به تو تنها می گویم که تنهایم..... http://apolo49.mihanblog.com 2020-03-31T19:42:27+01:00 text/html 2015-07-27T14:18:56+01:00 apolo49.mihanblog.com Hossein sj حالــــــــــــــــــــــــــم خرابــــــــــــــــــــــــــ اســــت بــــدون تــــــــــــو.. http://apolo49.mihanblog.com/post/400 <p><font face="Mihan-Koodak" size="3"><strong><em><u>به نام خدایی که گاهی فراموشمان میشود</u></em></strong></font></p><p><font face="Mihan-Koodak" size="3">روزت مبارک لبت خندان عمرت طویل چگونه میگذرد ایام به کام</font></p><p><font face="Mihan-Koodak" size="3">دوربینت را بردار ، رو در روی ائینه ، خندهایت را ثبت کن در لحظه</font></p><p><font face="Mihan-Koodak" size="3">مشکل به دور من نیستم، خیالت آرام </font></p><p><font face="Mihan-Koodak" size="3">خیالت آرام آنکه هر روز فدایت می شد فدایت شد، عمرش را برایت داد تنهایی را گرفت.</font></p><p><font face="Mihan-Koodak" size="3">خیالت آرام آنکه لبانت را پر میکرد از خنده ، این روزها لبانش را میگیرد به دندان</font></p><p><font face="Mihan-Koodak" size="3"><u>روزت مبارک لبت خندان عمرت طویل چگونه میگذرد ایام به کام</u></font></p><p><font face="Mihan-Koodak" size="3">دست به دعا برده ای وای چه خدایی، چه رازی چه نیازی چه احساس پاکی</font></p><p><font face="Mihan-Koodak" size="3">تو طلب می کنی زندگی خوش و پر از شادی</font></p><p><font face="Mihan-Koodak" size="3">من غرقم در غم تو، دروغ های احساسی</font></p><p><font face="Mihan-Koodak" size="3">تو در پی فرار از من ، من هر روز پر از تو</font></p><p><font face="Mihan-Koodak" size="3">من استرس و عرق پیشانی ، تو فراموشی و کلاهی بر سر</font></p><p><font face="Mihan-Koodak" size="3"><u>روزت مبارک لبت خندان عمرت طویل چگونه میگذرد ایام به کام</u></font></p><p><font face="Mihan-Koodak" size="3">نفرین به تو ، نفرین به آن عکس ها.... نفرین به آن شکل و شمایل </font></p><p><font face="Mihan-Koodak" size="3">نفرین به عکس هایی که در قاب نامحرمان جای گرفت</font></p><p><font face="Mihan-Koodak" size="3">نفرین به جذب دیگران ، نفرین به قلبم که گرفت از هرزه گی هایت</font></p><p><font face="Mihan-Koodak" size="3">نفرین به روزهایی که با تو به سر شد اما فراموش نشد</font></p><p><font face="Mihan-Koodak" size="3">نفرین به حرف های قشنگ که در آمد از آب به دروغ</font></p><p><font face="Mihan-Koodak" size="3">نفرین به دستهایت که پر بود از آرامش.. </font></p><p><font face="Mihan-Koodak" size="3">اما آخر رهایم کرد باحیله مرا زد از ریشه</font></p><p><font face="Mihan-Koodak" size="3">نفرین به چشمان بزرگ به اشکهایت به لرزش دستانت..</font></p><p><font face="Mihan-Koodak" size="3"><u>روزت مبارک لبت خندان عمرت طویل چگونه میگذرد ایام به کام</u></font></p><p><font face="Mihan-Koodak" size="3">بعد از من چگونه ای ... با دیگران هم این گونه ای ..</font></p><p><font face="Mihan-Koodak" size="3">بعد از من چه کسی را در آغوش میکشی، ناله می کنی ، حرف های عاشقانه میزنی...</font></p><p><font face="Mihan-Koodak" size="3">بعد از من چه کسی را می بویی، دنیایت را در میان لبانش می جویی</font></p><p><font face="Mihan-Koodak" size="3">بعد از من چه بازویی را بالشت سر می کنی، تمام زندگیت را برای لحظه ای می دهی..</font></p><p><font face="Mihan-Koodak" size="3">بعد از من چشم در چشم چه کسی دست بر قرآن میزنی، شهید را گواه می کنی..</font></p><p><font face="Mihan-Koodak" size="3">میان قبرستان گناه می کنی...</font></p><p><font face="Mihan-Koodak" size="3">بعد از من چه کسی با تو آسانسور احساس و لذت را میان </font></p><p><font face="Mihan-Koodak" size="3">طبقات ترس و شهوت بالا و پائین می کند....</font></p><p><font face="Mihan-Koodak" size="3">بعد از من چه کسی انگشت بر عسل شیرین، مسموم چشیدنت می شود..</font></p><p><font face="Mihan-Koodak" size="3"><u>روزت مبارک لبت خندان عمرت طویل چگونه میگذرد ایام به کام</u></font></p><p><font face="Mihan-Koodak" size="3">عجب روزی است...</font></p><p><font face="Mihan-Koodak" size="3">خوشا بحالت که احساست در میان مشتانت مچاله می شوند..</font></p><p><font face="Mihan-Koodak" size="3">و خاموش می شود علاقه ها احساس ها و نفرت ها را جایگزین می کنی..</font></p><p><font face="Mihan-Koodak" size="3">و عوض می شوی..</font></p><p><font face="Mihan-Koodak" size="3">خدای ناکرده احساس نمی کنی زندگی کسی را به هم زدی...</font></p><p><font face="Mihan-Koodak" size="3">خدای ناکرده دلت تنگ نمی شود برایش...</font></p><p><font face="Mihan-Koodak" size="3">خدای ناکرده قسم ها ، قول ، قرار هایت را به یاد نمی آوری...</font></p><p><font face="Mihan-Koodak" size="3">یادت رفته که می گفتی دنیا و آخرتم فقط تو...</font></p><p><font face="Mihan-Koodak" size="3">زندگی و مشکلاتم فقط تو...</font></p><p><font face="Mihan-Koodak" size="3">همه دنیا عوضی فقط تو..</font></p><p><font face="Mihan-Koodak" size="3"><u>روزت مبارک لبت خندان عمرت طویل چگونه میگذرد ایام به کام</u></font></p><p><font face="Mihan-Koodak" size="3">ننوشتم که غرورت را جریحه دار کنم...</font></p><p><font face="Mihan-Koodak" size="3">ننوشتم که خیانت در احساس را یاددآوری کنم...</font></p><p><font face="Mihan-Koodak" size="3">ننوشتم که بگویم بدون مشکلی .. خوشی بیخیالی</font></p><p><font face="Mihan-Koodak" size="3">ننوشتم که بگویم با مشکلات بد هم کنارت می ماندم...</font></p><p><font face="Mihan-Koodak" size="3">ننوشتم که بگویم یک طرف قصه را می بینم</font></p><p><font face="Mihan-Koodak" size="3"><u>نوشتم که بگویم...</u></font></p><p><font face="Mihan-Koodak" size="3"><u>حالــــــــــــــــــــــــــم خرابــــــــــــــــــــــــــ اســــت بــــدون تــــــــــــو...</u></font></p><p><font face="Mihan-Koodak" size="3"><u>روزت مبارک لبت خندان عمرت طویل چگونه میگذرد ایام به کام</u></font></p><p><br></p><p><font face="Times New Roman" size="3"><br></font></p> text/html 2015-05-14T14:38:30+01:00 apolo49.mihanblog.com Hossein sj ذهن آشفته ی من.... http://apolo49.mihanblog.com/post/398 <div><font face="tahoma, arial, helvetica, sans-serif" size="2">به نام آنکه &nbsp;واجب الوجود است و قائم به شخص دیگری نیست</font></div><div><font face="tahoma, arial, helvetica, sans-serif" size="2"><br></font></div><div><font face="tahoma, arial, helvetica, sans-serif" size="2">امروز یکی از پسرهای کوچک فامیل &nbsp;که برای نذری هر ساله به خانه ی ما آمده بود ، از من اجازه بازی با رایانه را کرد و من بر خلاف عادت همیشگی به او جازه دادم و او مشغول بازی شد.</font></div><div><font face="tahoma, arial, helvetica, sans-serif" size="2">به هنگام رفتن و خداحافظی ، مادرم به شوخی به او گفت امروز چه دعایی کردی و او گفت امروز دعا کردم که اجازه بازی با رایانه را به من بدهید و همه از گفتن دعایش خندیدن و قبول حاجت گفتند. &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp;برای من این سخنان رد و بدل شده تلنگری شد و مرا به فکری فرو برد .</font></div><div><font face="tahoma, arial, helvetica, sans-serif" size="2">پسر بچه با تمام &nbsp;وجودش دعا کرده بود و در حالی که همه به او خندیدند، او خوشحال از اجابت دعایش &nbsp;بود و به من فهماند ، رسیدن به هدف چه بزرگ و چه کوچک اهم از مسائل دیگر است. &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp;اجازه گرفتن او برای بار اول نبود و به قول خودش همه ساله این دعا را داشته اما اولین بار بود که به او اجازه داه شد و اجازه دادن من هم بر اثر یک تغییر مزاج اتفاقی و زود گذر بود، حال شاید دیگر اتفاق &nbsp;هم نیافتد!!! و امروز بدون آنکه انتظار شنیدن پاسخ مثبت را داشته باشد از من اذن خواست حال که او نیز همانند من هر بار که امیدوار تر بوده به جایی نرسیده بود.</font></div><div><font face="tahoma, arial, helvetica, sans-serif" size="2">دعا و آرزوهایی که جنگیدن در آن جایی ندارد و بسته به مزاج شخص دیگری است ارزش تقاضا ندارد. &nbsp; با قبول این که همه ی این دنیا در اختیار خداوند است و آسمان و زمین در دستان اوست ، اما نمی شود از قدرت اختیار انسانها غافل شد، پس دعا در تحقق آرزوهایی که بند به آدمی است و به اجابت یا رد آن بسته است، کاری عبث و بیهوده است.</font></div><div><font face="tahoma, arial, helvetica, sans-serif" size="2">من برای نیاز و تحقق آرزوهایم 1492 روز جنگیدم، هر بار که سری به سجده می رفت یا دستی به سوی آسمان بالا بود من برای تحقق آرزوهایم دعا می کردم. اما در یک روز همه ی این دعا ها و جنگیدن هایی که خود او مرا فراخوانده بود ، برابری کرد با یک حس تنفر از من یا بهتر بگویم یک خستگی از ادامه ی راه. و من 1886 ساعت است که در روز و شب ، با چشمانی باز و بسته کابوس را تجربه می کنم، کابوس هایی که با مرور تمام آن روزها همراه است.</font></div><div><font face="tahoma, arial, helvetica, sans-serif" size="2">آدمهایی که در طول زندگیشان به موفیقت هایی دست یافتند ، دلایلی را در زندگیشان می شود یافت که قابل تامل هستند.</font></div><div><font face="tahoma, arial, helvetica, sans-serif" size="2">در طول تاریخ ، انسانهایی با تفکر غلط یا درست اگر به مقصود رسیدن یکی از دلایل این بود از سراب نبودن مسیرشان مطمئن بودند.</font></div><div><font face="tahoma, arial, helvetica, sans-serif" size="2">آنها همانند آدمهای عامه جامعه نبودند که در راه رسیدن به مقصد انتظار انداختن فرش قرمز زیر پایشان را داشته باشند، آنها خود رابرای هر اتفاق بدی آماده کرده بودند، گذر زمان اعتقاد، آرمان و &nbsp;آرزوهایشان را دستخوش تغییر نداد ، چرا که آنها به خوبی می دانستند طبیعت رسیدن به هر هدف با ارزشی ، کشیدن رنج و مشقت است و به هنگام رسیدن شیرینی اش را چند برابر می کند.</font></div><div><font face="tahoma, arial, helvetica, sans-serif" size="2">وقتی به دلایل شکست تحقق هدف و رسیدن به کسی که برایش می جنگیدم ، می اندیشم گزاره هایی ذهنم را درگیر خود می کند و تناقض هایی را به وجود می آورد که مسئله را بدون جواب &nbsp; &nbsp; &nbsp;می گذارد.</font></div><div><font face="tahoma, arial, helvetica, sans-serif" size="2">من کسی را دوست نداشتم اما او مرا وادار به به عاشقی کرد نه با اجبار بلکه با حساس. من جوانی تنبل و بی دغدغه بودم ، اما عشق او مرا چالاک و دغدغه مند کرد ، او برای رسیدنمان مرا به جنگیدن با تمام دنیا فراخواند، من با او با تمام دنیا جنگیدم، اما آن لحظه که چشم در چشم دنیا بودم و آسوده از تکیه گاهم شمشیری از سینه ام بیرون زد و من زانو زدم در برابر تمام آنهایی که جنگیدم و شکست خورده بودند.</font></div><div><font face="tahoma, arial, helvetica, sans-serif" size="2">من از جنگیدن خسته نبودم اما او خسته بود. من از گرمای بین مان می گفتم اما او دم &nbsp;از سردی مزاجش می زد. من از راهی که گذرانده بودیم می گفتم و او از آینده ای که هنوز نیامده بود.</font></div><div><font face="tahoma, arial, helvetica, sans-serif" size="2">من تعلق خاطرم را بهانه نرفتنش کردم و او مشکلات مبهم و بی مربوط به من را.</font></div><div><font face="tahoma, arial, helvetica, sans-serif" size="2">طبیعت دنیا مانع تراشی است اما برای گذشت از آن باید عزمی راسخ داشت. نه این که دیگری را قربانی تفکر غلط خویش کنیم. او برای یک طرز تفکرش سالها زندگی مرا از مبارزه پر کرد و برای نوع دیگرش ، زندگی ام را پر از درد تا به آخر عمر کرده است.</font></div><div><font face="tahoma, arial, helvetica, sans-serif" size="2">من نمی خواهم کسی را متهم به خیانت کنم، اما بیاید با او به تمام دادگاهای عادله این دنیا برویم و ببینید چگونه محکوم می شود. و اما من... &nbsp;من می گذرم از تمام حق و حقوق معنوی این عمل.</font></div><div><font face="tahoma, arial, helvetica, sans-serif" size="2">فقط چند سوالم &nbsp;را از او بپرسید ...</font></div><div><b><font face="tahoma, arial, helvetica, sans-serif" size="2">آیا من مسئول تغییر حالات روحی و احساسی و سرد شده یکباره تو هستم؟ اگر نه پس نمی شود انصاف را پشت توجیحات بچه گانه پنهان کرد و اگر جوابت مثبت است چرا بدون دلیل رفتی؟</font></b></div><div><b><font face="tahoma, arial, helvetica, sans-serif" size="2">اگر تو پشیمان هستی و همانند دیگران هستی ؟ چرا و به چه دلیل مرا فریب دادی ؟ و چرا این قدر مرا بی ارزش دیدی؟</font></b></div><div><b><font face="tahoma, arial, helvetica, sans-serif" size="2">گمان می کنی &nbsp;در برابر ناله ها و فریاد ها سکوت را اختیار کنی نقشی خوب و فداکار را به تو میدهند یا خبر از دور بودنت از تمام احساسات میدهد؟ آیا آن زمان که دم از عاشقی میزدی و همچون ماری بر تنه ی من می پیچیدی و ناله های عاشقانه فریاد میزدی و مرا اسیر میکردی ، سکوت بهتر نبود؟ آیا آن زمان که چنگ بر روح و احساسم میزدی بی تفاوت بودن بهتر نبود؟</font></b></div><div><b><font face="tahoma, arial, helvetica, sans-serif" size="2">آیا گمان نمی کنی هر تصمیمی غلطی که در آینده در زندگی من گرفته شود مربوط به تصمیم قبلی من برای با تو بودن است؟ و یا پافشاریت بر این جدایی ، نشان از استواری در تصمیم است یا پست بودن افکارت؟</font></b></div><div><b><font face="tahoma, arial, helvetica, sans-serif" size="2">گمان نمی کنی بهانه هایی را که برای من آوردی به من مربوط نمی شد؟ و اگر می شد مگر غیر از این بود که هیچ مشکلی بزرگتر از نبودنمان کنار هم نبود و اگر مربوط نمی شد، &nbsp;انصاف کجای وجدانت را قلقلک میدهد؟</font></b></div><div><b><font face="tahoma, arial, helvetica, sans-serif" size="2">گمان نمی کنی تقاص بی مسئولیت بودن دیگران را من بدهم بی انصافی است؟</font></b></div><div><b><font face="tahoma, arial, helvetica, sans-serif" size="2">آیا تو دلت برای هیچ کدام از آن لحظه های باهم بودنمان تنگ می شود؟</font></b></div><div><b><font face="tahoma, arial, helvetica, sans-serif" size="2">من شاید حقیر، بی عرضه و یا هر صفتی که تو مرا بخوانی باشم اما، من هیچ گاه قبل از تو، تو را درگیر احساسم نکردم.</font></b></div><div><b><font face="tahoma, arial, helvetica, sans-serif" size="2">&nbsp;این عمل تو که کسی را که سال ها در عشقت غرق کردی و مسائل و گرفتاری هایی &nbsp;را که برای رسیدن به تو در &nbsp;زندگیش درست شد رها کنی و &nbsp;فرار کنی و پاسخ هیچ سلامی را ندهی لکه ننگی است بر صفحه عمر تو تا به ابد.</font></b></div><div><b><font face="tahoma, arial, helvetica, sans-serif" size="2">من نمی خواهم از درهایی که تو برویم بسته ای به اجبار وارد شوم، من می خواهم تو تمام درها را باز کنی و مرا به آغوشت بخواهی، و شمشیر در سینه ام را بیرون کشی و دستم را بگیری و باز بامن با دنیایی از مشکلات بجنگی. چیزی شیرین تر از این برایم نیست.</font></b></div><div><br></div><div><br></div><div>دل نوشته: Hossein H.S</div> text/html 2015-04-07T13:48:48+01:00 apolo49.mihanblog.com Hossein sj از جوانیم گله دارم.... http://apolo49.mihanblog.com/post/342 <font face="tahoma,arial,helvetica,sans-serif" size="3"> <p><font face="tahoma,arial,helvetica,sans-serif" size="3">به نام امید بخش ادمیان</font></p> <p align="right"><font face="tahoma,arial,helvetica,sans-serif" size="3">&nbsp;<font size="2">&nbsp; داستان نوشتن این متن این هست که&nbsp;این عکس&nbsp; پایین و در گوشی دوستم مشاهده کردم </font></font></p> <p><font face="tahoma,arial,helvetica,sans-serif" size="2">که مطلبی درون عکس بود به عنوان : از جوانیم گله دارم... که منم ادامه رو نوشتم.</font></p> <p><font face="tahoma,arial,helvetica,sans-serif" size="3">....................................................................................................</font></p> <p><font color="#ff0000" face="tahoma,arial,helvetica,sans-serif" size="3">از جوانیم گله دارم...</font></p> <p><font face="tahoma,arial,helvetica,sans-serif" size="3">از جوانیم گله دارم ؛ با لبخندی از درد غم هایم را می پوشانم.</font></p> <p><font face="tahoma,arial,helvetica,sans-serif" size="3">از جوانیم چیزی جز غم ندارم، قصه ی تنهایی را صد بار می خوانم.</font></p> <p><font face="tahoma,arial,helvetica,sans-serif" size="3">در دنیایی که امید رویا می شود، جوانیم از دنیا چه می خواهد.</font></p> <p><font face="tahoma,arial,helvetica,sans-serif" size="3">ابرو به غم خم، چشم به اشک نرم می شود.</font></p> <p><font face="tahoma,arial,helvetica,sans-serif" size="3">درد به آسمان و فلک، امید زنگاه گم می شود.</font></p> <p><font face="tahoma,arial,helvetica,sans-serif" size="3">از جوانیم گله دارم، آرزوهایم را در همان خیال جا می گذارم.</font></p> <p><font face="tahoma,arial,helvetica,sans-serif" size="3">چرا کسی صدایم را نمی شنود، در این خلوتی شب کسی فریادم نمی زند.</font></p> <p><font face="tahoma,arial,helvetica,sans-serif" size="3">در این سردی خیال،فکر زیاد و فعال</font></p> <p>&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; <img src="http://img4up.com/up2/27820074204334611625.jpg"></p> <p><font face="tahoma,arial,helvetica,sans-serif" size="3">از تمام اشک هایم ، از غم و درد هایم؛ از تمام لحظات تنهایی گله دارم.</font></p> <p><font face="tahoma,arial,helvetica,sans-serif" size="3">از جوانیم گله دارم، نقاشی می کنم لبخند را بر لبانم.</font></p> <p><font face="tahoma,arial,helvetica,sans-serif" size="3">خردمندی گفت: دلخوش باش جوان ، نگاه کن به آسمان</font></p> <p><font face="tahoma,arial,helvetica,sans-serif" size="3">امیدت فردا باشد، بزرگ است آسمان.</font></p> <p><font face="tahoma,arial,helvetica,sans-serif" size="3">می دانم آسمان بزرگ است اما ترس من از آن است که</font></p> <p><font face="tahoma,arial,helvetica,sans-serif" size="3">&nbsp;سرنوشت من همان قسمتی باشد که شما از آن یاد می کند.</font></p> <p><font face="tahoma,arial,helvetica,sans-serif" size="3">اما چه کنم که انسانم و وسوسه ی فردا دارم، هرچند شاید که</font></p> <p><font face="tahoma,arial,helvetica,sans-serif" size="3">فردا، فردا نیاید این دل ز روزها پروا ندارد.</font></p> <p><font face="tahoma,arial,helvetica,sans-serif" size="3">بگذار گله را تمام کنم:</font></p> <p><font color="#ff0000" face="tahoma,arial,helvetica,sans-serif" size="3"><strong>من آدمی ،هیچم و به هیچ چیز نخواهم رسید...</strong></font></p></font> text/html 2015-04-07T12:16:24+01:00 apolo49.mihanblog.com Hossein sj حسادتم می شود.. http://apolo49.mihanblog.com/post/363 <p> <span lang="AR-SA" style="line-height: 115%;" dir="RTL"><font face="tahoma, arial, helvetica, sans-serif" size="3">حسادتم می شود ... دستت را تکان نده برای دیگری...</font></span></p><p><span lang="AR-SA" style="line-height: 115%;" dir="RTL"><font face="tahoma, arial, helvetica, sans-serif" size="3"><br> <br> تمام لبخند هایت را برای خودم می خواهم..</font></span></p><p><span lang="AR-SA" style="line-height: 115%;" dir="RTL"><font size="3"><br></font></span></p><div><span lang="AR-SA" style="line-height: 115%;" dir="RTL"><font face="tahoma, arial, helvetica, sans-serif" size="3"><br> روز و شبت را می خواهم ..همه اش را...</font></span></div><div><span lang="AR-SA" style="line-height: 115%;" dir="RTL"><font size="3"><br></font></span></div><div><span lang="AR-SA" style="line-height: 115%;" dir="RTL"><font face="tahoma, arial, helvetica, sans-serif" size="3"><br> حسادتم می شود...</font></span></div><div><span lang="AR-SA" style="line-height: 115%;" dir="RTL"><font size="3"><br></font></span></div><div><span lang="AR-SA" style="line-height: 115%;" dir="RTL"><font face="tahoma, arial, helvetica, sans-serif" size="3"><br> سنجاق کرده ام تمام رویاهایم را به صدایت.</font></span></div><div><span lang="AR-SA" style="line-height: 115%;" dir="RTL"><font size="3"><br></font></span></div><div><span lang="AR-SA" style="line-height: 115%;" dir="RTL"><font face="tahoma, arial, helvetica, sans-serif" size="3">. <br> حسادتم می شود... کسی را صدا نزن... Hossein H.s</font></span> </div> text/html 2015-04-06T17:34:55+01:00 apolo49.mihanblog.com Hossein sj من و گزینه های روی میز... http://apolo49.mihanblog.com/post/397 <div>لوزان..</div><div>محل اخذ تصمیمات مهم نیست!!</div><div>منافع من در جای دیگری رقم می‌خورد</div><div><span style="font-size: 11px;"><br></span></div><div><span style="font-size: 11px;"><br></span></div><div><span style="font-size: 11px;"><br></span></div><div>در قلب تو...</div><div><span style="font-size: 11px;"><br></span></div><div>آنجا كه من</div><div>همه شروط‌ت را پذیرفتم&nbsp;</div><div>و</div><div>حقوقت را به رسمیت شناختم؛</div><div><span style="font-size: 11px;"><br></span></div><div>تا تعلیق كامل هر آنچه نمی‌خواهی پیش رفتم!!</div><div><span style="font-size: 11px;"><br></span></div><div>اعتمادسازی كردم...</div><div><span style="font-size: 11px;"><br></span></div><div>اما</div><div>تو..</div><div><span style="font-size: 11px;"><br></span></div><div><span style="font-size: 11px;"><br></span></div><div>تو به تحریم‌های یك‌طرفه پایان ندادی...</div><div><span style="font-size: 11px;"><br></span></div><div>و</div><div>برای من</div><div>همچنان</div><div>تنها گزینه ی روی میز</div><div>&nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp;Tanhaist...</div> text/html 2015-04-04T19:39:09+01:00 apolo49.mihanblog.com Hossein sj نامه ای از جنس خون... http://apolo49.mihanblog.com/post/396 <p> <br></p><p><font size="4"><strong>برای دانلود دکلمه این دل نوشته بر روی ادرس های&nbsp;زیر کلیک کنید.</strong></font></p><p><font size="1"><b>درصورت اجرا نکردن با مدیا پلیر با کم پلیر یا وی ال سی اجرا کنید.</b></font></p><p><strong><font size="2">لینک 1:(فایل رار)</font></strong></p><p><strong><font size="4"><a href="http://freeupload.ir/xofabgwefug0/______________.rar.html"><font size="1">http://freeupload.ir/xofabgwefug0/______________.rar.html</font></a><br></font></strong></p><p>لینک 2:</p><p><a href="http://freeupload.ir/m53667rzxulg/______________.3gpp.html">http://freeupload.ir/m53667rzxulg/______________.3gpp.html</a><br></p><p>لینک سوم: ( سرور خارجی) بروی گزینه دانلود در داخل کادر سبز کلیک کنید</p><p><a href="http://www.sharebeast.com/lnexnjy4tixn">http://www.sharebeast.com/lnexnjy4tixn</a></p><p>لینک چهارم:( سرور خارجی فایل رار) بروی گزینه دانلود در داخل کادر سبز کلیک کنید</p><p><a href="http://www.sharebeast.com/tphubjllsqep">http://www.sharebeast.com/tphubjllsqep</a><br></p><p>به نام خالق </p><p>نامه ای را از جنس عاشقانه هایم ، از جنس خون&nbsp; برایت می نویسم...نامه ای که دلیلی، جز یاد تو برای خلقش، نیست.</p><p>امروز کمی هوا بارانی ، دلم را به درد آورد.. از هوای دو نفره اش که بگذریم ، پناه بردن دو دلداده زیر درخت</p><p>خاطره های با تو بودن را برایم زنده کرد...</p><p>بعد از چند سال با تو بودن، تمام لحظه ها، زنده کردن خاطره هایی است که با تو داشته ام ، به هر گوشه ، به هر </p><p>هوایی صحنه ای که بر می خورم ، خاطره ای از تو قلبم&nbsp; را به درد می آورد. قلبی که این روز ها صدایی جز</p><p>حسرت را&nbsp;نمی توان از آن شنید...</p><p>هنوز باورش برایم سخت است که تعبیر رویاهایمان حال امروزمان باشد. </p><p>آن روزها که مرا میخواستی ، هزاران دلیل را برایم میشمردی.. اما آن روز که رفتی تقدیر را بهانه کردی ...</p><p>تمام عهدها ، تمام قول هایت را فراموش کردی.... روزی دنیایت بودم و روزی تنهایت.</p><p>بگذار از دیدار اخرمان برایت بگویم، بگذار بگویم که لحظه لحظه اش قلبم را به درد می آورد....</p><p>بگذار بگویم هنوز یادش چشمانم را خیس می کند... آخرین لبخند تلخ مرا به یاد داری...</p><p>نمی دانی بارها و بارها پله ها را در حسرت نگاهت بالا و پائین کردم...&nbsp; سخت بود برایم ..سخت..</p><p>یادت بیاید... من و تو.. یک نیمکت چوبی،... یک درخت بید،.. هوای سرد زمستانی،.</p><p>یک چای...یک حبه قند... یک کفش یک بوته...یک عکس یک بند قرمز...</p><p>دستانی پر شده از دستان تو... یک چشم یک عالم حسرت... نه نه به این جا ختم نمی شود..</p><p>من بودم یک تخت بیمارستان ، انگشتانی دوخته شده و پانسمان، من بودم و آرامشی به نام تو...</p><p>خط خطی کردن بازو به نام تو... من بودم و شوق دیدارت، سوز سرما دور بودن راهم...</p><p>من بودم و چشمانی کنجکاو و کوچک ...پرحرف و تند</p><p>و اما تو..</p><p><img height="641" style="height: 464px;" src="http://s1.img7.ir/IEMoT.jpg"></p><p>تو بودی و چشمانی همیشه خیس، نیش و کنایه، معمای خانواده، درد دوری، صبر و حوصله، </p><p>یاد من و گریه ی بی اختیار، گوش شنوا و حرفهای تلخ من..</p><p>تو بودی و انتخاب من، پشت کردن به مسیر و دویدن سوی من... </p><p>تو بودی و چادر کشیده بر روی زمین، چشمانی بزرگ و همیشه نگران...</p><p>تو بودی و ابرویی کشیده ، اخمو از نگاه کنجکاو من...</p><p>تو بودی و مشکلات بی شمارت و من بودم و خود خواهی هایم...</p><p>یادم نمی رود صندلی چوبی دانشگاه ، نوشتن حروف خاصت بر روی تقویم من..</p><p>ضبط صدای در آمیخته ی من و استاد و تکرار شنیدنش از تو...</p><p>یادم نمی رود نگرانی ات از شیشه ی کلاس و چه مغرورانه ترس را</p><p>&nbsp;فراموش میکردی و کنارم مینشستی..</p><p>یادت می آید کتابخانه، آب و یک کاسه ، جاده ی عشق و گذر از پل، یادت می آید بوستان بزرگ...</p><p>چمن هایش آن باغبان با مرامش ، آن دیوارهای لبه دارش...</p><p>&nbsp;یادت می آید من و تو یک قول یک قرار...</p><p>نه یک جای کار می لنگد ، هیچ گاه مرا&nbsp;به حال خود رها نمی کردی، حال چه شده است ماه ها بی آنکه</p><p>یادم کنی روزها را سپری می کنی...قلبم را می شکند این بی تفاوت بودنت .. </p><p>شاید برایت کلیشه ای شده بودم... شاید دیگر حرارتی را میانمان حس نکردی... شاید وقتی</p><p>عشقم را دیدی ترسیدی، هچون آواری رهایم کردی و گفتی هر چی می خواهد بگذار بشود...</p><p>من دیگر نیستم و شتابان از من دور شدی...که &nbsp;مبادا ناله هایم دلت را بلرزاند و بهای سالها عاشقیم را این</p><p>گونه دادی...</p><p>اما تو از این جنس نبودی... خالص بودی ؛می دانم رازی پشت این تنهایی است...</p><p>&nbsp; باحرفهای دو پهلو رهایم کردی ... نمی دانم مقصر کیست..</p><p>اما بدان هنوز هم خوشبو ترین گل دنیا برایم گل مریم است.. و بی نهایت دوستش دارم..</p><p>گمان مبر از این نامه معجزه می خواهم، اما دلم هنوز تو را می خواهد...</p><p>گمان مبر یادت از ذهنم کهنه می شود، بدان هر روز بیشتر از دیروز...</p><p>می دانم دیگر قصه هایم برایت مهم نیست...</p><p>دنیایی که روزی هزاران نفر را زیر سقفشان دفن می کند ..چه اهمیتی به ناله های عاشقانه ی من میدهد...</p><p>من کوچکم و ذره ای در این دنیای پهناور.. بود و نبودم ذره ای از این اقیانوس را تکان نمی دهد...</p><p>نوشته شده: Hossein H.S</p><p><br></p> text/html 2015-01-26T08:12:40+01:00 apolo49.mihanblog.com Hossein sj زن.. http://apolo49.mihanblog.com/post/395 <div>اگر تربیت " غلط " به تو آموخت&nbsp;</div><div>غیرت داشتن دخالت کردن است و حیا را در صندوق کردن!</div><div>شهید مطهری به من گفت:&nbsp;</div><div>غیرت، عشق مرد به ناموسش است ؛&nbsp;</div><div>و حیا، احترام زن به خودش...!!!</div><div><span style="font-size: 11px;"><br></span></div><div>اگر تربیت " غلط " به تو آموخت&nbsp;</div><div>که مرد میتواند زنش را بزند !</div><div>اسلام من به من آموخت که زن ریحانه است&nbsp;</div><div>و مرد وظیفه دارد تمام اسباب راحتی و آسایشش را فراهم کند...!!!</div><div><span style="font-size: 11px;"><br></span></div><div>اگر تربیت " غلط "به تو گفت که&nbsp;</div><div>زن عقلش نصف مرد است و نمی تواند به تنهایی در دادگاه شهادت دهد...؛</div><div>شهید مطهری در کتاب حقوق زن به من گفت :</div><div>که زن احساسات و عواطفش دوبرابر مرد است و از این رو&nbsp;</div><div>ممکن است در شهادت دادن دچار تزلزل شود...!!!</div><div><span style="font-size: 11px;"><br></span></div><div>اگر تربیت " غلط " به تو گفت&nbsp;</div><div>که دیه زن نصف دیه ی مرد است&nbsp;</div><div>چون ارزشش کمتر از مرد است...؛</div><div>شهید مطهری در کتاب حقوق زن به &nbsp; &nbsp; من آموخت که :</div><div>اگر من کشته شوم برای اینکه مادرت در آسایش تو را بزرگ کند&nbsp;</div><div>دیه ی من بیشتر است....!!!</div><div><span style="font-size: 11px;"><br></span></div><div>ایرادی اگر هست در مسلمانی ماست&nbsp;</div><div>نه دین اسلام و قرآن و احکام الهی...!!! تقدیم به تموم بانوان ایرانی</div> text/html 2014-01-21T16:31:38+01:00 apolo49.mihanblog.com Hossein sj هیچ می دانید آخرین زنگ دنیا کی می خورد؟! http://apolo49.mihanblog.com/post/370 <font color="#000000"><font face="tahoma,arial,helvetica,sans-serif"><font size="2"> <strong><span lang="FA" style='color: rgb(204, 0, 0); line-height: 115%; font-family: "Tahoma","sans-serif"; font-size: 16pt; mso-fareast-font-family: Calibri; mso-fareast-theme-font: minor-latin; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: FA;' dir="rtl">هیچ می دانید آخرین زنگ دنیا کی می</span><span lang="FA" style='color: rgb(204, 0, 0); line-height: 115%; font-family: "Tahoma","sans-serif"; font-size: 5pt; mso-fareast-font-family: Calibri; mso-fareast-theme-font: minor-latin; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: FA;' dir="rtl"> </span><span lang="FA" style='color: rgb(204, 0, 0); line-height: 115%; font-family: "Tahoma","sans-serif"; font-size: 16pt; mso-fareast-font-family: Calibri; mso-fareast-theme-font: minor-latin; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: FA;' dir="rtl">خورد؟</span><span dir="ltr"></span></strong></font></font></font><span style='color: rgb(204, 0, 0); line-height: 115%; font-family: "Tahoma","sans-serif"; font-size: 16pt; mso-fareast-font-family: Calibri; mso-fareast-theme-font: minor-latin; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: FA;'><span dir="ltr"></span><font color="#000000"><font face="tahoma,arial,helvetica,sans-serif"><font size="2"><strong>!</strong><br><br style="mso-special-character: line-break;"></font></font></font><p class="MsoNormal" style="margin: 0cm 0cm 10pt;" dir="rtl"><font color="#000000"><font face="tahoma,arial,helvetica,sans-serif"><font size="2"><span lang="FA" style='color: rgb(0, 0, 100); line-height: 115%; font-family: "Tahoma","sans-serif"; font-size: 13.5pt;'>خدا می داند، ولی</span><span dir="ltr"></span></font></font></font><span style='color: rgb(0, 0, 100); line-height: 115%; font-family: "Tahoma","sans-serif"; font-size: 13.5pt;' dir="ltr"><span dir="ltr"></span><font color="#000000" face="tahoma,arial,helvetica,sans-serif" size="2"> ...<br><br></font></span><span lang="FA" style='color: rgb(0, 0, 100); line-height: 115%; font-family: "Tahoma","sans-serif"; font-size: 13.5pt;'><font color="#000000" face="tahoma,arial,helvetica,sans-serif" size="2">آن روز که آخرین زنگ دنیا می خورد دیگر نه می شود تقلب کرد</font></span><span style='color: rgb(0, 0, 100); line-height: 115%; font-family: "Tahoma","sans-serif"; font-size: 13.5pt;' dir="ltr"><br></span><span lang="FA" style='color: rgb(0, 0, 100); line-height: 115%; font-family: "Tahoma","sans-serif"; font-size: 13.5pt;'><font color="#000000" face="tahoma,arial,helvetica,sans-serif" size="2">و نه می شود سر شخصی را کلاه گذاشت</font></span><span style='color: rgb(0, 0, 100); line-height: 115%; font-family: "Tahoma","sans-serif"; font-size: 13.5pt;' dir="ltr"><br><br></span><font color="#000000"><font face="tahoma,arial,helvetica,sans-serif"><font size="2"><span lang="FA" style='color: rgb(0, 0, 100); line-height: 115%; font-family: "Tahoma","sans-serif"; font-size: 13.5pt;'>آن روز تازه می فهمیم دنیا با همه بزرگی اش از یک جلسه امتحان مدرسه هم کوچکتر بود</span><span dir="ltr"></span></font></font></font><span style='color: rgb(0, 0, 100); line-height: 115%; font-family: "Tahoma","sans-serif"; font-size: 13.5pt;' dir="ltr"><span dir="ltr"></span><font color="#000000" face="tahoma,arial,helvetica,sans-serif" size="2">!<br><br>... </font></span><span lang="FA" style='color: rgb(0, 0, 100); line-height: 115%; font-family: "Tahoma","sans-serif"; font-size: 13.5pt;'><font color="#000000" face="tahoma,arial,helvetica,sans-serif" size="2">و آن روز تازه می فهمیم که زندگی عجب سوال سختی بود</font></span><span style='color: rgb(0, 0, 100); line-height: 115%; font-family: "Tahoma","sans-serif"; font-size: 13.5pt;' dir="ltr"><br><br></span><span lang="FA" style='color: rgb(0, 0, 100); line-height: 115%; font-family: "Tahoma","sans-serif"; font-size: 13.5pt;'><font color="#000000" face="tahoma,arial,helvetica,sans-serif" size="2">سوالی که بیش از یکبار نمی توان به آن پاسخ داد</font></span><span style='color: rgb(0, 0, 100); line-height: 115%; font-family: "Tahoma","sans-serif"; font-size: 13.5pt;' dir="ltr"><br><br></span><span lang="FA" style='color: rgb(0, 0, 100); line-height: 115%; font-family: "Tahoma","sans-serif"; font-size: 13.5pt;'><font color="#000000" face="tahoma,arial,helvetica,sans-serif" size="2">خدا کند آن روز که آخرین زنگ دنیا میخورد، روی تخته سیاه قیامت</font></span><span style='color: rgb(0, 0, 100); line-height: 115%; font-family: "Tahoma","sans-serif"; font-size: 13.5pt;' dir="ltr"><br></span><span lang="FA" style='color: rgb(0, 0, 100); line-height: 115%; font-family: "Tahoma","sans-serif"; font-size: 13.5pt;'><font color="#000000" face="tahoma,arial,helvetica,sans-serif" size="2">اسم ما را در لیست خوب ها بنویسند</font></span><span style='color: rgb(0, 0, 100); line-height: 115%; font-family: "Tahoma","sans-serif"; font-size: 13.5pt;' dir="ltr"><br><br></span><span lang="FA" style='color: rgb(0, 0, 100); line-height: 115%; font-family: "Tahoma","sans-serif"; font-size: 13.5pt;'><font color="#000000" face="tahoma,arial,helvetica,sans-serif" size="2">خدا کند حواسمان بوده باشد و زنگهای تفریح</font></span><span style='color: rgb(0, 0, 100); line-height: 115%; font-family: "Tahoma","sans-serif"; font-size: 13.5pt;' dir="ltr"><br></span><span lang="FA" style='color: rgb(0, 0, 100); line-height: 115%; font-family: "Tahoma","sans-serif"; font-size: 13.5pt;'><font color="#000000" face="tahoma,arial,helvetica,sans-serif" size="2">آنقدر در حیاط نمانده باشیم که حیات را از یاد برده باشیم</font></span><span style='color: rgb(0, 0, 100); line-height: 115%; font-family: "Tahoma","sans-serif"; font-size: 13.5pt;' dir="ltr"><br><br></span><span lang="FA" style='color: rgb(0, 0, 100); line-height: 115%; font-family: "Tahoma","sans-serif"; font-size: 13.5pt;'><font color="#000000" face="tahoma,arial,helvetica,sans-serif" size="2">خدا کند که دفتر زندگیمان را زیبا جلد کرده باشیم</font></span><span style='color: rgb(0, 0, 100); line-height: 115%; font-family: "Tahoma","sans-serif"; font-size: 13.5pt;' dir="ltr"><br><br></span><span lang="FA" style='color: rgb(0, 0, 100); line-height: 115%; font-family: "Tahoma","sans-serif"; font-size: 13.5pt;'><font color="#000000" face="tahoma,arial,helvetica,sans-serif" size="2">و سعی ما بر این بوده باشد که نیکی ها و خوبی ها را در آن نقاشی کنیم</font></span><span style='color: rgb(0, 0, 100); line-height: 115%; font-family: "Tahoma","sans-serif"; font-size: 13.5pt;' dir="ltr"><br><br></span><span lang="FA" style='color: rgb(0, 0, 100); line-height: 115%; font-family: "Tahoma","sans-serif"; font-size: 13.5pt;'><font color="#000000" face="tahoma,arial,helvetica,sans-serif" size="2">و بدانیم که دفتر دنیا چرک نویسی بیش نیست</font></span><span style='color: rgb(0, 0, 100); line-height: 115%; font-family: "Tahoma","sans-serif"; font-size: 13.5pt;' dir="ltr"><br><br></span><span lang="FA" style='color: rgb(0, 0, 100); line-height: 115%; font-family: "Tahoma","sans-serif"; font-size: 13.5pt;'><font color="#000000" face="tahoma,arial,helvetica,sans-serif" size="2">چرا که ترسیم عشق حقیقی در دفتری دیگر است</font></span></p></span> text/html 2014-01-17T16:53:58+01:00 apolo49.mihanblog.com Hossein sj تیغ بر بازو.. http://apolo49.mihanblog.com/post/368 <div><span lang="AR-SA" dir="RTL" style="line-height: 115%;"><font face="tahoma, arial, helvetica, sans-serif" size="3"><br></font></span></div><span lang="AR-SA" dir="RTL" style="line-height: 115%;"><font face="tahoma, arial, helvetica, sans-serif" size="3">تیغ بر بازو.. خنجر بر دست....<br><br> </font></span><div><span lang="AR-SA" dir="RTL" style="line-height: 115%;"><font face="tahoma, arial, helvetica, sans-serif" size="3">غلافش را شکستم...<br><br> </font></span></div><div><span lang="AR-SA" dir="RTL" style="line-height: 115%;"><font face="tahoma, arial, helvetica, sans-serif" size="3">بگذار بتازد به تمام غم هایم..<br><br> </font></span></div><div><span lang="AR-SA" dir="RTL" style="line-height: 115%;"><font face="tahoma, arial, helvetica, sans-serif" size="3">آرامم می کند این حس ....<br><br> </font></span></div><div><span lang="AR-SA" dir="RTL" style="line-height: 115%;"><font face="tahoma, arial, helvetica, sans-serif" size="3">زخم هایش را دوست دارم...Hossein H.s</font></span></div> text/html 2014-01-16T16:53:19+01:00 apolo49.mihanblog.com Hossein sj midonam...... http://apolo49.mihanblog.com/post/367 <span lang="AR-SA" dir="RTL" style="font-size:11.0pt; line-height:115%;font-family:&quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin;mso-fareast-font-family:Calibri;mso-fareast-theme-font: minor-latin;mso-hansi-font-family:Calibri;mso-hansi-theme-font:minor-latin; mso-bidi-theme-font:minor-bidi;mso-ansi-language:EN-US;mso-fareast-language: EN-US;mso-bidi-language:AR-SA">می دونم که خیلی دوسم داری...<br> اما شرمندت شدم وقتی که ازت پرسیدن کیو دوست داری .. <br> خجالت کشیدی منو با انگشت نشون بدی..<br> عب نداره عشقم..خودتو سرزنش نکن<br> من لیاقتشو نداشتم..Hossein H.s</span> text/html 2014-01-15T16:52:25+01:00 apolo49.mihanblog.com Hossein sj دلم تو را می خواهد http://apolo49.mihanblog.com/post/366 <p class="MsoNormal" align="right" style="text-align:right"><span lang="AR-SA" dir="RTL" style="font-family:&quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin;mso-hansi-font-family:Calibri;mso-hansi-theme-font: minor-latin;mso-bidi-font-family:Arial;mso-bidi-theme-font:minor-bidi"><o:p>&nbsp;</o:p></span></p> <span lang="AR-SA" dir="RTL" style="font-size:11.0pt;line-height:115%;font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;mso-ascii-font-family:Calibri;mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-fareast-font-family:Calibri;mso-fareast-theme-font:minor-latin;mso-hansi-font-family: Calibri;mso-hansi-theme-font:minor-latin;mso-bidi-theme-font:minor-bidi; mso-ansi-language:EN-US;mso-fareast-language:EN-US;mso-bidi-language:AR-SA">دلم تو را می خواهد. کنار ساحلی که دریایش تو باشی.....<br> <br> آغوشت را باز کن . سرم را بر روی شانه هایت بگذارم....<br> <br> مرد بودنم را فراموش کن. پشتم را محکم بگیر....<br> <br> دنیا و تمام حرفهایش را فراموش کن..<br> <br> این جا من وتو بودن فقط معنا پیدا می کند...<br> ...<br> چشمانم را می بندم. برایم قصه گو. صدایت را دوست دارم...<br> <br> صدایی همچون اواج آرام دریا...<br> <br> دنیا و دروغ هایش ، زخمی ام کرده اند....<br> <br> نوازشم کن، مرهم تمام دردهایم...<br> <br> شاید دیگران عشق مرا به تو ، سخره گیرند اما...<br> <br> من یک جنگجویم...که برای آرمان هایم می جنگم...Hossein H.s</span> text/html 2014-01-14T16:51:33+01:00 apolo49.mihanblog.com Hossein sj قانع نبودم http://apolo49.mihanblog.com/post/365 <span lang="AR-SA" dir="RTL" style="font-size:11.0pt; line-height:115%;font-family:&quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin;mso-fareast-font-family:Calibri;mso-fareast-theme-font: minor-latin;mso-hansi-font-family:Calibri;mso-hansi-theme-font:minor-latin; mso-bidi-theme-font:minor-bidi;mso-ansi-language:EN-US;mso-fareast-language: EN-US;mso-bidi-language:AR-SA">قانع نبودم.. خیانت کردم به کسی که دنیایش من بودم...<br> به طمع آینده ای بهتر...<br> حال به این باور رسیدم...<br> که خیانت کار همیشه تنها می ماند و هیچ گاه به آرامش نخواهد رسید..Hossein H.s</span> text/html 2014-01-13T16:50:12+01:00 apolo49.mihanblog.com Hossein sj سر به سرم مگذاری http://apolo49.mihanblog.com/post/364 <span lang="AR-SA" dir="RTL" style="line-height: 115%;"><font face="tahoma, arial, helvetica, sans-serif" size="3">سر به سرم مگذارید.. حالش را ندارم...</font></span><div><span lang="AR-SA" dir="RTL" style="line-height: 115%;"><font face="tahoma, arial, helvetica, sans-serif" size="3"><br></font><span style="font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif; font-size: medium; line-height: 115%;">سکوتم را نشکنید... حرف هایتان تکراری ست..</span></span></div><div><span lang="AR-SA" dir="RTL" style="line-height: 115%;"><font face="tahoma, arial, helvetica, sans-serif" size="3"><br></font></span></div><div><span lang="AR-SA" dir="RTL" style="line-height: 115%;"><font face="tahoma, arial, helvetica, sans-serif" size="3"> برای رفتن بهانه نتراشید.. عادت کرده ام ...<br><br> </font></span></div><div><span lang="AR-SA" dir="RTL" style="line-height: 115%;"><font face="tahoma, arial, helvetica, sans-serif" size="3">موجی از عاطفه بودم.. عاطفه هایم را سر بریدید..<br><br> </font></span></div><div><span lang="AR-SA" dir="RTL" style="line-height: 115%;"><font face="tahoma, arial, helvetica, sans-serif" size="3">هر بار قسم می خورم.. نمی شود احساس را کشت<br><br> </font></span></div><div><span lang="AR-SA" dir="RTL" style="line-height: 115%;"><font face="tahoma, arial, helvetica, sans-serif" size="3">جوانی ام را به پایتان ریختم... چه کسی همدم سالخوردگی من می شود.<br><br> </font></span></div><div><span lang="AR-SA" dir="RTL" style="line-height: 115%;"><font face="tahoma, arial, helvetica, sans-serif" size="3">بیزارم... از تمام دروغ های احساسیتان..Hossein H.s</font></span> </div> text/html 2014-01-12T16:55:33+01:00 apolo49.mihanblog.com Hossein sj dast... http://apolo49.mihanblog.com/post/369 <span lang="AR-SA" dir="RTL" style="font-size:11.0pt; line-height:115%;font-family:&quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin;mso-fareast-font-family:Calibri;mso-fareast-theme-font: minor-latin;mso-hansi-font-family:Calibri;mso-hansi-theme-font:minor-latin; mso-bidi-theme-font:minor-bidi;mso-ansi-language:EN-US;mso-fareast-language: EN-US;mso-bidi-language:AR-SA"><br> دست به دست شد احساسم... در میان آدمها<br> سر درگمی هم عجب عالمی دارد ..<br> مرگ است هر ثانیه ...<br> برگرد... هیچ کس تو نمی شود ...<br> لبخندت می ارزد به تمام قهقه ها...<br> هیچ کس تو نمی شود...Hossein H.s</span> text/html 2013-11-18T18:57:20+01:00 apolo49.mihanblog.com Hossein sj آن دخترانی............ http://apolo49.mihanblog.com/post/362 <p><font size="4"><strong> <span class="userContent" data-ft='{"tn":"K"}'>آن دخترانی که آنهارا فاحشه نامیدند ، اولین بار به نام عشق در آغوش گرفته شدند.....hossein H.s</span></strong></font></p><p><font size="4"><strong><span class="userContent" data-ft='{"tn":"K"}'><img width="559" height="735" style="width: 398px; height: 611px;" src="http://www.3jokes.com/gallery/d/35178-1/3Jokes_Emotional+_35_.jpg"></span></strong></font></p> text/html 2013-11-18T18:56:36+01:00 apolo49.mihanblog.com Hossein sj هنوز... http://apolo49.mihanblog.com/post/361 <font size="3"> </font><p><font size="3"> </font><span class="userContent" data-ft='{"tn":"K"}'><font size="3">هنوز بـــــــــــــــــــاور ندارم تعبیر رویاهای دیروزم حال امروزم باشد.......<br><br>آنکه روزی دنیاش بودم امروز فراموش کرده باشد..<br><br>آن لحظه که بی تابش بودم دیگری را آغوش کرده باشد..<br><br>هنوز بـــــــــــــاور ندارم او سکوت کرده باشد.....Hossein H.S</font></span></p><p><span class="userContent" data-ft='{"tn":"K"}'><font size="3"><img src="http://images.persianblog.ir/555862_p1R9XpAd.jpg"></font></span></p><font size="3"> </font> text/html 2013-11-18T18:53:38+01:00 apolo49.mihanblog.com Hossein sj چه می شود کرد دلم گرفته است... http://apolo49.mihanblog.com/post/359 <p><span class="userContent" data-ft='{"tn":"K"}'></span>&nbsp;</p> text/html 2013-11-18T18:50:55+01:00 apolo49.mihanblog.com Hossein sj همه هستند و تو نیستی... http://apolo49.mihanblog.com/post/358 <p> <span class="userContent" data-ft='{"tn":"K"}'><font size="2">همه هستند و تو نیستی...<br><br>بودنشان برا ی خودشان .. زخم زبانشان مرا آتش زد...<br><br>اشکم را پتک کرده اند بر سر غرورم..<br><br>ای کاش قدم های رفتن را آهسته بر می داشتی....<br><br>هنوز گرمای دستانت را حس می کنم.. بوی دلتنگی می دهد... </font></span><span class="userContent" data-ft='{"tn":"K"}'><font size="2">Hossein H.s</font></span></p><p><span class="userContent" data-ft='{"tn":"K"}'><img src="http://www.google.com/url?sa=i&amp;source=images&amp;cd=&amp;docid=9XD-PYOQUrnbZM&amp;tbnid=aitoUy6xy7fmfM:&amp;ved=0CAUQjBwwAA&amp;url=http%3A%2F%2Faxgig.com%2Fimages%2F79448591823449623581.jpg&amp;ei=_mGKUoWcA8a20QXHsIC4Dg&amp;psig=AFQjCNH1lrR0EwZXR4nCP-w0Zc_Uw3cX3A&amp;ust=1384887166123420"></span></p> text/html 2013-10-17T08:58:28+01:00 apolo49.mihanblog.com Hossein sj می دانم.. http://apolo49.mihanblog.com/post/351 <div style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;" class="text_exposed_root text_exposed" id="id_525fa64ba977d0667279595"><font size="3"><span class="userContent" data-ft="{&quot;tn&quot;:&quot;K&quot;}"><span style="font-weight: bold;">می دانم..</span><br><br><br>دلت تنگ است می دانم... شور عشق داری می دانم...<br><br>آسمان آرزوهایت ایری شده اند....آشنایانت غریب شده اند...<br><br>در میان دروغ ها اسیر شده ای.... از دنیا فقط غم را چشیده ای ...<br><br>می دانم....<br></span></font><img src="file:///C:/Users/hossein/AppData/Local/Temp/moz-screenshot-28.png" alt=""><img src="file:///C:/Users/hossein/AppData/Local/Temp/moz-screenshot-30.png" alt=""><br><img style="width: 354px; height: 359px;" src="http://www.bipfa.net/i/attachments/1/1333697603852576_large.jpg" alt="" vspace="0" align="baseline" border="0" hspace="0"><br><br><br><br><font size="3"><span class="userContent" data-ft="{&quot;tn&quot;:&quot;K&quot;}">اما به دنبال دامنی برای سر گذاشتن نباش..<br><span class="text_exposed_hide">...</span><span class="text_exposed_show"><br>این روزها کسی دامنش را برای گریه به کسی قرض نمی دهد...<br><br>بغض را با تمام خفگیش ، در آغوش آرزوهایت بگیر.... <br><br>نویسنده: hossein H.S<br></span></span></font></div> text/html 2013-02-14T13:58:43+01:00 apolo49.mihanblog.com صبا ❤نامه ی دلتنگی...!❤ http://apolo49.mihanblog.com/post/350 <P align=justify><SPAN style="FONT-FAMILY: 'Tahoma','sans-serif'; COLOR: white; FONT-SIZE: 14pt; mso-themecolor: background1" lang=AR-SA><FONT style="BACKGROUND-COLOR: #000000" size=3>برای تو می نویسم...دلتنگی ای که دست از سر ِ دلم بر نمی دارد.دلتنگی ای که فاصله را نمی فهمد!نزدیکی اما دورِ ِ دور ِ دور...! تنها که باشی تمام دنیا دیوار و جاده است.تمام دنیا پر از دیوارهایی ست که پنجره ندارند...پر از کوچه هایی که همه ی آنها برای رهگذران عاشقی چون من به بن بست می رسند...</FONT></SPAN></P> <P align=justify><SPAN style="FONT-FAMILY: 'Tahoma','sans-serif'; COLOR: white; FONT-SIZE: 14pt; mso-themecolor: background1" lang=AR-SA><FONT style="BACKGROUND-COLOR: #000000" size=3></FONT></SPAN>&nbsp;</P> <P align=justify><SPAN style="FONT-FAMILY: 'Tahoma','sans-serif'; COLOR: white; FONT-SIZE: 14pt; mso-themecolor: background1" lang=AR-SA><FONT style="BACKGROUND-COLOR: #000000" size=3>فکر کن پای این دیوارهای سرد و سنگین چه لیلی ها و چه مجنون ها که می میرند!خون بهای این دل های شکسته را چه کسی می دهد؟!</FONT></SPAN></P> <P align=justify><SPAN style="FONT-FAMILY: 'Tahoma','sans-serif'; COLOR: white; FONT-SIZE: 14pt; mso-themecolor: background1" lang=AR-SA><FONT style="BACKGROUND-COLOR: #000000" size=3></FONT></SPAN>&nbsp;</P> <P align=justify><SPAN style="FONT-FAMILY: 'Tahoma','sans-serif'; COLOR: white; FONT-SIZE: 14pt; mso-themecolor: background1" lang=AR-SA><FONT style="BACKGROUND-COLOR: #000000" size=3>حال نشسته ام و برایت می نویسم...می دانی،نامه ها می مانند حتی وقتی برای همیشه پنهان باشند و کسی که باید،آن ها را نخواند!</FONT></SPAN></P> <P align=justify><SPAN style="FONT-FAMILY: 'Tahoma','sans-serif'; COLOR: white; FONT-SIZE: 14pt; mso-themecolor: background1" lang=AR-SA><FONT style="BACKGROUND-COLOR: #000000" size=3></FONT></SPAN>&nbsp;</P> <P align=justify><SPAN style="FONT-FAMILY: 'Tahoma','sans-serif'; COLOR: white; FONT-SIZE: 14pt; mso-themecolor: background1" lang=AR-SA><FONT style="BACKGROUND-COLOR: #000000" size=3>قرار نیست این را هم بخوانی...قرار نیست بیقراری ام را بفهمی...قرار نیست بدانی که چند جای این نامه با اشک خیس شد و چند واژه را پنهان کرد...قرار نیست بفهمی که دوست داشتن چقدر سخت و عشق چه درد بزرگی ست...قرار نیست بدانی چقدر دوستت دارم!و چه اندازه این دوست داشتن پیرم کرد...!</FONT></SPAN></P> <P align=justify><SPAN style="FONT-FAMILY: 'Tahoma','sans-serif'; COLOR: white; FONT-SIZE: 14pt; mso-themecolor: background1" lang=AR-SA><FONT style="BACKGROUND-COLOR: #000000" size=3></FONT></SPAN>&nbsp;</P> <P align=justify><SPAN style="FONT-FAMILY: 'Tahoma','sans-serif'; COLOR: white; FONT-SIZE: 14pt; mso-themecolor: background1" lang=AR-SA><FONT style="BACKGROUND-COLOR: #000000" size=3>اما برایت این را می نویسم،برای روزی که تو هم دلتنگ باشی!دلتنگ کسی که عاشقانه دوستش داری...برای روزی که هزار بار پشت پنجره رفته باشی و هزار قاصدک را بوسیده باشی!برای روزی که به هوای هر صدای پایی تا دم در دویده باشی و با بغضی سنگین دوباره در انتظارش نشسته&nbsp;باشی!برای شب هایی که در تمام فال های حافظ هم خبری از آمدنش نباشد و هزار بار پیراهنش را بوییده باشی...!</FONT></SPAN></P> <P align=justify><SPAN style="FONT-FAMILY: 'Tahoma','sans-serif'; COLOR: white; FONT-SIZE: 14pt; mso-themecolor: background1" lang=AR-SA><FONT style="BACKGROUND-COLOR: #000000" size=3></FONT></SPAN>&nbsp;</P> <P align=justify><SPAN style="FONT-FAMILY: 'Tahoma','sans-serif'; COLOR: white; FONT-SIZE: 14pt; mso-themecolor: background1" lang=AR-SA><FONT style="BACKGROUND-COLOR: #000000" size=3>تو فکر می کنی آن روز چند سال خورشیدی دیگر است؟!</FONT></SPAN></P> <P align=justify><SPAN style="FONT-FAMILY: 'Tahoma','sans-serif'; COLOR: white; FONT-SIZE: 14pt; mso-themecolor: background1" lang=AR-SA><FONT style="BACKGROUND-COLOR: #000000" size=3></FONT></SPAN>&nbsp;</P> <P align=justify><SPAN style="FONT-FAMILY: 'Tahoma','sans-serif'; COLOR: white; FONT-SIZE: 14pt; mso-themecolor: background1" lang=AR-SA><FONT style="BACKGROUND-COLOR: #000000" size=3>هنوز زود است...برای تو که از حال دلم غافلی زود است...نباید بفهمی که این روزها چقدر دلتنگم...نباید بفهمی که قدم هایم هر روز پیر و پیرتر می شوند...!و هر روز سایه ام ،کمرش خم و خم تر!این روزها برای گریستن دیگر باران را بهانه نمی کنم...برای بیقراری ام سراغ پنجره ها نمی روم...وقتی قاصدکی روی شانه ام می نشیند دیگر از تو خبری نمی گیرم،شابد نشانی ام را گم کرده ای...گیسوانم یک در میان سپید و سیاهند مثل روزهایی که یک در میان شاد و ناشاد میگذرند...!خیابان ها را که نگو!بی خبر از آنها می گذرم...نه تکان دستی...نه سلامی...مثل غریبه ای که او را هیچ کس نمی شناسد...!</FONT></SPAN></P> <P align=justify><SPAN style="FONT-FAMILY: 'Tahoma','sans-serif'; COLOR: white; FONT-SIZE: 14pt; mso-themecolor: background1" lang=AR-SA><FONT style="BACKGROUND-COLOR: #000000" size=3></FONT></SPAN>&nbsp;</P> <P align=justify><SPAN style="FONT-FAMILY: 'Tahoma','sans-serif'; COLOR: white; FONT-SIZE: 14pt; mso-themecolor: background1" lang=AR-SA><FONT style="BACKGROUND-COLOR: #000000" size=3>هنوز هم استگاه ها را دوست دارم،نیمکت هایی که بوی تنهایی می دهند!هنوز هم انتظار را دوست دارم،هنوز هم زل می زنم به هر قطاری که می گذرد،به دست هایی که در هوا تکان می خورند و بوسه هایی که میان دود گم می شوند!خوش به حال قطارها،همیشه می رسند.اما من...هنوز نرسیده ام...!تمام زندگی ام فاصله بود...!</FONT></SPAN></P> <P align=justify><SPAN style="FONT-FAMILY: 'Tahoma','sans-serif'; COLOR: white; FONT-SIZE: 14pt; mso-themecolor: background1" lang=AR-SA><FONT style="BACKGROUND-COLOR: #000000" size=3></FONT></SPAN>&nbsp;</P> <P><SPAN style="FONT-FAMILY: 'Tahoma','sans-serif'; COLOR: white; FONT-SIZE: 14pt; mso-themecolor: background1" lang=AR-SA><FONT style="BACKGROUND-COLOR: #000000" size=3></FONT></SPAN>&nbsp;</P> <P align=center><SPAN style="FONT-FAMILY: 'Tahoma','sans-serif'; COLOR: white; FONT-SIZE: 14pt; mso-themecolor: background1" lang=AR-SA></SPAN></P> <P><SPAN style="FONT-FAMILY: 'Tahoma','sans-serif'; COLOR: white; FONT-SIZE: 14pt; mso-themecolor: background1" lang=AR-SA><IMG style="WIDTH: 535px; HEIGHT: 407px" border=0 hspace=0 alt="" align=baseline src="http://axgig.com/images/86322117228937110360.jpg" width=501 height=266></SPAN></P> <P><SPAN style="FONT-FAMILY: 'Tahoma','sans-serif'; COLOR: white; FONT-SIZE: 14pt; mso-themecolor: background1" lang=AR-SA></SPAN>&nbsp;</P> <P><SPAN style="FONT-FAMILY: 'Tahoma','sans-serif'; COLOR: white; FONT-SIZE: 14pt; mso-themecolor: background1" lang=AR-SA></SPAN>&nbsp;</P> <P><SPAN style="FONT-FAMILY: 'Tahoma','sans-serif'; COLOR: white; FONT-SIZE: 14pt; mso-themecolor: background1" lang=AR-SA><FONT style="BACKGROUND-COLOR: #000000"></FONT></SPAN></P><SPAN style="FONT-FAMILY: 'Tahoma','sans-serif'; COLOR: white; FONT-SIZE: 14pt; mso-themecolor: background1" lang=AR-SA> <P style="TEXT-ALIGN: right; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl; BACKGROUND: black" dir=rtl align=right><FONT size=+0><FONT style="BACKGROUND-COLOR: #000000" color=#ffffff size=3>این نامه باشد برای روزی که یکی از این قطارها مرا هم با خودش برده باشد...چمدانی پر از نوشته جا می ماند برای تو،از مسافری که عمری&nbsp;عاشقت بود و هست...!</FONT></FONT></P> <P style="TEXT-ALIGN: right; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl; BACKGROUND: black" dir=rtl align=right><FONT size=3>پ.ن~~~»۱۱/۹۱</FONT><FONT style="BACKGROUND-COLOR: #ffffff"><FONT color=#000000>&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; </FONT></FONT></SPAN></P> text/html 2012-12-27T11:29:53+01:00 apolo49.mihanblog.com Hossein sj در خیال عشق http://apolo49.mihanblog.com/post/348 <p><font size="2" face="tahoma,arial,helvetica,sans-serif">به نام هستی بخش</font></p> <p><font size="2" face="tahoma,arial,helvetica,sans-serif">در خیال عشق</font></p> <p><font size="2" face="tahoma,arial,helvetica,sans-serif">قلم بر دست چشم براه افکارم در بلاتکلیفی پا در هوایم.</font></p> <p><font size="2" face="tahoma,arial,helvetica,sans-serif">برگ برگ احساس های زرد شده، تاب نسیمی را نیز ندارند.</font></p> <p><font size="2" face="tahoma,arial,helvetica,sans-serif">زمستان در راه است، ای کاش تا بهار دیگر به خواب رفت.</font></p> <p><font size="2" face="tahoma,arial,helvetica,sans-serif">نسیمی آمد و برگ ها ریختن ، درخت بی برگ سایه ندارد.</font></p> <p><font size="2" face="tahoma,arial,helvetica,sans-serif">صدایی نمی رسد راه بسیار دور است، چشم فقط کوه بیند بیزارم از جدایی.</font></p> <p><font size="2" face="tahoma,arial,helvetica,sans-serif"><img src="http://guiti.net/blog/wp-content/uploads/2012/08/Hobab.jpg"></font></p> <p><font size="2" face="tahoma,arial,helvetica,sans-serif">همدمم روشنایی ماه، روزها دلتنگ، فال می گیرم خوشم به این خط های امید حافظ.</font></p> <p><font size="2" face="tahoma,arial,helvetica,sans-serif">آتش است این دلتنگی ، گرفته است جان را از تتنم.</font></p> <p><font size="2" face="tahoma,arial,helvetica,sans-serif">آرزو ها بسیارند، همچو حباب از کف در رفته اند، ترس دارم از آن روز</font></p> <p><font size="2" face="tahoma,arial,helvetica,sans-serif">که حباب هوا گیرد، ابر سیاه آسمان را در برگیرد. </font></p> <p><font size="2" face="tahoma,arial,helvetica,sans-serif">در برابر این اقیانوس قطره ای بیش نیسم، اما می دانم عشقی به پهنای آسمان دارم.</font></p> <p><font color="#ff0000" size="2" face="tahoma,arial,helvetica,sans-serif">شعر از: حسینh&amp;s</font></p> text/html 2012-12-26T20:41:15+01:00 apolo49.mihanblog.com Hossein sj عشق و خیال http://apolo49.mihanblog.com/post/347 <FONT size=2 face=tahoma,arial,helvetica,sans-serif> <P><FONT size=2 face=tahoma,arial,helvetica,sans-serif>به نام خالق</FONT></P> <P><FONT size=2 face=tahoma,arial,helvetica,sans-serif>زمانه چقدر از جوان مردی دور شده است که از عزیز ترین ها </FONT></P> <P><FONT size=2 face=tahoma,arial,helvetica,sans-serif>عمیق ترین زخم ها را می خوریم.</FONT></P> <P><FONT size=2 face=tahoma,arial,helvetica,sans-serif>معشوقم دلش برایم تنگ نمی شود، به قطره اشک گوشه ی چشم نمی نگرد </FONT></P> <P><FONT size=2 face=tahoma,arial,helvetica,sans-serif>که از اعماق دلتنگی فریادش می زند.</FONT></P> <P><IMG style="WIDTH: 493px; HEIGHT: 388px" src="http://mypix.ir/wp-content/uploads/2012/03/Www.Mypix_.IR767.jpg" width=492 height=600></P> <P><FONT size=2 face=tahoma,arial,helvetica,sans-serif>در پی عشق شب به راز و نیاز، سجاده ی خیس از اشک و خوش خیال.</FONT></P> <P><FONT size=2 face=tahoma,arial,helvetica,sans-serif>بگذار از غم دان دلم غمی بیرون کشم، با قلم آهی سوی آسمان کشم.</FONT></P> <P><FONT size=2 face=tahoma,arial,helvetica,sans-serif>با آرزوهای بی انتها درگیر احساس شدم، خط های عمر را با این احساس پر کرده ام.</FONT></P> <P><FONT size=2 face=tahoma,arial,helvetica,sans-serif>دستانم پر است از احساس های سرد شده، دل با غم درگیر همدم شده.</FONT></P> <P><FONT size=2 face=tahoma,arial,helvetica,sans-serif>عشق با من آن کرد که شمع با پروانه،قصه ی عشق نیست با هیچ دلی بیگانه.</FONT></P> <P><FONT size=2 face=tahoma,arial,helvetica,sans-serif>قلم نوار فکر را می گیرد و احساس فکر را ایجاد می کند،عسق احساس را بر می انگیزد.</FONT></P> <P><FONT size=2 face=tahoma,arial,helvetica,sans-serif>و آدمی عشق را. </FONT></P> <P><FONT size=2 face=tahoma,arial,helvetica,sans-serif>خسته از آدمیان دروغ گویم و عشق های ساعتی. </FONT></P> <P><FONT size=2 face=tahoma,arial,helvetica,sans-serif>جوانی ام بوی جوانی نمی دهد دیگر میخانه به من می ناب نمی دهد.</FONT></P> <P><FONT color=#ff0000 size=2 face=tahoma,arial,helvetica,sans-serif>شعر از: حسین h&amp;s&nbsp; </FONT></P></FONT> text/html 2012-12-26T08:44:12+01:00 apolo49.mihanblog.com Hossein sj در دنیایی که عشق تجارت است.. http://apolo49.mihanblog.com/post/335 <FONT size=3 face=tahoma,arial,helvetica,sans-serif> <P><FONT size=3 face=tahoma,arial,helvetica,sans-serif>به نام خالق</FONT></P> <P><FONT size=3 face=tahoma,arial,helvetica,sans-serif>مرا با دنیا کاری نیست، دل خسته از تنهایی هایم.</FONT></P> <P><FONT size=3 face=tahoma,arial,helvetica,sans-serif>از حقیقت بیمی ندارم ، خسته از نیش هایم.</FONT></P> <P><FONT size=3 face=tahoma,arial,helvetica,sans-serif>صدای باران می شنوم، خسته از اشک&nbsp;هایم. </FONT></P> <P><FONT size=3 face=tahoma,arial,helvetica,sans-serif>شب زنده دارم، قصه می خوانم.</FONT></P> <P><FONT size=3 face=tahoma,arial,helvetica,sans-serif>هنگامی که قلم بر دست دارم، تمام دنیا خوابند.</FONT></P> <P><FONT size=3 face=tahoma,arial,helvetica,sans-serif>حقیقت را از تک تک کلماتم یافتند.</FONT></P> <P><FONT size=3 face=tahoma,arial,helvetica,sans-serif>از قصه هایم قصه ها بافتند.</FONT></P> <P><FONT size=3 face=tahoma,arial,helvetica,sans-serif>نوشته هایم را خواندند، ازشادی به سرزمین غم شتافتند.</FONT></P> <P>&nbsp;</P> <P><FONT size=3 face=tahoma,arial,helvetica,sans-serif>گفتم غم دل دارم، اشک را به سوی چشم تاختند.</FONT></P> <P><FONT size=3 face=tahoma,arial,helvetica,sans-serif>گفتم که تشنه است، دریای دلم را بیابان ساختند.</FONT></P> <P><FONT size=3 face=tahoma,arial,helvetica,sans-serif>می نویسم تا که مرهمی شوند برای زخم هایم.</FONT></P> <P><FONT size=3 face=tahoma,arial,helvetica,sans-serif>می نویسم تا که زنده یاد شوند تمام خاطراتم.</FONT></P> <P><FONT size=3 face=tahoma,arial,helvetica,sans-serif>شمع و پروانه افسانه است، خانه ی عشق ویرانه است.</FONT></P> <P><FONT size=3 face=tahoma,arial,helvetica,sans-serif><STRONG>از معادلات و اصطلاحات خسته ام، به دنبال چشمان</P></STRONG></FONT> <P><FONT size=3 face=tahoma,arial,helvetica,sans-serif><STRONG>چشم به راه خسته ام.</STRONG></FONT></P> <P><FONT face=tahoma,arial,helvetica,sans-serif><FONT size=3><STRONG>در دنیایی که عشق تجارت است، او تنها در دلم</STRONG></FONT></FONT></P> <P><FONT size=3 face=tahoma,arial,helvetica,sans-serif><STRONG>محکوم به حبس ابد است.</STRONG></FONT></P> <P><FONT size=3 face=tahoma,arial,helvetica,sans-serif>این قصه را حسین می خواند خوب گوش کنید .</FONT></P> <P><FONT size=3 face=tahoma,arial,helvetica,sans-serif>دلم تنگ است برای لحظه های با او،</FONT></P> <P><FONT size=3 face=tahoma,arial,helvetica,sans-serif>انتشار می دهد دل، غم را به هر سو.</FONT></P> <P><FONT size=3 face=tahoma,arial,helvetica,sans-serif>این قصه را حسین می خواند خوب گوش کنید...</FONT></P> <P><FONT size=3>عشق را بدون او افسانه میداند.</FONT></P> <P>نویسنده: hossein h&amp;s</P></FONT> text/html 2012-12-26T08:11:33+01:00 apolo49.mihanblog.com Hossein sj آواز قصه هایم، آغاز غم هاست، هر چند نگاهم به فرداست........... http://apolo49.mihanblog.com/post/301 <DIV id=pid_43588 class=post_body> <DIV class=post_body> <DIV id=pid_43588 class=post_body> <DIV class=post_body> <DIV id=pid_43588 class=post_body> <DIV class=post_body> <DIV id=pid_43588 class=post_body> <DIV class=post_body>به نام خالق............<BR><BR>آواز قصه هایم، آغاز غم هاست...........<BR><BR>می خواهم نویسم قصه ی کودکان تنگ دست و فقیر، آنهایی<BR><BR>که هستند در این دنیا به مانند اسیر.<BR><BR>از کودکانی که چشم انتظار فردایند، برای آمدن روزهای خوب بی تابند.<BR><BR>کودکانی که از شروع مدارس و اعیاد واهمه دارند،آنان که امیدی به آسمان ندارند.<BR><BR>نمی دانم چگونه دلتنگی، از برای شما را فریاد زنم.<BR><BR>فریاد زنم که بی تابم، من مات و مبهوت، بیزارم خدایا .<BR><BR>دوست دارم، شعله ی اتاقم را در سرماخاموش کنم.<BR><BR>تا که به سردی خانه هایتان شود در زمستان خدا.<BR><BR>اما من .....</DIV> <DIV class=post_body>&nbsp;</DIV> <DIV class=post_body><IMG style="PADDING-BOTTOM: 8px; PADDING-RIGHT: 8px; PADDING-TOP: 8px" id=il_fi src="http://www.iatrikathemata.gr/images/paidiergasia1.jpg" width=449 height=361><BR><BR>نمی توانم درک حس مادرهایتان را به وقت نداشتن شامی مجلل کنم.<BR><BR>اما دستان پینه بسته پدرهایتان را دیدم. زیبا بود...<BR><BR>میخواهم بدانم سقف آرزوهایتان را، چگونه تحمل می کنید این همه رنج را؟<BR><BR>ما آدمیان سرخوش، شب ها شاکی از خدا سر بر روی تخت می گذاریم.<BR><BR>و به چیدن آرزوهایمان فکر می کنیم.<BR><BR>غافل از کودکی که امشب چشم را با اشک به خواب هدیه کرد.<BR><BR>دلیل خنده های فراوانتان را نمی دانم، شاید که خنده هایتان درد آور است.<BR><BR>شنیدم آرزوی کودکی ، که ای کاش کسی مهمان شام ما شود، شاید <BR><BR>که سفره ی خالیمان زیبا شود.<BR><BR>کودک غافل از گوش پدر، شب را بخوابید.<BR><BR>اما آن شب پدر با همان دستان ، رو به آسمان تا به صبح نالید.<BR><BR>سرد وسرد می گذرد زندگی، نمی دانم کی تمام میشود خستگی.<BR><BR>می دانم که بهار فصلتان ، شب های بارانیست، اما باور کنید دنیای ما زیبا نیست.<BR><BR>آواز قصه هایم، آغاز غم هاست، هر چند نگاهم به فرداست........... </DIV> <HR align=right SIZE=1 width="25%"> </DIV></DIV></DIV> <P>نویسنده: hossein h&amp;s</P></DIV></DIV></DIV></DIV> text/html 2012-08-25T13:19:50+01:00 apolo49.mihanblog.com صبا ❤تولد ...❤ http://apolo49.mihanblog.com/post/346 <P><FONT size=3 face=tahoma,arial,helvetica,sans-serif>چشمانت را باز کردی و&nbsp;دنیا غرق نگاه زیبایت شد . زیبایی هایی دنیا از آمدن تو پیدا شد . روزها گذشت و چهره ی زیبایت در آسمان دلم آفتابی شد . دریای زندگی به داشتن مرواریدی مثل تو می نازد . </FONT></P> <P><FONT size=3 face=tahoma,arial,helvetica,sans-serif>همه ی زیبایی های دنیا با آمدن تو ما آید و اینگونه زندگی با تو زیبا می شود . اینگونه چشمانم با دیدن یکی مثل تو عاشق می شود ...</FONT></P> <P><FONT size=3 face=tahoma,arial,helvetica,sans-serif>&nbsp;و امروز روز میلاد دوباره ی توست ، در این هوای ابری&nbsp;نیز خورشید در لابه لای ابرها به انتظار دیدن توست ...</FONT></P> <P><FONT size=3></FONT>&nbsp;</P> <P><IMG title="کارت پستال تبریک تولد" alt="کارت پستال تبریک تولد" src="http://www.beytoote.com/images/stories/housekeeping/hhh49.jpg" width=502 height=300></P> <P><FONT size=3 face=tahoma,arial,helvetica,sans-serif></FONT>&nbsp;</P> <P><FONT size=3 face=tahoma,arial,helvetica,sans-serif>و این لحظه قشنگترین ساعت دنیاست و این ماه درخشانترین ماه دنیاست که تو را درون تصویر نورانی اش می بیند . آمدی به دنیا و دنیا مات و مبهوت به تو می نگرد ... همه جا&nbsp;راسکوت فرا گرفته&nbsp;تا خدا صدای تو را بشنود .</FONT></P> <P><FONT size=3 face=tahoma,arial,helvetica,sans-serif>&nbsp;صدای دلنشین تو در لحظه ی شکفتنت ، عطر حضورت فراگرفته همه ی زمین را...</FONT></P> <P><FONT size=3></FONT>&nbsp;</P> <P><IMG title="کارت پستال تبریک تولد " alt="کارت پستال تبریک تولد " src="http://www.beytoote.com/images/stories/housekeeping/hhh35.jpg" width=435 height=441></P> <P>&nbsp;</P> <P><FONT face=tahoma,arial,helvetica,sans-serif><FONT size=3><STRONG>تو یک رویایی که حقیقت داشتنت معرکه است ، داشتن یکی مثل تو معجزه است </STRONG>. </FONT></FONT></P> <P><FONT face=tahoma,arial,helvetica,sans-serif><FONT size=3>امروز روز میلاد دوباره ی توست ومن خیلی خوشبختم&nbsp;از اینکه مال منی ... جز این احساسات چیزی در دلم نمانده ، این هدیه&nbsp;تا آخر عمرم در دلم می ماند که دوستم داری و قلبت این شعر عاشقانه را تا آخرش خوانده ...</FONT></FONT></P> <P><FONT size=3><FONT face=tahoma,arial,helvetica,sans-serif>امروز یک روز مقدس است که مدتها به انتظار آمدنش نشستم ... </FONT></FONT></P> <P><FONT size=3><FONT face=tahoma,arial,helvetica,sans-serif>عشق من منتظرم بیایی تا عاشقانه تو را در آغوش بگیرم و بفشارم تو را ... تا بگویم دوستت دارم و بگیرم دستانت را ... تا احساسم را به تو هدیه دهم و تبریک بگویم روز تولدت را ...&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; تولدت مبارک <STRONG>عشق من</STRONG></FONT>&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;</FONT></P> text/html 2012-06-20T12:26:20+01:00 apolo49.mihanblog.com Hossein sj بی تو http://apolo49.mihanblog.com/post/345 <P>خواستمت اما نشد،دلتنگت شدم آواره گشتم.</P> <P>می خواهمت نمی شود از تو گذشت حتی به قیمت چروک روی دست.</P> <P>دنیا تار است برایم خوشی های دنیا فدای دل تنگی هایت.</P> text/html 2012-06-14T11:57:16+01:00 apolo49.mihanblog.com Hossein sj برای تو هر چه نویسم کم است.... http://apolo49.mihanblog.com/post/344 <P><FONT size=2 face=tahoma,arial,helvetica,sans-serif>بنام خالق</FONT></P> <P><FONT size=2 face=tahoma,arial,helvetica,sans-serif>همه ی درها برویم بسته است، از پنجره دل تنگی ها نگاهت می کنم.</FONT></P> <P><FONT size=2 face=tahoma,arial,helvetica,sans-serif>دلتنگم، با اشک می نویسم، چشمانم برای توست. رنگ دنیا را بی تو از چه سو</FONT></P> <P><FONT size=2 face=tahoma,arial,helvetica,sans-serif>می خواهند این چشمان. بی تو تاریکی کافی است برایشان.</FONT></P> <P><FONT size=2 face=tahoma,arial,helvetica,sans-serif><IMG src="http://www.desicomments.com/dc1/03/85420/854201.jpg"></FONT></P> <P><FONT size=2 face=tahoma,arial,helvetica,sans-serif>تو را می خواهم ، فقط تو. &nbsp;چه باید کرد؟</FONT></P> <P><FONT size=2 face=tahoma,arial,helvetica,sans-serif>دستانم لرزانند، دلهره ی تنهایی جانشان را گرفته است.</FONT></P> <P><FONT size=2 face=tahoma,arial,helvetica,sans-serif>فردا را نمی خواهم ، چرا که فردا تو را در کنارم ندارم.</FONT></P> <P><FONT size=2 face=tahoma,arial,helvetica,sans-serif>بی&nbsp;تو بودن یعنی از جا کندن قلب آرزها.</FONT></P> <P><FONT size=2 face=tahoma,arial,helvetica,sans-serif>بی تو بودن یعنی ماهی بدون آب.</FONT></P> <P><FONT size=2 face=tahoma,arial,helvetica,sans-serif>قصه خوان قصه من فردای نبود م اگر که دلتنگ شدی </FONT></P> <P><FONT size=2 face=tahoma,arial,helvetica,sans-serif>به همان مهربانی هایت مرا ببخش که نیستم و آرامت کنم.</FONT></P> <P><FONT size=2 face=tahoma,arial,helvetica,sans-serif>برای تو هرچه نویسم کم است..</FONT></P> <P><FONT size=2>نویسنده: hossein h&amp;s</FONT></P> text/html 2012-05-29T12:58:59+01:00 apolo49.mihanblog.com صبا ❤زود بیا ... !❤ http://apolo49.mihanblog.com/post/343 <P><FONT size=2>امروز صفحه ی خالیِ زندگی ام پُر شده بود ... دیگر از هیچ کس نمی ترسیدم.</FONT></P> <P><FONT size=2>گفتنی ها را حرف زدم ، کودکی ها را مُرور کردم ... و زمان فراموش شد.</FONT></P> <P><FONT size=2>کنارِ مهربانیِ تو ، مهربانیِ من هیچ بود ... همه چیز آرام بود حتی نَفس های من و تو ...</FONT></P> <P><FONT size=2>من حِس می کردم با تو و در کنارِ تو هستم،نه هزاران کیلومتر دورتر از تو!</FONT></P> <P><FONT size=2>امروز باز هم دلتنگی را تجربه کردم ... عادت همیشگی ام!</FONT></P> <P><FONT size=2>امروز خنده هایم بلند بود و قلبم پُر از شادی... انگار نه انگار رختخوابم&nbsp;خیسِ اشک بود!</FONT></P> <P><FONT size=2>کاش می شد هر لحظه با تو بود و با تو خندید ... </FONT></P> <P><FONT size=2>کاش زندگی دو صفحه داشت ... صفحه ی اول تو،صفحه ی دوم من...</FONT><FONT size=2>و هیچ کس خلوتِ صفحه ها را به هم نمی ریخت.</FONT></P> <P><FONT size=2>کاش زندگی فقط همین بود،فقط همین!</FONT></P> <P><FONT size=2>کاش می شد حرف ها را شست تا صادق می شدند،کاش می شد اعتماد را تزریق کرد!</FONT></P> <P><FONT size=2>کاش می شد فاصله ها را از بین برد تا یک&nbsp;شهر به یک قدم تبدیل می شد.</FONT></P> <P><FONT size=2>کاش می شد ... !</FONT></P> <P><FONT size=3></FONT>&nbsp;</P> <P><FONT size=3><IMG style="WIDTH: 339px; HEIGHT: 211px" border=0 hspace=0 alt="" align=baseline src="http://img4up.com/up2/51563337045965421696.jpg" width=315 height=134></FONT></P> <P><FONT size=3></FONT>&nbsp;</P> <P><FONT size=3>...</FONT></P> <P><FONT size=3>تمامِ خنده هایم را نذرِ برگشتنت کردم ، زود بیا ...&nbsp;</FONT></P> <P>پ.ن ~~~&gt; ۲/۹۱</P> text/html 2011-09-25T16:10:56+01:00 apolo49.mihanblog.com نیلوفر هوای بودنت http://apolo49.mihanblog.com/post/333 <p class="MsoNormal" style="margin: 0in 0in 10pt; text-align: center;"><span dir="rtl" style="font-size: 10pt; line-height: 115%; font-family: 'Tahoma','sans-serif';" lang="FA"><font style="font-size: 68pt;" color="#000000" face="B Tabassom "><font style="font-size: 8pt;" color="#010101" face="Tahoma"><font color="black"><font color="black"><a href="http://jojo-bijor.mihanblog.com/post/author/375089"><img src="http://nasiriphotos.com/blog/blogimg/autumn-wind.jpg"></a></font></font></font></font></span></p> <font style="font-family: verdana,arial,helvetica,sans-serif; font-weight: bold; color: rgb(102, 51, 102);" size="3"><br></font><div style="text-align: center;"><font style="font-family: verdana,arial,helvetica,sans-serif; font-weight: bold; color: rgb(102, 51, 102);" size="3">وقتی باد <span style="color: rgb(255, 0, 0);">شالیزار</span> را میرقصاند</font><br style="color: rgb(102, 51, 102);"><br style="color: rgb(102, 51, 102);"><font style="font-family: verdana,arial,helvetica,sans-serif; font-weight: bold; color: rgb(102, 51, 102);" size="3"><font style="color: rgb(255, 0, 0);" size="4">دلم</font> هوای بودنت را میکند </font><br style="color: rgb(102, 51, 102);"><br style="color: rgb(102, 51, 102);"><font style="font-family: verdana,arial,helvetica,sans-serif; font-weight: bold; color: rgb(102, 51, 102);" size="3">گرفتن دستانت و رقصیدن زیر نور <font size="4"><span style="color: rgb(255, 0, 0);">ماه</span></font></font></div> text/html 2011-09-19T10:17:08+01:00 apolo49.mihanblog.com صبا ❤تو همیشه دعوتی!❤ http://apolo49.mihanblog.com/post/332 <P><FONT size=4>همه ی دلتنگی های دنیا وقتی سراغت می آد که یه شبِ پاییزی ، زیرِ سقفِ آسمونِ پر ستاره ی&nbsp;شمال ، یه قلم برداری و بنویسی ؛ </FONT></P> <P><FONT size=4></FONT>&nbsp;</P> <P><FONT size=4>از بارونی که داره نم نم می آد ، از صدای بوقِ ماشین عروسی که چندتا خونه بیشتر فاصله شون نیست و فکرشم نمیکنن که اینجا یه کسی داره از اونا مینویسه. خوش به حالشون،چقدر الکی خوشن!</FONT></P> <P><FONT size=4></FONT>&nbsp;</P> <P><FONT size=4>مینویسی از دلتنگی ای که ازت جدا نمیشه،</FONT><FONT size=4>که هر چند داره عادتت میشه اما هنوزم هر لحظه ش واست تازگی داره.</FONT></P> <P>&nbsp;</P> <P><FONT size=4>دلتنگی ای که فقط تو میفهمیش نه هیچ کسِ دیگه.یار و یاورِ همیشگیت! </FONT></P> <P><FONT size=4></FONT>&nbsp;</P> <P><IMG style="WIDTH: 424px; HEIGHT: 299px" border=0 hspace=0 alt="" align=baseline src="http://www.upsara.com/images/ql4qzfh3a5glusn5rcsb.jpg" width=398 height=206></P> <P>&nbsp;</P> <P><FONT size=4>از "مهربونی" مینویسی که شاید اونم الان دستاتو کم داره! اونم الان صدای نفس هاتو کم داره! درست مثه تو! </FONT></P> <P><FONT size=4>...</FONT></P> <P><FONT size=4>بارون بند اومد ، دیگه خبری از صدای بوق و کف و سوت نیست! همه جا ساکته ، اما دلتنگی ِ تو همچنان ادامه داره...!</FONT></P> <P><FONT size=4>مهربونم ، نگی به یادت نبودم! </FONT></P> <P><FONT size=4>&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; تو همیشه دعوتی ، راس ِ ساعتِ دلتنگی...!</FONT></P> <P><FONT size=4></FONT>&nbsp;</P> <P><FONT size=4>پ.ن ~~~ ۲۵/۶/۹۰ </FONT></P>