درباره وبلاگ






مدیر وبلاگ : Hossein sj
نظرسنجی
دوست داشتی شبکه های اجتماعی نبودند?






آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
به تو تنها می گویم که تنهایم.....
تو ای صفای ضمیرم چرا نمیایی؟ چرا بهانه نگیرم چرا نمیایی؟
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM

تنها سرمایه ای که داشتم ، قلبم بود. چرا حالا که او را به تو دادم تنهایش می گذاری؟

چرا حالا که تنها امیدش بودی نا امیدش کردی.

چرا حالا که تمام سلول هایش به نامت هستند تنهایش می گذاری.

این روزها که نیستی چقدر دیر برایم می گذرد؟ ثانیه های تنهایی ام به

کندی می گذرد.

قصه هایم قصه ی عشق است ، قصه ی قطره ی باران در بیابان.

نگارم، بهارم، تنها خیالم، خواب هر شب، رویای فردا های من

به اندازه ی تنهایی هایم دوست دارم.

غم دل را صد تکه کرده است ای کاش خدایا قصه این تنهایی به اتمام برسد.

من که در عشقم صبوری پیشه کردم. چرا حالا باید تنهای تنها باشم.

بهارم چرا فصل خزان تمامی ندارد. سیاهی تو کی می روی .

زرنگاه دل تنگی هایم هر روز دعای باران می خواند ، او می داند

که باران می داند دلتنگی هایم. آخر مگر می شود کسی را که

دوست داری فراموشش کنی.

اگر تنهایم، اگر که با غم هایم، اگر که شعر هایم بوی تنهایی

می دهند، اگر روزهایم شب اند و شب هایم بی ستاره،

اگر که خواب هایم تو را تعبیر می شود. پس دیگر چرا

نمیایی.

می دانم که چیزی ندارم، میدانمم که خیلی کوچکم حقیر و دل واپسم

می دانم که تو عرشی و من فرش. همه را می دانم..........

اما ای قصه ی هر شبم،بدان عاشقتر از من برای تو نیست

دلسوز تر از من برای تو نیست. اشک هایم حلالت، تنهایی هایم حلالت

پس تو رو خدا دیگر بیا که تنهایی مجالم نمی دهد. مرا در زمین خاک کرده است.

بیا .........





نوع مطلب : تالار عشق، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


به نام عاشق ترین

نگارم هروز برایت دعا می خوانم . هر روز شمع دلم را به وقت اذان براین روشن می کنم.

نگارم محال است تورا فراموش کنم، قلب من هر ثانیه به یاد تو در تپش است.

نگارم شنیده ام پر از مشکلاتی، هر چه جستمت تا کمکت کنم ، تو رایافت نکردم، اما

 از تو می خواهم مشکلات را مانند گذشته له کنی...

می گویند حالت خوش نیست، می خواهم بگویم عاشقی دیوانه و پر احساس

 تر از من نیست...

خدا می بیند، خدا می داند، که تنهایی هایم را چه می کنم. مانند کودکانی قلم

 رابر داشته و بر روی کاغذی نقاشی می کشم نقاشی که فقط اسم تو را در آن

می توان یافت.

نگارم، به خدا قسم ثانیه ها دیر می گذرد، مانند این که دنیااز حرکت ایستاده است،

نمی دانم شاید شب روز را از یاد برده ام.

نگارم نامت زیباست، بودن با تو فقط یک رویاست.

نامت زیباست، عشق دیرینه ات کجاست؟ ...من می دانم : او تنهاست.

صورتت ماه است، غیر قابل وصف است. چشمانت خورشید است، هوای بی چشمانت

چه قدر سرد وخسته کننده است.

دستانت محبت الهی است، دستانت پر از ظرافت و زیبایی است. این روزها فقط خدا

می داند چقدر سخت است تنهایی.

نگارم بیا که تنهایم، غم مرا در آغوش گرفته است.

 





نوع مطلب : تالار عشق، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


یکشنبه 16 آبان 1389 :: نویسنده : Hossein sj

به نام احساس به نام خالق

مدتی است ، که خواب بر چشمانم حرام است،دلم

 بی تاب، نگارم در خواب است.

نمی دانم برای این که دلت را به درد آورم ، چه واژه ای

چه اصطلاحی را خلق کنم و در این خط ها حک کنم.

شب ها بیدارم نمی خواهم دیگر خواب هم ببینم.

می خواهم بیدار بمانم همه چیز را به یاد آورم،در پی

نکته ای هستم، که خود را محکوم کنم. حق رابه او دهم.

چه شد که تنهایی این طور برایم رقم خورد. چه شد دنیایی

را که به سختی ساخته بودم، به یکباره ویران شد.

آه از تنهایی، آه از رویا، آه از تکرارقصه های دیروز....

ای کاش می شد، نگارم را از دور ببینم.

آیا او نیز همانند من، اشک می ریزد. یااین که در شلوغی اطرافش مرا

فراموش کرده است. آیا شب ها قبل از خواب اندکی خیال

و فکرش را به من اختصاص می دهد. یا در پی ساختن دنیایی

با دیگران است.

آیا.....................

نمی دانم سوال فراوان است، اما چه کسی می خواهد پاسخش را بدهد.

نمی توانم نگارم را بد جلوه دهم ، او برایم همه کس بود، او کسی بود که

که با خواندنش همه را از یاد می بردم.

دفتر قلبم را در اختیارش قرار دادم تا هر چه می خواهد بر رویش حک

کند و او نوشت دوستت دارم.

اما نمی دانم... شاید که درگیر مشکلات است. شاید که تحمل

مشکلات را ندارد شاید هم غمگین عشق است.

هیچ کدام را نمی دانم............





نوع مطلب : تالار عشق، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


شنبه 15 آبان 1389 :: نویسنده : Hossein sj

حسین قسمت اینه که ....

سیاهه آسمون دیگه نیست رنگین کمون که هفت رنگ دنیا رو ببینم.

از خودم به اسم تنهایی می نویسم، قلم شاهده بر اشکامه خدا پس کی بارون می باره.

که قطره ی اشک روی گونه هامه.

خدا ببین که تنهام. ببین دستام چه قدر سرده . اونیکه یه روز دنیام بود.

امروز تو دنیای دیگرونه. چقدر قصه ام داره بد تموم میشه.

حسین قسمت اینه. آاره قسمت دنیا اینه که تو تنها باشی.

بدون مهتاب، در خواب و خیال با او باشی...

چقدر ساده، چقدر مفت از کنارم رفت. یعنی گذشتن این قدر ساد ه است.

سیاهی رو دارم به چشم می بینمِ، سیاهی عشقه...

خدایا تو گناهم را برایم بگو؟ من گناه کارم چون با وفا ماندم، گناه کارم چون قصه ی عشق

رونوشتم....

خدایا عیبی نداره، حسین تنها میمونه ، زمان می گذره، خاطرات قدیمی تر میشه.

اما بدون حقم این نبود که به این سادگی از فکرش پاکشم.

تنها سرمایه ای که داشتم قلبم بود، چراکه حالا او رابه تو داده ام، تنهایم می گذاری
hossein h&s





نوع مطلب : تالار عشق، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 12 آبان 1389 :: نویسنده : Hossein sj

خدایا دلم گرفته است، هیچ چیز نمی تواند آرامم کند.

در ظاهر آرامم، اما در درون ، پر ازبغض، پر ازهیاهو .........

ای کاش می توانستم همه را بروز دهم ، اما اگر بروز دهم

 دیوانه محسوب می شوم.

چقدر دل تنگ و نا امیدی است که بخواهی کسی را، عاشق باشی، 

دوست داشته باشی،تقاضایی نکنی و  باید

آرام آرام از میان دستان نگارت بروی.

عشق، عمر، زندگی ،همه چیزم به کنار چرا بارها گفتی دوستم داری؟

ای کسی که مرا پس می زنی آیا وقتی این ها را می خوانی دل تنگ قصه هایم

می شوی.

چقدر قانع بودم به کم ترین خوشی هایم، به پیغام های ماهی یک بارت.

اما این خوشی های گذری را نیز از من گرفتی......

ای کاش خرگوشی سفیدی در دشت بودم، و سریع شکار گرگ می شدم.

تا که تنهایی هایم به اتمام می رسید. ای کاش شکار عشق نمی شدم تا که

تاوانش را تا آخر عمر دهم...

نمی دانم چقدر بگویم که دلت کمی برایم بسوزد اماعیبی نیست برو

خداحافط غریب آشنا





نوع مطلب : تالار عشق، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 12 آبان 1389 :: نویسنده : Hossein sj

چرا اشک هایم دل کسی را نمی لرزاند............

چرا اشک هایم دل کسی را نمی لرزاند. آسمان را ابری نمی کند.

چرا دیگر اشک هایم ، را کسی پاک نمی کند. چرا او از آه دلم نمی ترسد.

تابه دیروز که نگارم راداشتم او دستمال بر چشمانم می گذاشت.

با حرفهایش آرامم می کرد. قصه ی دوست داشتن را برایم می خواند.

با گریه هایم، اونیز مدتی بغض می کرد وبعداو نیز می گریست.

حالاکه نیست، نمی دانم به یک باره چه شد که سنگ صبور غم هایم، آرامش بخش

تنهایی هایم دیگر اشک مرا نمی بیند.

خدایا امروز باران نیز بارید، وقتی که باران رامی بینم یاد روزهایی می افتادم.

که درزیر باران،به یاد اوقدم می زدم.

من نیز این روزها می گریم، اشک می ریزم، اما کجاست کسی که از اشک های من بترسد.

اشک های من دیگر دل کسی را به تنگ نمی آورد.





نوع مطلب : تالار عشق، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


یکشنبه 9 آبان 1389 :: نویسنده : Hossein sj

به نام تنهایی

قصه هام تموم شد از این به بعد قصه ی من قصه ی جدایی از عشق نیست ،

 قصه ی خستگی عشق از منه.

صادقانه گفتم دوست دارم، چقدر با زیبایی گفت دوستدارم.

روزها گذشت، خواهش دیدن کردم، آنقدر که از انسانیت خود پشیمان شدم.

من نه را چندین بار شنیدم.

اما می دانستم دوست داشتن سخت است ، پپس تلاش را عزم کردم و

فقط با نوشته هایش می خوابیدم.

بدان جا رسیدیم که او از دیار ما رفت،واقعا جدا شد.باز گفتم عشق فاصله می شناسد.

او عقایدش با  متفاوت بود اما  عشق عقیده ایجادمی کند. دوست داشتن

 همه را مغلوب می کند.

در این میان دوست یا آشنا مرا دیوانه می خواندند.

سرزنش می کردند مرا اما باز هم گفتم عیبی نیست او گفته است مرا دوست دارد

 به پایم می ماند، از من  نمی گذرد.

ومانند  قول دادن پدری به بچه اش که پولی در جیب ندارد اما قول خرید می دهد.

تا به این که من از او تقاضای شنیدن صدایش کردم که تنها نباشم اگر غم داشتم

 به او بگویم . می اندیشیدم که حتما این قدر می گویددوستت دارم ، این قدر که می گوید

 دلتنگتم  حتما با ایده من خوشحال میشود.

اما من موضوع را مطرح کردم اما او بسیار روان گفت که نه. مات و مبهوت ماندم و

 دلیل را خواستم.

و این گونه گفت که می ترسم  بدتر شودحالم. از خود پرسیدم این همه مدت می گفت

 دوست دارم ببینمت دستانت را لمس کنم.

از خودپرسیدم مگر نمی گفت دوستت دارم مگر در دوست داشتن راحتی وجود دارد.

و باز هم اصرار و او نه گفتن . و اعصابم ر ا به دست شیطان دادم. واتفاقاتی افتاد.

و من بعد از آن پشیمان ، و پیغام می فرستادم آن قدر که خسته شدم

اما غافل از این که مردی نمی گذارد که به او برسد هر چند او را می یابم.....

و امروز از او خواندم که نمی خواهم که با هم باشیم تا که هر دو آسوده

خاطر به زندگی ادامه دهیم.

و باز از خود پرسیدم که مگر تا به امروز آسوده خاطر ه بوده ایم. من که همه ی زندگیم

 را با فکر به تو به حراج گذاشتم . منتی نیست. من خود انتخاب کردم. من پشیمان نیستم.

و او امروز گفت باز هم دوست دارم و فراموشت نمی کنم. خنده ای بر لبم نشست

که از هزار گریه سخت تر بود.

و نگارم  تبدیل به عجوزه ای در ذهنم شد.

اما من این را نمی خواستم.

پس نگار دیروزم را نگار مرده فرض می کنم و تا آخر عمر به پایش می مانم

 تا که من نیزاز این دنیا بروم و هنوز هم دوستش دارم.

و نگاری دیگر را نمی شناسم.

عشق فقط در حد یک ادعا  در مقابل من بود من با تمام وجود او را می خواستم

 و او مرا در حد سر گرمی که هر روز دلتنگتر می شود.

و بعد از خواندن این مطلب خود را فداکار و مرا عاشق ساده می پندارد.

. عیبی نیست مظلوم نمایی کن اما خدایی در آسمان است که همه چیز را دید .

دوستی که تا دیروزبرایت گریه می کردامروز به دلتنگی ها ، به عشق، به دوست داشتن هایت

می خندد.

بهت پیشنهاد میدم برومطلب حقیقت را دیگر از چسمان هم نخواهیدرا بخون. خوبه.

 





نوع مطلب : تالار عشق، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


شنبه 8 آبان 1389 :: نویسنده : Hossein sj

ای کاش می شد اشک داخل  نوشته ها معلوم می شد، ای کاش غمم تو کلمات حک می شد.

فکر نمی کردم یه روزی  بشه که مقصر کار من باشم، فکرنمیکردم روزی بشه که به خاطر من

 اشک بریزی.

حالت بدشه و بهم حرف هایی که نباید می شنیدم بزنی.

اگه می شد از انسان بودن خودم انصراف میدادم.

گلم ببین ، نگارم بلند شو ببین ، دارمیرم،ببین جاده عشقی که بود تنها دارم میرم ، همسفری

 هم ندارم.

ببین دیگه جای نگرانی نیست پاشو، حسینی دیگه نیس که باعث گریه ها شه، عصبیت کنه.

خم به ابروت بیاره. باورم نمی شه یه روزخودم از بودن خودم تو قلب احساس خفت کنم.

خدا فکرمیکردم عاشقم بهت قول دادم که عشقمو اذیت نکنم تو هم عشقمو بهم برسونی. خدا

 حرفی نیست .

من باختم، حالا هم خودم دارم از قلبش می رم می بینی. و نمی گم خدا چه طوری جبران کنم.

اما خدا میشه تو دل کسایی که دارن اینو می خونن وصف دل و قلبمو نشون بدی بهشون

نشون بدی حس کنن به تنگ اومدم.

خدا چرا هیچی آرومم نمیکنه همش تصویر این که نگارم حالش بد شده باشه تو ذهنمه .

عب نداره من میرم گلم فقط یه چی به تپش های قلب قسم خیلی دوست دارم.

اگه دیونه بازی در آوردم بدون خیلی دل تنگت شده بودم تو هم ..........

آره عشق ندیده بودم نفهمیدم با عشقم چیکار کنم. گلم من میرم اما برای آخرین بار بگو

خوبی؟

خیلی دل تنگتم اما میرم تا که مشکلات تو تموم بشن ،آب چشمات تموم نشه،قلبت نشکنه.

استرس نداشته باشی ،روحیه ات داغون نشه.

مثل ویروسی توقلب بودم ببخشید.

 

 


 





نوع مطلب : تالار عشق، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


می خواهم نباشم تا که سختی روزگار آسان شود ...

چی بگم چی دارم که بگم ، چه کسی رو دارم که بگم، آره من غم دارم.

همیشه اشکام تو چشام جمع کردم رنگین کمون جلو چشمام هر روز می بینم.

آسمان و به اون قشنگیش دیگه دوست ندارم، خدایی اگه می شد خودمو حذف می کردم.

واسه چی واسه کی ، که آخرش چی ، من می دوم.

دلم مثل همیشه شاید گرفته است خدا کنه که این باشه آخرین قصه ام.

این قدراین روزا دعای رفتن دارم می کنم که یه حس بهم می گه نزدیکه.

دنیارو بی معنی میبینم،یکی یه جاواسه پول دروغ می گه،پولدارمیشه، فرداش میمیره.

یکی هیچی نداره اونم پیش همون پول داره میره.

یکی مثل من تو عشقش مونده، یکی خودش انتخاب می کنه.

نمی دونم، یا نه نمی تونم با این دنیا من تا کنم.

من که زورم به هیچی نمی رسه پس می خوام نباشم تا که سختی روزگار آُسان شود.

بعضی روزا می گم غمم چیه؟ نمی دونم دنبال بهونم.

مگه 7 میلیارد آدم زندگی نمی کنن چی شده که من کم آوردم.

ایشاالله که این باشه آخرین قصه ام ، اما خدا کنه یه جوری بشه که بهم بگن تا چند ماه زنده ام.

می دونی خنده کجاست می ترسم اون موقع کم بیارم، بگم می خوام باشم.

اما اون موقع دلسوز پیدا می کنی .. رفیق ها همه دورت جمع اند

تا که خاطره خوبی یاد داشته باشند.

همه هم بعد یه مدت فراموش می کنن که کی بودی ، چی شدی، کجا رفتی.

یه خواهش اگه خوندی اینو، به مولا یه ذره فکر کنی همه جوره این دنیا سوخت داره،

 پس به خاطر این دو روزه دل هیچ کیو نشکونید.

مدیون کسی نباشید. اهل نصیحت نیستم دارم میگم که اگه منم رفتم

اون دنیا بگم منم امر به معروف کردم . پس شماهم  الکی بخونید. همش بازیه.

این پستم بی معنیه نمی دونم اگه خوندید شرمنده ، چشاتون ضعف رفت. آب به چشاتون بزنید.

بد رود دوستان. حسین





نوع مطلب : تالار عشق، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




 
 
برچسب ها
پیوندها
آخرین مطالب
 
   
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات