف را کاهش می دهد.

جنون: موهبتی الهی که نیروی خلاق و مسلط آن الهام بخش روح انسان است، به رفتار او جهت می دهد و زندگی او را زیبا می کند.

چرندیات: استدلالهای مخالفان. اندیشه ها و افکاری که انسان شانس آموختن آنها را نداشته است. آنچه قبول نداریم. نظرات دیگران. اکثر حرفهایی که از صبح تا شب می شنویم.

چنگال: نوعی ابزار. بیش از هر چیز برای منتقل کردن حیوانات مرده به دهان استفاده میشود…

حرف مفت: چیزهای بی ارزش مانند فلسفه ها، ادبیات، انواع هنر و تمام شکل های علم که بخش جنوبی قطب شمال را غیر قابل سکونت کرد.

حق رأی: ابزار و سمبل آزادی انسان برای اینکه اجازه دهد او را احمق حساب کنند و کشورش را نابود کنند.

حقیقی: ظاهری

خوابیدن: برای چند ساعت دست از آزار دیگران کشیدن.

خودپرست: آدم بدسلیقه ای که به جای اینکه من را دوست داشته باشد، خودش را دوست دارد.

خودخواه: فردی که به هیچ وجه خودخواهی دیگران را در نظر نمی گیرد.

خوشبختی: احساس خوشایند که از مشاهد? بدبختی آدمهای غریبه شکوفا می شود.

خوش بین: کسی که برای اثبات اینکه سیاه سفید است می جنگد.

خوش بینی: آیین یا عقیده ای که معتقد است همه چیز، حتّی چیزهایی که زیبا نیستند، زیبا هستند؛ همه چیز حتّی چیزهای بد، خوبند. و همه چیزهایی که غلط هستند، درست هستند

خوک: پرنده ای خوش اشتها و خوش صدا. در میان مسلمانان و یهودیان به عنوان غذا چندان مورد توجه نیست، امّا به دلیل ظرافت و صدی زیبایش و به خصوص زیبایی پرها و لطافت صدایش مورد احترام قرار می گیرد. این پرنده به خصوص به عنوان خواننده محبوبیت دارد، می گویند یک قفس پر از این پرنده همزمان دو نفر را به گریه انداخت. نام علمی این پرنده پورکوس راکفلری است. آقای راکفلر خوک را کثیف نکرد، امّا به دلیل شباهت های فراوان میان آن دو موجود، این حیوان جزو اموال قانونی وی به شمار می آید.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


جمعه 25 بهمن 1387 :: نویسنده : Hossein sj

با 19 روش از قلب خود محافظت کنید

پیشنهاد می كنیم كه برای حفظ سلامت قلب خود به نكات زیر توجه كنید، اما این نكته را متذكر می شویم كه با پزشك نیز مشورت كنید:

1 - روزی 30دقیقه ورزش كنید.

2 - هر دو ساعت یك لیوان آب بنوشید.

3 - اگر می توانید روزی 20دقیقه دوچرخه سواری كنید.

4 - طبق نظر پزشك، هر روز ویتامین ب كمپلكس مصرف كنید.

5 - صدای خود را در شب حین خواب ضبط كنید یا از اطرافیانتان بخواهید تا توجه كنند كه آیا در خواب خر و پف می كنید یا نه. اگر جواب مثبت بود با پزشك مشورت كنید چرا كه این امر می تواند در تنفس و فشارخون شما اختلال به وجود آورد و در نهایت سلامت قلبتان را در معرض خطر قرار دهد.

وقت كافی به گردش و هم صحبتی با آنهایی كه دوستشان دارید اختصاص دهید.

6 - حداقل روزی دو فنجان چای نوش جان كنید.

7 - هر هفته مقدار كمی كاكائوی تلخ بخورید.

8 – شب ها حداقل هفت ساعت بخوابید. كم خوابی می تواند یكی از دلایل حمله قلبی باشد.

9 - دست كم هفته ای یك بار ماهی مصرف كنید.

10- از خوردن صبحانه كامل و سرشار از فیبر غافل نشوید.

11- مواد غذایی دارای امگا 3 را در برنامه غذایی بگنجانید.

12- به مصرف لوبیا نیز توجه كنید و آن را به شكل خوراك یا بر روی سالاد میل نمایید.

13- طبق نظر پزشك هر روز یك آسپیرین بچه بخورید.

14- خوب است بدانید خوردن آلبالو برای سلامت قلب خالی از لطف نیست.

15- هر روز پرتقال بخورید. می توانید به جای آن از آب پرتقال هم استفاده كنید منتهی اگر خود پرتقال برایتان فراهم بود، آن را ترجیح دهید.

16- در روزهای تعطیل فقط استراحت كنید. تلفن همراه و رایانه را كنار بگذارید.

17- از استرس پرهیز كنید.

18- به مصرف مولتی ویتامین نیز اهمیت دهید اما پیش از آن نظر پزشك را بخواهید.

19- وقت كافی به گردش و هم صحبتی با آنهایی كه دوستشان دارید اختصاص دهید.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 24 بهمن 1387 :: نویسنده : Hossein sj

رابطه دستخط با بیماری قلبی

دستخط و بیماری قلبی

کارشناسان اعلام کرده اند می توان با استفاده از دستخط افراد، احتمال بروز بیماری های قلبی را در آنها پیش بینی کرد.

به گزارش مهر به نقل از نچرال نیوز، محققان انگلیسی معتقدند تفاوت های آشکاری در دستخط بیماران قلبی با دستخط افراد سالم وجود دارد که می توان از آن برای پیش بینی ابتلا به این بیماری ها استفاده کرد.

یکی از محققان که مدت 12 سال روی این موضوع تحقیق کرده معتقد است که حرکات ناگهانی در دستخط اکثر بیماران قلبی وجود دارد که در افراد سالم وجود ندارد.

وی دستخط  61 بیمار قلبی بیمارستان سویندون را تهیه کرده و سپس با دیگر افرادی که مبتلا به هیچ عارضه قلبی و عروقی نبوده اند مقایسه کرده است.

در این طرح  از بیماران خواسته شده بود حدود 100 کلمه در مورد تعطیلات بنویسند، اما فقط 30 کلمه آخر را مورد ارزیابی قرار دادند، زیرا در اواخر نوشته بیماران احساس آرامش بیشتری می کنند و دستخط طبیعی تری دارند.

حتی در نقطه گذاری نیز افراد سالم مکث کمتری می کنند، اما مبتلایان به بیماری قلبی یا گروهی که در معرض خطر بیماری هستند، به دلیل عدم تنظیم ضربان های قلب و یا بروز درد، در برخی از نقاط مکث و یا حتی استراحت بیشتری می کنند.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 23 بهمن 1387 :: نویسنده : Hossein sj

اعتماد به نفس بالا خوب است؟

اعتماد به نفس

همیشه شنیده می‌شود که روان‌پزشکان و کارشناسان، افراد را به داشتن اعتماد به نفس تشویق می‌کنند، اما مطالعات اخیر نشان داده‌اند ممکن است دست یافتن به این اعتماد به نفس بالا، به هر قیمتی، چندان هم چیز خوبی نباشد.

تحقیقات جدید روان‌پزشکان نشان داده است کسانی که دارای اعتماد به نفس بالا، اما شکننده و آسیب‌پذیر هستند، در مقایسه با کسانی که اعتماد به نفس کمتر، اما شخصیت پایدارتری دارند، در مواجهه با انتقادات، واکنش‌های شدیدتری نشان می‌دهند. نتایج این مطالعات که در مجله «شخصیت» - یک مجله تخصصی روان‌پزشکی- منتشر شده است در واقع ابعاد گسترده‌تری از اعتماد به نفس را توضیح داده است.

دکتر مایکل‌کرنیس، استاد دانشگاه جورجیا در آمریکا می‌گوید: «انواع مختلفی از اعتماد به نفس وجود دارد و در این مطالعه متوجه شدیم کسانی که اعتماد به نفس بالا، اما شکننده و سطحی دارند بهتر است که اصلا اعتماد به نفس نداشته باشند.»

او علت این مساله را این‌طور توضیح می‌دهد: «کسانی که دارای این نوع اعتماد به نفس هستند، یک رفتار جبرانی برای مقابله با انتقادات پیش می‌گیرند که در آن به طور اغراق‌آمیزی علاقه به دفاع از خود و توانایی‌های خود و همچنین بیان ارزش‌های فردی‌شان دارند.»

به گفته این روان‌پزشک، نتایج این مطالعات به هیچ‌وجه داشتن اعتماد به نفس را که لازمه احساس خوشحالی و موفقیت و همچنین پیشرفت در زندگی است، رد نمی‌کند، بلکه فقط جنبه‌های دیگری از این وضعیت شخصیتی را مشخص می‌کند.

تحقیقات جدید روان‌پزشکان نشان داده است کسانی که دارای اعتماد به نفس بالا، اما شکننده و آسیب‌پذیر هستند، در مقایسه با کسانی که اعتماد به نفس کمتر، اما شخصیت پایدارتری دارند، در مواجهه با انتقادات، واکنش‌های شدیدتری نشان می‌دهند.

به‌طور کلی، افراد دارای اعتماد به نفس بالا و شخصیت مطمئن، یک «من حقیقی» از خود را به دیگران نشان می‌دهند.

مردی خوشحال

آنها به طور کلی خوشحال‌ترند و خودشان را با نقطه‌ضعف‌هایشان قبول دارند، اما افراد دارای اعتماد‌به‌نفس بالا با شخصیت شکننده، اغلب روز به روز یا حتی در طول روز روحیه‌شان تغییر می‌کند و اگر تایید مداوم از خودشان یا دیگران دریافت نکنند، احساس می‌کنند ارزش‌های وجودی‌شان کم شده است.

دکتر کرنیس و همکارانش این مطالعه را روی 100 دانشجو و بعد از انجام یک ارزیابی کلی روانی و احساس رضایت از زندگی و همچنین اعتماد به نفس، به این صورت انجام دادند که از آنها خواستند واکنش خود را در چند موقعیت مختلف توضیح دهند. افرادی که شخصیت مطمئن و اعتماد به نفس بالا داشتند، در موقع انتقاد کمتر موضع دفاعی می گرفتند و در مقابل، افراد دارای شخصیت شکننده، کلمات تندتری را به کار می بردند.

علاوه بر نکات فوق روان‌پزشکان متوجه شدند، به‌طور کلی کسانی که در مواجهه با انتقادات یا موقعیت‌های رقابتی کلمات تندتری به کار می‌برند یا واکنش دفاعی کلامی‌شان شدیدتر است، احساس رضایت از زندگی کمتری دارند و یا از نظر وضعیت روانی متزلزل‌ترند.

از نظر روان‌پزشکان، بین دانشجویان شرکت‌کننده در این تحقیق، افرادی که دفاعی‌تر برخورد کرده بودند، بیشتر این سئوال و پرسش‌ها را تهدیدی علیه ارزش‌های شخصیتی خود و اعتماد به نفس‌شان قلمداد کرده بودند و به همین دلیل واکنش های جبرانی آنها، خارج از کنترل و اغراق شده بود.

ترجمه : دکتر سیداحسان بیکایی

تهیه: حسین





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




( کل صفحات : 13 )    ...   3   4   5   6   7   8   9   ...   
 
 
برچسب ها
پیوندها
آخرین مطالب
 
   
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic