تبلیغات
به تو تنها می گویم که تنهایم..... - ❤اگر یک بار دیگر می زیستم...❤
 
درباره وبلاگ






مدیر وبلاگ : Hossein sj
نظرسنجی
دوست داشتی شبکه های اجتماعی نبودند?






آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
به تو تنها می گویم که تنهایم.....
تو ای صفای ضمیرم چرا نمیایی؟ چرا بهانه نگیرم چرا نمیایی؟
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM
یکشنبه 14 فروردین 1390 :: نویسنده : صبا

اگر یک بار دیگر می زیستم...

همه ی دوستانم را برای شام دعوت می کردم بدونِ اینکه نگرانِ لکه های چربیِ ریخته شده روی مبل باشم!

اگر یک بار دیگر می زیستم...

برای مادرم یک شاخه نه،بلکه یک سبد گلِ یاس(از همان ها که خیلی دوست دارد!)بدونِ دلیل هدیه می بردم!

اگر یک بار دیگر می زیستم...

سعی می کردم مهربان تر از قبل باشم تا بعضی نه،همه دوستم داشته باشند!

اگر یک بار دیگر می زیستم...

بیشتر از قبل به فکرِ جیبِ پدر بودم تا آخرِ ماه کم نیاورد!

اگر یک بار دیگر می زیستم...

تمامِ تلاشم را برای خنداندنِ بچه ها به کار می گرفتم تا جایی که،وقتی به کودکی اخم میکنم فقط لبخند تحویلم دهد!

اگر یک بار دیگر می زیستم...

کمتر خواهرِ کوچکم را اذیت می کردم تا وقتی چیزی از او میخواهم بی چون و چرا قبول کند!

اگر یک بار دیگر می زیستم...

اجازه نمیدادم ناراحتی های کوچک به سادگی در دلم لانه کنند و به کینه تبدیل شوند!

اگر یک بار دیگر می زیستم...

"دوستت دارم"ها و "مرا ببخشید"های بیشتری خرجِ رفاقت هایم میکردم،تا به سادگیِ یک سوءِ تفاهمِ کوچک از بین نرود!

اگر یک بار دیگر می زیستم...

شاید بیشتر بندگی می کردم...

شاید زندگی می کردم...!

 

پ.ن ~~~>    24/12/89





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


جمعه 2 اردیبهشت 1390 06:53 ب.ظ
sabayi janam mishnasi
khaili mah bood
دوشنبه 22 فروردین 1390 12:04 ب.ظ
زیبا بود
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


 
 
برچسب ها
پیوندها
آخرین مطالب