تبلیغات
به تو تنها می گویم که تنهایم..... - برا ی اولین با ر دستانم لرزید...
 
درباره وبلاگ






مدیر وبلاگ : Hossein sj
نظرسنجی
دوست داشتی شبکه های اجتماعی نبودند?






آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
به تو تنها می گویم که تنهایم.....
تو ای صفای ضمیرم چرا نمیایی؟ چرا بهانه نگیرم چرا نمیایی؟
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM
سه شنبه 16 شهریور 1389 :: نویسنده : Hossein sj

به نام آنکه اشک را آفرید تا سرزمین عشق آتش نگیرد .

برا ی اولین با ر دستانم لرزید...

برا ی اولین با ر دستانم لرزید، قلم از دستانم افتاد، کاغذ سفید ماند.

اشک بارید، اشک می نویسد، اشک نوشت به نام باران، اشک بر روی کاغذ

به رقص افتاد، فقط نام تو را می نوشت، صفحه پر شد از نامت.

با شنیدن حرفهایت، قلم از دستانم افتاد، قلم  شکست، خم به ابرو آمد، بغض نتواست

خود را در گلو نگاه دارد.

بغض باز شد، صفحه پر از غم شد، چشمان  آسمانی گریست،

 گونه های خشک خیس شدند.

با شنیدن حرفهایت قلبم شکست اما آه نکشید، نمی دانست چه کند، انگار آخرین روزش یود.

خواب آن شب بر چشمانم حرام شد، آرام بودن سخت شد. خنده بر لبانم منع شد.

می خواهم تمام حسم، تمام دلتنگی هایم را در این چند خط جا کنم، اما ناتوانم،

می خواهم بگویم به تنگ آمده ام.

هنوز هم باورم نمی شود، که رسیدن به تو رویا شده است.

من از صفحه ی زندگی تو پاک می شوم.

یک سال و چند ماهی  است به امید تو می خوابم، به امید تو می خندم،

 چه دلتنگ و غریب است حس نا امیدی.

ای کاش به تو می توانستم بگویم، که بیایی اما با خود اندیشیدم برای بیان دلیلی ،

خود را دلیل آمدن نیافتم چون کوچکم پس این ،این ای کاش را نیز خاک کردم.

همه ی غزل ها، خار شدند، همه ی ناله ها پاک شدند، همه امید ها خواب شدند،

هنوز هم باورم نمی شود .

من نمی توانم....

ای کاش مثل همیشه سرنوشت این طور قصه ی مرا نمی نوشت.

ا ی کاش خواب باشد قصه ی جدایی، خواب باشد حرفهایت، ای کاش شوخی باشد.

اما ای کاش ها همه تمام شدند.

به دنیا گفتم تو نمی دانی قصه ی عشق را . اما دنیا به من فهماند قصه

 عشق قصه تنهایی است. قصه ی یکی ماندن و یکی به سراغ آیند ه رفتن.

دنیای سخت و  به من فهماند، که من ناتوانم، که من حق انتخاب ندارم.

او به من گفت تو باید تنها بمانی ، زخم در قلب به جان بخری . او به من گفت که کوچکم.

او به من یاد داد دوست داشتن یعنی گذشت از زندگی او فهماند

که کسی برای کسی دیگر نمی گذرد.

عیبی نیست...

عیبی نیست نگارم، محبوبم، من در خیال با تو بودن زنده می مانم

،تا نفس هست زخم جداییت تازه است.

عیبی نیست به آینده بنگر که دنیا در تسخیر توست.

تو می توانی انتخاب کنی پس انتخاب کن آینده را.

من نیز در سایه خیال با تو بودن  می مانم. و با خاطرات کوچمان لبخند می زنم

از خاطرات پاندا تا خرگوشک.

زند ه ام به یادت، من را از خیال پاکت، پاک کن.  من برا ی تو نیستم  تو بالا من...

از محبت، از عشق، از دنیای بی رحم، از خودم، از دوست خسته ام ،

 نا ی گفتن و نوشتن ندارم، می خواهم نباشم تا که سختی روزگار آسان شود.

نباشم تا در این هیاهوی دنیا، در این تنهایی های تمام نشدنی،

در این ناتوانی ها خورد نشوم، بیشتر از این غرور خاک نکنم، خاکستر نشوم در دام باد نیافتم.

آرزویم برای تو این است که به اوج توانایی هایت برسی.

تا می توانی به آینده بیاندیش، وقت را هدر نده، با من نیز همانند کسی

 که به پایت افتاده از روی انسانیت محبت نکن و نمان .

چون غرورم بیشتر می شکند، بیشتر احساس پوچی می کنم.

اگر دوستم داری موقع رفتن به من نگو، دلم می گیرد به تب وتاب می افتد.

از خدا بیشتر عمر نمی خواهم چون تو امید این قلب بود تو خون در رگ ها...

و تو ای روزگار:

چقدر کوچک بودی که دوست داشتن من در آن جایی نداشت.

زندگی:

چقدر بی معنا و پوچی که حق انتخاب به من ندادی

عمر:

چقدر کوتاهی برای خواستنی هایم، برا ی منتظر ماندن..

چه می شود کبوتر با باز عشق بسازند و به اوج پرواز برسند این چه رسمی است کبوتر با کبوتر باز با باز

. رسیدن به تو کار محاله دیدن چشمات فقط یه خواب و خیاله. رنگ چشمات فراموش نشدنی اند. چه کنم

فاصله ام دور است تو سواری و من پیاده.

دلم گرفته از خودم. خودم  شدم غریب قصه ی خودم.

و چقدر زود فراموشت می شوم. اما بدان تا ابد شب را به یاد تو فردا می کنم.

اشک چشمانم را بدرقه راهت می کنم.

 

 





نوع مطلب : تالار عشق، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 23 شهریور 1396 05:48 ب.ظ
Good post. I will be experiencing a few of these issues as
well..
سه شنبه 14 شهریور 1396 07:48 ب.ظ
I do agree with all the ideas you have offered for your post.
They're really convincing and will certainly work. Nonetheless, the posts are too quick for novices.
May you please prolong them a little from next time?
Thank you for the post.
پنجشنبه 1 تیر 1396 09:41 ب.ظ
We are a group of volunteers and starting a brand new scheme in our community.
Your site offered us with helpful information to work
on. You have done a formidable job and our entire neighborhood can be grateful to you.
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 04:15 ب.ظ
Fine way of explaining, and fastidious piece of writing to obtain facts about my
presentation subject, which i am going to present in institution of higher education.
یکشنبه 24 اردیبهشت 1396 11:46 ب.ظ
Normally I do not learn article on blogs, but I wish to say that this write-up
very pressured me to take a look at and do it! Your writing
style has been surprised me. Thank you, quite great article.
پنجشنبه 1 مهر 1389 05:41 ب.ظ
سلام دوست عزیز.

خیلی قشنگ بود.

بای
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


 
 
برچسب ها
پیوندها
آخرین مطالب