تبلیغات
به تو تنها می گویم که تنهایم..... - وقتی خدا هم قصه ی آمرزش ندارد.............
 
درباره وبلاگ






مدیر وبلاگ : Hossein sj
نظرسنجی
دوست داشتی شبکه های اجتماعی نبودند?






آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
به تو تنها می گویم که تنهایم.....
تو ای صفای ضمیرم چرا نمیایی؟ چرا بهانه نگیرم چرا نمیایی؟
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM
دوشنبه 11 بهمن 1389 :: نویسنده : Hossein sj

وقتی خدا آغوش باز برایم ندارد. تازه می دانم که تنهایی هایم تمامی ندارد.

خدایا  خواهش های مرا که پاسخ نمی دهی ، چرا به این دنیا امیدم دادی.

می گذاشتی درهمان لذت ها می ماندم،  وقتی  قرار است   این گونه تنها بمانم.

خدایا چرا نمی بینی که پاهایم  را به آغوش گرفته ام، سر بین دست می گذارم.

خدایا من تو را کنار خود نیافتم.

غم اشک را از من تکراری می دانید، می دانم. اما دنیای من با این هافاصله ای

ندارد. دل به کدامین خوشی خودش را نگاه دارد.

خدایا آدمیانت دیگر برایم زیبایی ندارند. جاذبیت هایشان را که نزد من از دست داده اند.

با دروغ هایشان به جانم افتاده اند.

وقتی خداهم قصه ی آمرزش ندارد ، این دنیا دیگر ارزش ندارد.

وقتی آدمیان پر از زشتی و دروغ اند، این دنیا ارزش خواهش ندارد.

چرا دنیا بدین گونه است!

به مانند پرنده ای هستم میان قفس.

آخر روزی تمام می شود ، این میله ها باز می شوند.

چهره ی یار را بینم............





نوع مطلب : تالار عشق، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


جمعه 20 اسفند 1389 08:19 ب.ظ
در تنهایی به سکوت مبهم زندگی مینگرم که چیست و چگونست طعم خوش خوشبختی!
چیست زیبایی بال مرغان اساطیری که دم میزند ز ان سهراب!
من که از زندگی خوبی ندیدم تقصیر زندگی نیست ز تقدیر خوشی ندیدن!
این همه بر پیشانیه من است بخت و اقبال بدم در کف دستان من است.....
جمعه 20 اسفند 1389 08:18 ب.ظ
زندگی ادامه دارد حتی بی تو حتی بدون لحظه های شیرین حتی بدون به یاد اوردن خاطرات شیرین عشقی زیبا زندگی ادامه دارد بنگر چگونه روزها از پس شب ها درگذرند حتی اگر تو نباشی حتی اگر دیگر نخندی سخت است اما امکان پذیر است که تو نباشی و ما بمانیم...
بهتر از پیش...
تنهایی را صدا نمیزن حال در سکوت میخندم تا غم ها بیدار نشوند ساکت متروک تر از قبل....
پنجشنبه 14 بهمن 1389 12:03 ب.ظ
سلام چه طوری ؟؟؟؟
چه طوری می تونم عضو وبت شَم ؟؟؟؟
سه شنبه 12 بهمن 1389 10:16 ب.ظ
سلام .خیلی مطالبت جالبن. اولین مطالبی اند كه در طول عمرم آن ها را باعلاقه زیاد خوندم
سه شنبه 12 بهمن 1389 06:30 ب.ظ
وقتی خداهم قصه ی آمرزش ندارد ، این دنیا دیگر ارزش ندارد.

وقتی آدمیان پر از زشتی و دروغ اند، این دنیا ارزش خواهش ندارد.

چرا دنیا بدین گونه است!

به مانند پرنده ای هستم میان قفس.

آخر روزی تمام می شود ، این میله ها باز می شوند.

چهره ی یار را بینم............


kHeYli gHasHang bOd,m3 haMisHe
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


 
 
برچسب ها
پیوندها
آخرین مطالب