درباره وبلاگ






مدیر وبلاگ : Hossein sj
نظرسنجی
دوست داشتی شبکه های اجتماعی نبودند?






آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
به تو تنها می گویم که تنهایم.....
تو ای صفای ضمیرم چرا نمیایی؟ چرا بهانه نگیرم چرا نمیایی؟
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM

برای استفاده بهینه از اینترنت، IE 6 را فراموش کنید

در حالی که ورژن ۶ نرم‌افزار Internet Explorer مدت‌هاست که توسط کاربران اینترنت در سراسر جهان استفاده نمی‌شود، هنوز حدود ۲۰ درصد بازدیدکنندگان وبلاگ با IE 6 وبلاگ را می‌خوانند.
این در حالی است که بسیاری از طراحی‌های جدید و امکانات تازه‌ی سایت‌ها و وبلاگ‌ها با مرورگرهای قدیمی مانند IE 6 قابل استفاده نیست. بنابراین کاربرانی که از مرورگرهای قدیمی مانند IE 6 استفاده می‌کنند، نمی‌توانند از تمامی امکانات یک سایت یا وبلاگ استفاده کنند.
طراحان وب می‌توانند از روش‌هایی مانند دستورات شرطی در CSS برای یکسان‌سازی نمایش در مرورگرها
استفاده کنند؛ اما بسیاری از سایت‌ها امکانات خود را برای مرورگرهای قدیمی نمایش نمی‌دهند؛ یا با پیامی شما را به نسخه‌ی ساده سازگار با مرورگر قدیمی راهنمایی می‌کنند.



راه‌حل ساده است؛ اگر در خانه با اینترنت کار می‌کنید به راحتی مرورگر
فایرفاکس
را دانلود نمایید. اما مشکل بسیاری از کاربران این است که مثلا در سایت دانشگاه یا در کافی‌نت نمی‌توانند برنامه روی کامپیوتر نصب کنند بنابراین باید با همان مرورگر کامپیوتر که معمولا یک مرورگر قدیمی مثل IE 6 است کار کنند. راه‌حل این مشکل نیز ساده است؛ نسخه‌ی portable مرورگرهای جدیدتر را دانلود کنید. برنامه‌های portable نیازی به نصب ندارند؛ می‌توانید آن‌ها را روی یک حافظه‌ی جانبی مثل فلش‌مموری بریزید و در کامپیوتر سایت دانشگاه یا کافی‌نت اجرا کنید.





نوع مطلب : تالار تفکر، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سه شنبه 6 اسفند 1387 :: نویسنده : Hossein sj

مراقب عکس های خود باشید!

با اتفاقاتی که مخصوصا در چندین ماه گذشته پیش آمده همگی خوب می دانید مریض های روانی بسیاری هستند که تشنه فیلم و عکسهای خانوادگی دیگران هستند و حتی اگر هم در مقابل پخش کردن اینگونه فیلمها و عکسها پولی هم گیرشان نیاید ولی همینکه به چند دوست نشان بدهند ظاهرا مریضیشان کمی تسکین پیدا می کنند .

چند نفر از دوستان سوال داشتند که چگونه باید از همچین اتفاقاتی جلوگیری کرد . باید عرض کنم تا آنجا که من بلد هستم و از دوستان صاحب نظر پرسیده ام . چندین راه برای جلوگیری از هک شدن سیستم شما وجود دارد که اگر به قسمت موضوعات مراجعه کنید در قسمت (( هک و بوت )) توضیح داده ام . ولی حتما بدانید اگر آنتی ویروس خوب و برنامه های مختلف دیواره آتش نصب کنید و هر شب وقتی سیستم خود را می خواهید خاموش کنید . tmp سیستم خود را پاک کنید . که در این آدرس قرار دارد .

C:\Documents and Settings\admin\ Local Settings


بعضی از دوستان فکر می کنند . هک شدنشان فقط از طریق ایمیلهای مشکوک یا دانلود فایلهای ویروس دار ممکن است که باید عرض کنم درسته ولی یک راه دیگر هم رفتن به سایتها و وبلاگهای حاوی ویروس می باشد . و در این سایتها و وبلاگها حتما لازم نیست شما چیزی دانلود کنید چون خود به خود فایل ویروس با وارد شدن به سایت یا وبلاگ وارد سیستمتان می شود و در اول کار در این قسمت از سیستم می نشیند . Temporary Internet Files که آدرسش :

C:\Documents and Settings\admin\ Local Settings\Temporary Internet Files

است و شما به هر آدرسی در اینترنت مراجعه کنید . در آدرس بالا خواهید یافت . حال آنکه هر روز با خالی کردن tmp کامپیوترتان . از این راه آلوده شدن را به صفر می رسانید .

راه دیگری که عکسها و فلمهایتان پخش می شود از طریق معدود شرکتهای خدمات کامپیوتری می باشد . وقتی کامپیوترتان خراب می شود . سعی کنید سیستم را به افراد و شرکتهایی که شخصا می شناسیدشان بدهید . که اگر از من می پرسید کمی بیشتر هزینه کنید و فرد مورد اطمینانی را پیدا کنید و از او بخواهید سیستمتان را درب منزلتان درست کند و خود شما هم بالا سر آن فرد حواستان به وی باشد .

بعضی از دوستان فکر می کنند که مثلا فلان فیلم و یا عکسی که در سیستم داشتیم را پاک کرده ایم و با خیال راحت سیستم را به دیگران می سپارند . باید به این دوستان هم عرض کنم . امروزه نرم افزارهای زیادی است که وظیفه بازیافت اطلاعات را انجام می دهند . و اگر کسی کمی وارد باشه براحتی می تواند حتی اطلاعاتی که شما از سیستم پاک کرده اید هم بدست بیاورد .

راه دیگر هم از طریق موبایل است و راه بعدی معدود افرای که شما فیلم و عکسهایتان را برای چاپ و میکس به آنها می سپارید .

پس سعی کنید مراقب باشید.





نوع مطلب : تالار تفکر، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


شنبه 3 اسفند 1387 :: نویسنده : Hossein sj

سفیر رهایی

 (شهادت مالکوم ایکس، رهبر سیاهپوستان مسلمان آمریکا)

 

آغاز

مالکوم ایکس، مبارز سیاهپوستی بود که سال 1925 در ایالت اوهامای آمریکا به دنیا آمد. او هفتمین فرزند خانواده بود.

مالکوم ایکس

پدرش کشیش مذهبی و از جمله افرادی بود که برای حقوق مدنی سیاهپوستان فعالیت می‏کرد. مالکوم چهار سال بیشتر نداشت که با چشمان خود دید فرقه‏ای از سفیدپوستان آمریکا خانه او را آتش زدند و خانواده‏اش را آواره کردند. به شش سالگی که رسید، پدری در خانه ندید. دو سال از ربوده شدن کشیش لیتل، پدرش می‏گذشت که یک روز جسد مثله شده او را کنار ریل راه‏آهن پیدا کردند. مادر مالکوم بیش از این تاب نیاورد و در بیمارستان روانی بستری شد.

مالکوم در کتاب خاطراتش درباره وضعیت زندگی خود بعد از مرگ پدرش، می‏نویسد: «کانون خانوادگی ما از هم گسست. یک قاضی سفیدپوست وکیل خانوادگی ما شد و بردگی در لباس محبت را به یکایک ما آموخت. هر یک از خواهران و برادرانم تحت سرپرستی خانواده‏ای قرار گرفتند و ما کاملاً از هم جدا شدیم». با وجود این، مالکوم اشاره می‏کند که همیشه دنبال فرصت مناسبی بودیم تا دور هم جمع شویم و ارتباط عاطفی خود را با یک‏دیگر حفظ کنیم.

وی، دوران کودکی را در فقر و یتیمی پشت سرگذاشت، او امیدوار بود که بتواند در نظام آموزشی آمریکا رتبه‏ای کسب کند و به شغل مورد علاقه‏اش یعنی وکالت برسد. مالکوم ایکس، شاگرد ممتاز و برجسته‏ای بود که هوش و استعداد تحصیلی‏اش، او را از دیگر شاگردان سفیدپوست مدرسه جدا می‏کرد، ولی این برتری هرگز باعث نشد دید نژادپرستان به او تغییر کند و دست‏کم نام او را با احترام صدا کنند. هر گاه وارد کلاس می‏شد، او را «کاکاسیاه» خطاب می‏کردند و با توهین و تحقیر به استقبالش می‏رفتند. هنگامی که با معلمان صحبت می‏کرد یا از آنها مشورت می‏گرفت، تنها یک پاسخ می‏شنید: «درباره کاکاسیاه بودنت واقع‏بین باش. هدف وکیل شدن واقع‏بینانه نیست. شغلی را انتخاب کن که در حد توانایی توست».

او درس و مدرسه را رها کرد و تصمیم گرفت آزاد باشد. هرگونه قید و بندی را از پای خود گشود و یک دوره بی‏بند و باری را در جامعه آن روز آمریکا تجربه کرد. دوستان بدی برگزید و بدی‏ها را چشید؛ اما سرانجام هنگامی که برای فروختن یک ساعت دزدی به جواهرفروشی رفت، به دام پلیس گرفتار شد و به ده سال حبس محکوم شد.

آشنایی

دوران محکومیت، از مالکوم ایکس انسان دیگری ساخت. مالکوم آموخت که هیچ‏گاه برای آموختن دیر نیست، حتی اگر گرفتار میله‏های زندان باشد. بیست سال از عمر او می‏گذشت که دوباره بازگشت به خویشتن را تجربه کرد. او با برنامه‏ریزی برای اوقات فراغت خود در زندان، به مطالعات پردامنه علمی و مذهبی پرداخت.

او به تدریج با سیاهپوستان مسلمانی آشنا شد که هم‏بندش بودند؛ افرادی از گروه «ملت مسلمان». آنان از اسلام گفتند و مالکوم شنید، از الله گفتند و مالکوم اندیشید. اتحاد، برادری و برابری، سه اصل جدایی‏ناپذیر در دین اسلام بود و تبعیض نژادی در آ ن معنا نداشت. آرام آرام دریچه‏ای به روی مالکوم گشوده شد؛ برتری به پاکی و تقواست، نه به رنگ پوست.

هفت سال از دوران محکومیت مالکوم گذشت و او دوباره به آغوش جامعه نژادپرستی بازگشت که هرگز حاضر به پذیرش او به عنوان یک انسان نبودند. اما این‏بار مالکوم ایکس درنگ نکرد و بلافاصله پس از آزادی، به عضویت گروه «ملت مسلمان» درآمد. او سیر مطالعاتی و تحقیقاتی خویش را ادامه داد و تا جایی پیش رفت که به عنوان سخنگوی این جمعیت برگزیده شد. تبلیغات مذهبی و اعتقادی او در آمریکا، باعث شد تعداد زیادی از سیاهپوستان با اسلام آشنا شوند و در مدت کوتاهی به عضویت گروه «ملت مسلمان» درآیند.

مالکوم ایکس

نصرت الهی

مالکوم ایکس در جامعه آمریکا چنان جایگاهی پیدا کرده بود که هرگز تصوّر آن را نمی‏کرد. همان‏گونه که خود در یادداشت‏هایش می‏نویسد، اللّه‏ به یاری او آمد و او را از اوج تباهی، به قله‏های معرفت و انسانیت رساند. مالکوم، طعم اسلام و مسلمانی را چشید. او خدا را شناخت و به هیچ قیمتی حاضر نشد از دین خود دست بردارد. به همین دلیل، مخالفت‏ها را تحمل کرد؛ شایعه‏ها، تهمت‏ها، ترورها و... را پشت سر گذاشت و فقط به آرمان مقدس خویش اندیشید.

مبارزه

هدف بلندی که مالکوم ایکس را در زندگی به دنبال خود می‏کشید، چیزی نبود جز مبارزه با برده‏داریِ نُوین در آمریکا. او می‏خواست به سیاهپوستان بفهماند کسانی که امروز شما را به دلیل پوست سیاهتان از ساده‏ترین حقوق انسانی محروم می‏کنند، هرگز اجازه نخواهند داد آینده‏ای روشن و آباد به استقبالتان بیاید. مالکوم به سیاهان می‏گفت: «زیستن در آمریکا، شما را آمریکایی نمی‏کند. شما باید یاد بگیرید از میوه‏های آمریکایی‏ها لذت ببرید. اما شما از این میوه‏ها لذت نبرده‏اید. شما تنها از خارها و سختی‏ها لذت برده‏اید برای اینکه شما باید سخت‏تر کار می‏کردید تا به میوه‏ها دست یابید».

مالکوم ایکس هم زمان با گام‏های بلند و سازنده‏ای که در مسیر اسلام برمی‏داشت، تصمیم گرفت به سنت نیک ازدواج، جامه عمل بپوشاند و با حضور زنی شایسته، خود را از تنهایی در لحظه‏های پرفراز و نشیب زندگی برهاند. مالکوم یار وفادار و همسر مهربانی می‏طلبید تا سرد و گرم روزگار را در کنار او بچشد و تلخ و شیرین هم‏زیستی با او را پذیرا باشد.

مالکوم ایکس

بِتی، پرستار سیاهپوستی بود که در یکی از بیمارستان‏های آمریکا مالکوم را شناخت و هنگامی که با افکار و اعتقادات این جوان مبارز آشنا شد، پیشنهاد زندگی مشترک با او را پذیرفت. بتی، همسرش را مظهر اراده در یک زندگی خانوادگی می‏دانست و می‏گفت: «مالکوم برای من هم پدر و هم شوهر، و برای فرزندانش یک همبازی خوب بود».

ریشه در تمام دنی

مالکوم ایکس به چند کشور آسیایی و آفریقایی سفر کرد تا به جهانیان ثابت کند مبارزه با تبعیض نژادی و برده‏داری مدرن، تنها به جامعه آمریکا محدود نیست. او می‏خواست این حرکت در تمام نقاط دنیا ریشه یابد تا افزون بر کسب قدرت و انسجام لازم، سرانجام روزی به بار بنشیند و آزادی واقعی را در کام تمام استثمارزدگان دنیا فرو بنشاند.

حقیقت

سفر به سرزمین وحی و زیارت خانه خدا، برگ افتخار دیگری بود که در دفتر زندگی مالکوم ایکس جای گرفت. آن‏گونه که خودش اشاره کرده، در این سفر روحانی و مقدس با معنای واقعی اتحاد و برابری میان مسلمانان آشنا شد و حقیقت اسلام را فرا گرفت. مالکوم در مناسک حج دید که هیچ فرقی بین سفید و سیاه و رنگین پوست نیست و همه مسلمانان جهان، از هر طبقه و نژادی که باشند با صلح و دوستی کنار یکدیگر جمع می‏شوند و عالی‏ترین مراسم مذهبی و اعتقادیِ خویش را به جای می‏آورند.

مالکوم ایکس، پس از بازگشت از مناسک حج، نام حاج ملک شبّاز را برای خود برگزید. او با روحی پاک و صیقل داده به محل سکونت خود در آمریکا بازگشت و درصدد ایجاد تشکیلاتی گسترده برآمد تا به وسیله آن، مسلمانان جهان را با نژادهای گوناگون به همدلی و ظلم‏ستیزی فراخواند. مالکوم در آستانه راه بود که خانه‏اش را به آتش کشیدند و چون از این واقعه جان سالم به در برد، یک هفته بعد در 39 سالگی هنگام سخنرانی در سالن بالروم مانهاتان، با شلیک چند گلوله به زندگی پرفراز و نشیب او پایان دادند. مالکوم ایکس زمانی چشم از دنیا فروبست که چشم گشودن دختران دوقلویش را در این دنیا ندید. ولی آنها و نسل‏های ماندگار پس از آنها، آمدند تا راه نیمه تمام حاج ملک شبّاز را ادامه دهند. تا روزی که اثری از استثمار و بردگی روی زمین باقی نماند. به امید آن روز.

منبع: پایگاه حوزه





نوع مطلب : ۳۰یاست، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


جمعه 2 اسفند 1387 :: نویسنده : Hossein sj

ژن ترشیدگی کشف شد!

سلام بر دوستان عزیز(اون متنی را که نمی تونستین بخونین و براتون ترجمه کردم(همون مربع ها))

 

مرگ بر تو ای آلل ۳۳۴! نفرین بر تو ای ژن شوم سیاه!


تویی که باعث بدبختی دختران هر مرز و بومی! تویی که مردها را بی خود و بی گناه، گرفتار خود می کنی! تو حتی از کروموزوم چهل و هفتم هم جنایتکارتری! از ژن چاقی هم بدتری! خجالت نمی کشی؟! اسم تو را هم می شود گذاشت ژن؟! آخر چرا باعث می شوی از هر پنج تا مرد، دوتایشان تمایلی به ازدواج نداشته باشند یا حتی اگر ازدواج می کنند، احتمال ناسازگاری و طلاق در آنها بیشتر شود؟! مضمحل می شوی اگر به جای این کارها، کمی هورمون مردی و غیرت از خودت ترشح کنی؟! برو از ژن های خوب یاد بگیر که چه جوری باید رفتار کرد. الهی سرطان ژن بگیری! الهی خبر مرگت به مغز برسد!


شعر مرتبط:

 

دل ترشیده من غافل بود


که چه چیزی سبب مشکل بود


مدتی هست که فهمیدم من


همه تقصیر ژن آلل بود!


شعر مرتبط تر!:

 

این که در خانه تو جن باشد


یا به همبرگر تو شن باشد


بهتر از آن که غم و تنهاییت


همه زیر سر یک ژن باشد!

 
 منبع خبر: روزنامه همشهری



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 1 اسفند 1387 :: نویسنده : Hossein sj

معنای شیطانی لغات

در ادامه  معرفی " دایره المعارف شیطان" به نظر می آمد هنوز برای بیان معانی شیطانی لغات جا داریم ! ازین رو این دستجین را به قبلی اضافه می کنیم:

شیطان به آدم سجده نکرد و تکبر نمود

 

آداب معاشرت: مجموعه قوانین، مراسم و عادت های اجتماعی که برای افراد مبتذل و جلف این امکان را فراهم میسازد که از طرف مقابل برای خود تقاضای صبر و تحمل داشته باشند. توصیه های یک احمق.

آزادی: یکی از ارزشمندترین دست آوردهای خیالپردازی. رویای شیرین.

آسایش: حالت روحی که در اثر مشاهده بیماری و ناراحتی همسایه به وجود می آید.

اتحاد: از نظر سیاسی به معنی ارتباط دو دزد است که دستشان را آنچنان به عمق جیب یکدیگر فرو برده اند که فرصت ندارند شخص سومی را غارت کنند.

ارتش: یک طبقه اجتماعی بی فایده که منافع ملی را به غارت می برند تا جلوی به غارت رفتن آن را توسط بیگانگان بگیرد.

استفاده: پدر تمام فضیلت ها

اشتباه: یکی از خطاهای من، برخلاف خطاهای تو که تمامشان جنایت هستند.

افسردگی: حالت روحی که در اثر خواندن طنزهای مطبوعاتی، دیدن خواننده ها و یا مشاهده موفقیت دیگران به آدم دست می دهد.

اقیانوس: مقدار زیادی آب که حدوداً دو سوم جهانی را می آفریند که در واقع برای انسانی بدون آبشش آفریده شده است.

بازداشت شده: شخصی که همراه خود پولی برای رشوه دادن به پلیس نداشته، لذا سر بزنگاه دستگیر شده است.

بچه سر راهی: بچه ای که از شر والدینش آزاد شده، چون با عقاید و افکارش بعدا جور در نمی آمدند. موجودی که قطعاً در زندگی از پدر و مادرش موفقتر خواهد بود. انسانی که دیگر هیچ مانعی برای پیشرفت سر راهش وجود ندارد.

بحث: روشی کاملا منطقی و مناسب برای تقویت اشتباهات دیگران.

بدبینی: نوعی فلسفه، که انسان را وادار می کند تا آدمهای خوشبین را با آن امیدواری احمقانه و لبخند نفرت انگیزی که دارند، دلسرد کند.

بدوی: مردمی که گمان می کنند، صداقت خیلی مهم و پایدار است.

به هوش آمدن: … اقدامی کاملا رئالیستی برای آزار دادن فردی که در بهترین حالت قرار دارد.

بی اعتقادی: رایج ترین و بزرگ ترین مذهب دنیا

بی تفاوت: شخصی که در تشخیص تفاوت بین چیزها استعداد کمی دارد. زن “ایندولنتینوس” فریاد زد:”چه مرد بدی! تو دیگر در مقابل همه چیز زندگی بی تفاوت شدی!” مرد با لبخندی سست و بی حالت، خمیازه ای کشید و گفت: “بی تفاوت؟ خیلی دلم می خواهد اینطور بشوم، اما اگر راستش را بخواهی حالش را ندارم.”

بیزاری: نوعی مخالفت در مقابل چیزی به دلیل نداشتن شعور کافی برای درک آن. بیزاری انواع مختلفی دارد: غیر عقلانی، غیر منطقی، بچگانه، احمقانه.

بیمارستان: مکانی که بیماران در آنجا دو نوع درمان می شوند؛ یک درمان عادی توسط پزشک و یک درمان غیر انسانی توسط سرپرستار!

بیماری: هدیه طبیعت به پزشکی. دوراندیشی بزرگوارانه ای که برای امرار معاش مرده شورها به عمل آمده است.

پاک دین: مردی متدین که معتقد است تمام مردم باید کاری بکنند یا نکنند که او می خواهد.

پرستیدن: نوعی ستایش همراه با توقع و چشمداشت

پزشک: مرد محترمی که در اثر بیماری دیگران قدرت پیدا می کند و از فرط سلامتی می میرد.

پشت: قسمتی از اندام دوست تو که در مواقع گرفتاری حق داری به آنجا خنجر بزنی

پشتکار: فضیلتی احمقانه که با استفاده از آن یک موجود متوسط به موفقیتی نکبت بار دست می یابد. روش زورمندانه ای برای شکوفا کردن استعدادی که وجود ندارد. به زور موفق شدن.

پشه: موجودی که برای جلوگیری از خواب راحت انسانها آفریده شده…

تحسین: پذیرش مودبانه این واقعیت که دیگری هم سطح ماست.

تصویر: ارائه دادن دوبعدی واقعیتی که سه بعدی آن کسالت آور است.

تعجب آور: چیزی که اشتباهاً فهمیده شود.

تکبر: بزرگواری انسانی که ما از او خوشمان نمی آید.

تنفر: احساسی که هر کسی نسبت به دوستِ دوستش دارد.

ثروت: خدای بزرگترین مذهب جهان.

جامعه: یک واحد اداری که توسط یک گروه مزاحمان سیاسی که به صورت محسوسی قابل شمارش نیستند اداره میشوند. فعالیت در این اجتماع اجباری است، اما معلوم نیست که به نتیجه برسد.

جرأت دادن: تقویت کردن یک احمق برای کاری احمقانه که او را رنج می دهد.

جرم: وضعیت شخصی که می داند چه غلطی کرده، بر عکس آن شخص که موفق شده تمام ردپاها را پاک می کند.

جلاد: شخصی که صادقانه می کوشد تا مانع پیر شدن آدمها شود و احتمال مرگ ناشی از غرق شدن در دریا یا تصادف را کاهش می دهد.

جنون: موهبتی الهی که نیروی خلاق و مسلط آن الهام بخش روح انسان است، به رفتار او جهت می دهد و زندگی او را زیبا می کند.

چرندیات: استدلالهای مخالفان. اندیشه ها و افکاری که انسان شانس آموختن آنها را نداشته است. آنچه قبول نداریم. نظرات دیگران. اکثر حرفهایی که از صبح تا شب می شنویم.

چنگال: نوعی ابزار. بیش از هر چیز برای منتقل کردن حیوانات مرده به دهان استفاده میشود…

حرف مفت: چیزهای بی ارزش مانند فلسفه ها، ادبیات، انواع هنر و تمام شکل های علم که بخش جنوبی قطب شمال را غیر قابل سکونت کرد.

حق رأی: ابزار و سمبل آزادی انسان برای اینکه اجازه دهد او را احمق حساب کنند و کشورش را نابود کنند.

حقیقی: ظاهری

خوابیدن: برای چند ساعت دست از آزار دیگران کشیدن.

خودپرست: آدم بدسلیقه ای که به جای اینکه من را دوست داشته باشد، خودش را دوست دارد.

خودخواه: فردی که به هیچ وجه خودخواهی دیگران را در نظر نمی گیرد.

خوشبختی: احساس خوشایند که از مشاهد? بدبختی آدمهای غریبه شکوفا می شود.

خوش بین: کسی که برای اثبات اینکه سیاه سفید است می جنگد.

خوش بینی: آیین یا عقیده ای که معتقد است همه چیز، حتّی چیزهایی که زیبا نیستند، زیبا هستند؛ همه چیز حتّی چیزهای بد، خوبند. و همه چیزهایی که غلط هستند، درست هستند

خوک: پرنده ای خوش اشتها و خوش صدا. در میان مسلمانان و یهودیان به عنوان غذا چندان مورد توجه نیست، امّا به دلیل ظرافت و صدی زیبایش و به خصوص زیبایی پرها و لطافت صدایش مورد احترام قرار می گیرد. این پرنده به خصوص به عنوان خواننده محبوبیت دارد، می گویند یک قفس پر از این پرنده همزمان دو نفر را به گریه انداخت. نام علمی این پرنده پورکوس راکفلری است. آقای راکفلر خوک را کثیف نکرد، امّا به دلیل شباهت های فراوان میان آن دو موجود، این حیوان جزو اموال قانونی وی به شمار می آید.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




 
 
برچسب ها
پیوندها
آخرین مطالب
 
   
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات